صدای شیعه: حجت الاسلام نصرالله پژمانفر، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس عصر امروز در جمع فعالان فرهنگی مشهد با اشاره به قوانین مصوب پس از انقلاب درباره حجاب و عفاف از جمله قانون حجاب و عفاف که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین و برای 23 دستگاه کشور در این زمینه وظایفی را تعیین کرده است، گفت: اگر این قانون ابلاغ شده و دستگاه ها به وظایف شان عمل می کردند اکنون وضعیت حجاب و عفاف جامعه این گونه نبود.
وی افزود: هر چند هنوز هم نقایص قانونی وجود دارد و نیازمند قانون های مکمل در این زمینه هستیم اما آنچه مسلم است قانون به تنهایی برای تحقق وضعیت مطلوب در هیچ زمینه ای کافی نیست و و اراده جدی و فراگیر مردم و مسؤولان را می طلبد.
عفاف و حجاب یک مسأله فرهنگی است نه امنیتی
حجت الاسلام پژمانفر با بیان اینکه عفاف و حجاب یک مسأله فرهنگی است نه امنیتی، تصریح کرد: متأسفانه بسیاری با بعد امنیتی دادن به این مسأله، فعالیت در این زمینه را با مشکلاتی مواجه کرده اند.
نماینده مردم مشهد در مجلس با اشاره به تذکر یکی از نمایندگان در نطق خود پیرامون وضعیت حجاب خطاب به رییس جمهور و توضیحات غیرقابل قبول رییس جمهور در پاسخ به وی، گفت: در پایان، رییس جمهور وزارت کشور را موظف به ارائه گزارش عملکرد دستگاه ها کرد که ارجاع این مسأله به وزارت کشور امنیتی بودن آن را به ذهن متبادر می کند.
برخورد امنیتی در قبال هنجارشکنان شبکه ای و توطئه گران لازم است
وی با تأکید بر اینکه عفاف و حجاب یک مسأله فرهنگی است و متولی آن نیز باید دستگاهی فرهنگی باشد، افزود: عمده سرمایه گذاری در زمینه عفاف و حجاب نیز باید در بخش فرهنگی باشد البته برخورد امنیتی هم در قبال هنجارشکنانی که شبکه ای و به قصد توطئه علیه نظام و فرهنگ اسلامی عمل می کنند، ضرورت دارد.
حجت الاسلام پژمانفر تصریح کرد: اغلب افراد بدحجاب کسانی هستند که کار دقیق و عمیق فرهنگی برایشان صورت نگرفته و با آگاهی از فلسفه حجاب و پوشش رویکردشان تغییر می کند.
لزوم ورود همگانی برای اصلاح وضعیت عفاف و حجاب
وی در ادامه به تبیین رئوس بیانات رهبر معظم انقلاب در رابطه با حجاب و عفاف پرداخت و گفت: اولین اصل از دیدگاه ایشان، ورود همه افراد به این عرصه است چرا که حتی اگر جامع ترین قوانین را داشته باشیم و همه عامل به ان باشند، برای ایجاد باور عمیق نسبت به عفاف و حجاب کافی نیست.
ضعف باورها و ریشه های اعتقادی در زمینه حجاب؛ مهم ترین عامل ناهنجاری های کنونی
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس اضافه کرد: مساجد به عنوان قرارگاه های فرهنگی در این زمینه باید جلودار باشند و برای جبران ضعف باورها، برداشت ها و ریشه های اعتقادی افراد در زمینه حجاب که مهم ترین عامل ناهنجاری های کنونی جامعه است، برنامه ریزی کنند.
وی با تأکید بر لزوم ایجاد بسترها و ابزارهای گفت وگو برای گروه ها و سنین مختلف به منظور آشنایی با فرهنگ حجاب، خاطرنشان کرد: از ضعف های آموزش و پرورش ما همین است که به تذکراتی محدود در این زمینه اکتفا کرده و برای تعمیق باورهای دینی دانش آموزان کوتاهی می کند.
ضرورت مطالبه مردمی فراگیر از مسؤولان
حجت الاسلام پژمانفر، دومین مسأله مورد تأکید رهبر معظم انقلاب در زمینه عفاف و حجاب را افزایش مطالبه گری از مسؤولان دانست و با اشاره به طرح سؤال از وزرای مختلف مطابق وظایفشا در قانون عفاف و حجاب، اظهار کرد: این مطالبه در مجلس لازم است اما کافی نیست. دستگاه های نظارتی بر عملکرد دستگاه ها باید مطالبه داشته باشند؛ بخش مهم مطالبه که باید فراگیر شود، مطالبه مردمی فراگیر است که نباید محدود به زمان و مکان یا فرد خاصی باشد.
عدم اکتفا به جریان های حاکمیتی و دولتی
این نماینده مجلس، عدم اکتفا به جریان های حاکمیتی و دولتی را از دیگر موارد مدنظر رهبری در زمینه عفاف و حجاب برشمرد و گفت: ایشان می فرمایند امید من به همین نیروهای مردمی و جوان انقلابی در عرصه های فرهنگی است.
وی با بیان اینکه ولنگاری فرهنگی، تعبیر واقعا نگران کننده ای است، افزود: ولنگاری مسأله بزرگی است؛ مهم ترین فاکتور در پیشبرد گفتمان ما همین عرصه فرهنگی است که دشمن دارد آن را از ما می گیرد.
برای رفع ولنگاری فرهنگی باید در جبهه داخلی مبارزه کنیم
حجت الاسلام پژمانفر با بیان اینکه این ولنگاری مربوط به داخل است و متاسفانه برای رفع آن باید مقابل برخی عناصر داخلی بایستیم، ابراز کرد: برخی ناهنجاری ها را دستگاه های فرهنگی خودی با پول بیت المال ایجاد می کنند که لازمه مقابله با آن، حضور پرشور ما است حضوری که مشکلات بزرگتر را تاکنون حل کرده است.
همه مسؤولیت را متوجه نیروهای امنیتی کردن، آغاز انحراف است
وی با تأکید بر لزوم مشارکت همگانی برای اصلاح وضعیت عفاف و حجاب، افزود: اینکه فقط نیروی انتظامی را در این زمینه دخیل بدانیم، نقطه آغاز انحراف است.
وضعیت کنونی حجاب، اتفاقی یک روزه نیست که یک روزه اصلاح شود
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس، فهم مسأله را از دیگر نکات مورد تأکید رهبری درباره عفاف و حجاب معرفی و تصریح کرد: وضعیت کنونی حجاب، اتفاقی یک روزه نیست که یک روزه و ضربتی اصلاح شود.
حجت الاسلام پژمانفر یادآور شد: دشمن در شیبی ملایم از زمان کشف حجاب رضاخانی و با برنامه ریزی گسترده و دقیق وارد عرصه شده و کار فرهنگی می کند طبعا ما هم باید در مقابل، کار فرهنگی انجام دهیم.
منبع: رسا
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 0:43
صدای شیعه به نقل از ابنا: پس از هشت روز ناآرامی در کشمیر هند که 45 کشته و 3000 نفر نیز مجروح بر جای گذاشت، پلیس دهها هزار نسخه روزنامه در کشمیر را جمعآوری و کارکنان چاپخانهها را بازداشت و اطلاعرسانی را محدود کرده است.
تیمهایی از افسران شنبه شب به دفاتر روزنامههای اصلی در منطقه ناآرام کشمیر ریختند و روزنامهها را به منظور محدود کردن اخبار درباره درگیریهای کشنده ضبط کردند.
در همین حال ممنوعیت آمد و شد برای هشتمین روز پیاپی تمدید شد.
در شرایطی که اینترنت و شبکههای تلفن همراه قطع است، مقامها برنامههای تلویزیونی را هم قطع کردهاند و هراس دارند که انتشار اخباری از مرگ معترضان بیشتر به اعتراضات دامن بزند. این اقدامات در پی بدترین خشونتهای این منطقه در سالهای اخیر انجام شد.
یکی از شاهدان عینی میگوید: پلیس شنبه شب به روزنامههای چاپی حمله کرده و نسخههای چاپ شده را توقیف کرد. هشت تن از کارکنان یکی از روزنامههای انگلیسی زبان هم بازداشت شدند. حتی برخی از نسخهها هم که در تعدادی از شهرها توزیع شده بود، جمعآوری شدند.
ناآرامیهای کشمیر در پی کشته شدن «برهان وانی» از فرماندهان جوان کشمیر رخ داد. این اتفاق هشتم ژوئیه در جریان درگیری و تبادل آتش با نیروهای دولتی رخ داد. معترضان هفته گذشته به برخی از ایستهای پلیس حمله کردند و خودروهای آنها را به آتش کشیدند و سنگ به کمپهای نظامیان پرتاب کردند. در این منطقه حدود 500 هزار سرباز هندی مستقر است.
به گزارش سایت kashmirobserver تا کنون در این درگیریها 45 تن کشته و بیش از 3000 تن زخمی شدهاند.
بیشتر زخمیهای این حادثه از ناحیه چشم آسیب دیدهاند و گفته میشود استفاده پلیس از گلولههای ساچمهای علت نابینایی مردم شده است. و دولت اجازه انتشار گزارشهای دقیق از صحنه درگیریها را نمیدهد و ارسال گزارشها به دلیل کنترل کامل شبکههای اجتماعی در فضای مجازی نیز برای مردم بسیار به سختی انجام میشود.
نیروهای امنیتی هند روز جمعه هفته گذشته با دریافت اطلاعاتی درخصوص حضور «وانی» در نماز جمعه منطقه «انانتاگ» در ایالت جامو و کشمیر با محاصره منطقه، وی و دو همراهش را به قتل رساندند.
پلیس برای دستگیری این رهبر جوان حزب المجاهدین که محبوبیت زیادی در بین جوانان کشمیر داشت، 15 هزار دلار جایزه تعیین کرده بود.
پلیس کشمیر برای کنترل اوضاع از روز شنبه ممنوعیت رفت و آمد و تجمع در شهرهای سرینگر، پولواما، انانتیگ، شوپیان، کوپوارا و کولگام به مرحله اجرا گذاشت.
جمهوری اسلامی ایران، پاکستان، سازمان ملل و جهان اسلام با محکوم کردن خشونت نیروی امنیتی هند علیه مردم کشمیر ابراز نگرانی کردهاند و سازمانهای دیدهبان حقوق بشر و عفو بینالملل خواستار توقف کشتار مسلمانان در این منطقه شدهاند.























برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 0:43
صدای شیعه به نقل از پایگاه خبری العهد: دادگاه رژیم آل خلیفه حکم نهایی انحلال جمعیت «الوفاق» بزرگترین جمعیت مخالف این کشور را صادر کرد.
براساس این حکم اموال و دارایی های این جمعیت نیز به نفع دولت مصادره خواهد شد.
دادگاه بحرین پیشتر فعالیت این جمعیت را به تعلیق درآورده بود.
شیخ سلمان رهبر جمعیت وفاق بحرین در ژوئیه 2015 به اتهام تحریک مردم برای انجام اعمال خشونت آمیز به چهار سال زندان محکوم شد؛ حکمی که انتقاد شدید گروه های حقوق بشر را در پی داشت. دادگاه بحرین در ماه های اخیر این حکم را به 9 سال افزایش داد.
شیخ علی سلمان در دسامبر 2014 بازداشت و در دادگاه سال قبل ٬ از اتهام براندازی نظام پادشاهی این کشور تبرئه شد، اما دادگاه وی را به تلاش به تحریک ضد حکومت آل خلیفه متهم کرد.
الوفاق که پیش از این بزرگ ترین جناح مجلس بحرین بود، در فوریه 2011 در اعتراض به خشونت و سرکوب معترضان توسط نظام استبدادی آل خلیفه، پارلمان این کشور را ترک کرد.
کشور کوچک اما راهبردی بحرین از سال 2011 که با همدستی عربستان اعتراض های گسترده مردمی به رهبری اکثریت شیعی این کشور را سرکوب کرد، دستخوش ناآرامی شده است. معترضان خواستار اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی هستند.
به رغم سرکوب های صورت گرفته در قیام مردمی سال ٬2011 این کشور همچنان شاهد درگیری میان پلیس و معترضان است.
منبع: ایرنا
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 0:43
صدای شیعه: «ترکی الفیصل» رئیس سابق دستگاه اطلاعات رژیم سعودی و مقام بلندپایه این رژیم اخیرا در همایش سالیانه فرقه رجوی در پاریس اقدام به ایراد سخنرانی کرد. وی در جریان این سخنرانی دو بار از «مسعود رجوی» سرکرده گروهک منافقین به عنوان «المرحوم» یاد کرد. در ابتدا برخی چهره های وابسته به گروهک منافقین مدعی شدند که به کار بردن این واژه در وصف «مسعود رجوی» از باب احترام استفاده شده و وی در قید حیات است.
در این میان، مسأله زنده بودن یا نبودن «مسعود رجوی» در میان نیست؛ مسأله این است که رژیم سعودی همچنان به کینهتوزیهای گسترده خود علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه میدهد، تا جایی که حتی از حمایت مستقیم از منافقین هیچ ابایی ندارد. برخی از کارشناسان با استناد به اصل «ترجمه و مطابقت آن با لحن گوینده» بر این باورند که رئیس سابق دستگاه اطلاعات رژیم سعودی و مقام ارشد این رژیم، با حالت تمسخر قصد داشته از «مسعود رجوی» به عنوان یک مهره سوخته یاد کند و درست به همین دلیل از وی به عنوان «مرحوم» یا کرده است؛ کلمه ای که لزوما به عنوان عدم وجود فیزیکی وی نیست.
اگر فرضیه یاد شده درست بوده و «ترکی الفیصل» قصد اشاره تلویحی پایان دوران «مسعود رجوی» را داشته، بدون شک اولین نامی که به عنوان جایگزین وی به اذهان متبادر میشود، نام «مریم رجوی» است؛ کسی که بارها و در مناسبت های مختلف از کینههای دیرینه خود با جمهوری اسلامی ایران پرده برداشته است. پر واضح است که حمایت رژیم سعودی از گروهک منافقین آن هم در این سطح یعنی توسط یک مقام عالیرتبه سابق و ارشد کنونی این رژیم یک مسأله ساده نبوده و حامل پیام های متعددی است؛ پیامهایی سرشار از کینه و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران.
فارغ از اظهارات «ترکی الفیصل» مقام ارشد رژیم سعودی در همایش سالانه فرقه رجوی در پاریس، حضور وی در این همایش نوعی دهن کجی آشکار به جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. مقامات رژیم سعودی باید در قبال این اقدام «ترکی الفیصل» در مقابل افکار عمومی منطقه و جهان پاسخگو باشند و توضیح بدهند که چگونه شعارهای زیبایی را به منظور عوامفریبی در حمایت از تروریسم سَر می دهند و در عین حال با کسانی که طی چندین دهه اقدامات ننگینشان جای هیچ شکی در تروریست بودن آنها باقی نمیگذارد، همپیاله می شوند و در حمایت از آنها به گزافه سخن می گویند؟

«ترکی الفیصل» در همایش مذکور و در میان تشویق های مکرر حضّار که به نام شماری از آنها اشاره خواهیم کرد، خطاب به «مریم رجوی» که دشمنی با جمهوری اسلامی ایران را از بزرگترین افتخارات خود قلمداد می کند، می گوید: «از خداوند می خواهیم تا شما را در رسیدن به اهدافتان یاری دهد». در این هنگام وی باز هم مورد تشویق حضّار قرار میگیرد. حال باید از مقامات سعودی پرسید که آیا آرزوی موفقیت برای دشمن دیرینه ایران که و آرزوی تحقق اهدافش که چیزی جز ضربه زدن به این کشور نیست، به مثابه اعلام غیررسمی جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟ اگر پاسخ منفی است، پس چه تفسیری برای آنچه رخ داده است، می توان یافت؟
«ترکی الفیصل» در ادامه اظهارات خود، گروهک منافقین را خطاب قرار می دهد و می گوید: «ما با شما هستیم؛ ما در کنار شما هستیم». وی پس از این اظهارات و حمایت مستقیم از گروهک تروریستی ـ تکفیری «منافقین» باز هم از تشویق حاضران در همایش بی نصیب نمی ماند. البته حمایت آشکار رژیم سعودی از تروریسم در برابر ایران اصلا تعجببرانگیز نیست؛ گردن کلفتیها و گزافهگوییهای مقامات ریز و درشت رژیم سعودی به مسأله ای روزمره تبدیل شده و کاملا بدیهی است که آنها پس از مشاهده تعظیم سازمان ملل متحد در برابر خود به خاطر یک مُشت دلار، به خود اجازه چنین گُندهگوییهایی را بدهند.
همانگونه که گفته شد، در این میان، مسأله مرگ یا زنده بودن «مسعود رجوی» مطرح نیست، چراکه او به همراه دیگر همقطاران خود در گروهک منافقین، در صورتی که زنده هم باشد یک مهره سوخته محسوب می شود و در این زمینه هیچ تفاوتی با دیگر همپیالههای سفّاک خود ندارد. با این وجود، از آنچه که در همایش سالانه فرقه رجوی در پاریس اتفاق افتاد و سخنانی که بر زبان «ترکی الفیصل» جاری شد، بوی توطئه استشمام می شود و این درست همان چیزی است که حائز اهمیت به نظر می رسد.
در همین ارتباط، «عبدالله شهبازی» نویسنده و پژوهشگر ایرانی می گوید: «نظر میرسد کانونهای جهانی و منطقهای ضد ایرانی که تلاشهای آنها برای تجزیه و ترسیم جغرافیای جدید سیاسی در خاورمیانه به دلیل استواری ایران به شکست انجامیده، اینک میخواهند پدیدهای همچون داعش و معارضان سوری را در ایران نیز علم کنند». وی همچنین ادامه می دهد: «هر چند اقتدار و ثبات امنیتی ایران بسیار فراتر از تصور این کانونها است ولی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی باید اعلام جنگ شِبه رسمی آلسعود را با اهرم فرقه رجوی و همدستان آن به ویژه در مناطق مرزی ایران چون بلوچستان و کردستان، جدی تلقی کنند».

مقامات رژیم سعودی تاکنون بدون ارائه هیچگونه سند و مدرکی، جمهوری اسلامی ایران را به حمایت از تروریسم و ایجاد اخلال در امنیت و ثبات منطقه متهم کره اند. این در حالی است که حمایت های مالی ـ تسلیحاتی آنها از تروریست های تکفیری در منطقه و جهان بر هیچکس پوشیده نیست و اکنون نیز حمایت آشکار آنها از یک گروهک تروریستی مُهر تأیید دیگری بر تروریسمپروری این خاندان محسوب می شود.
از آنجایی که «ترکی الفیصل» رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودی روزی مأمور ایجاد ارتباط میان این رژیم با رژیم صهیونیستی بوده است، اصلا بعید نیست که رابط میان صهیونیستها و گروهک منافقین نیز بوده و یا باشد. اظهارات وی از این حقیقت پرده برداشت که رژیم سعودی علاوه بر حمایت های گسترده از گروه های تروریستی ـ تکفیری در منطقه علیه ایران و محور مقاومت، همچنان به حمایت همه جانبه از گروهک منافقین ادامه می دهد و قصد احیای این گروهک مُرده را دارد.
در همین ارتباط، «عبدالله شهبازی» می نویسد: «مایلم بدانم که این کارهای دولت سعودی چقدر میتواند موفق باشد. در شرایطی که آنها مشخصاً از القاعده حمایت کردهاند و به گروههای سلفی رادیکال در عراق و سوریه کمکهای مالی و نظامی میکنند، حمایت از یک گروه تروریستی دیگر چه سودی ممکن است برای آنها داشته باشد؟ آن هم گروهی که صدام حسین سالها پیش همین ایده را با آنها اجرا کرد و به هیچ جا هم نرسید».
وی همچنین می افزاید: «مسأله مرگ یا زنده بودن مسعود رجوی اهمیتی ندارد گرچه بنظرم سخنان ترکی الفیصل کاملاً معنا داشت و اعلام میکرد که رهبری فرقه رجوی با مریم رجوی است بدون واسطه و نیابت. این شروع دور جدیدی است از پروژه داعشیزه کردن ایران. تلاشی است که مدتهاست شروع شده ولی به جایی نرسیده است».
اما شرکت کنندگان در گردهمایی گروه منافقین چه کسانی بودند؟ شماری از چهرههای عربی و بینالمللی از جمله «سید احمد غزالی» نخستوزیر الجزایر در اوائل دهه 90 میلادی، «صلاح القلاب» وزیر پیشین اطلاعرسانی اردن، «محمد عرابی» وزیر خارجه پیشین مصر در اوائل سال 2011، «عزام الاحمد» از اعضای جنبش فلسطینی فتح و نیز «برنار کوشنر» وزیر خارجه پیشین فرانسه، «خوسه لوئیس ساپاترو» نخستوزیر پیشین اسپانیا، «جان بولتون» نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل و «روددی جولیانی» شهردار پیشین نیویورک از شرکتکنندگان در گردهمایی بودهاند.
گفته می شود که شماری از چهره های وابسته به ائتلاف موسوم به معارضان سوری نیز در این همایش حضور بهم رساندند. برگزاری این همایش با محوریت گروهک منافقین لکه ننگ دیگری بر پیشانی دولت فرانسه به دلیل حمایت های آن از تروریست ها محسوب می شود. برگزاری این همایش در فرانسه نشان داد که پاریس، حمایت از تروریسم را تنها برای دیگران «غیر قانونی» و «غیر اخلاقی» قلمداد می کند، اما برای خود هیچ حد و مرزی در ارائه انواع خدمات به تروریست ها قائل نیست.
منبع: مهر
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 5:29
صدای شیعه به نقل از قدس آنلاین: تصور این بود که ماجرا با این دو اتفاق تمام خواهد شد اما این سریال ادامه داشت. فیشهای نجومی و ارقام غیرقابل دسترس آن برای قشری که به حداقلهای قانون کار و رهنمودهای مقام معظم رهبری برای اقتصاد مقاومتی و کمک به استقلال اقتصادی کشور قناعت کرده بود، چیزی جز بیاعتمادی به دنبال نداشت. هرچند دردی که از این رقمهای بالا به دل حامیان نظام و دولت نشست خیلی فراتر از آن بود که با مرهمی آرام و جبران شود.
اما اینکه داستان این فیشهای حقوقی چقدر توانسته روی افکار عمومی تأثیر بگذارد و سبب کاهش اعتماد ملت به دولت شود سؤالی است که «قدس» را پای سخنان کارشناسان نشانده است.
دکتر عیسی کوهستانی، حقوقدان، در همین خصوص به «قدس» میگوید: این حقوقها و فیشهای لو رفته آنها به لحاظ حقوقی و اجتماعی آثار منفی بسیاری به دنبال دارد. اما توجه به یک نکته خیلی ضروری است؛ این حقوقهای غیرقانونی نجومی و رانتهایی که خارج از این قاعدههای قانونی آشکار و در فضای مجازی افشا شد، حاکی از بخشی از فساد اداری و اقتصادی حاکم بر کشور ما است؛ هرچند توجه به این جزء نباید ما را از کلیت فساد احتمالی در دستگاههای دولتی غافل کند.
مصلحتاندیشی و تبعات منفی اجتماعی
وی معتقد است اگر با آن برخورد قاطع و قانونی نگردد و مصلحتاندیشی شود، مثل آنچه متأسفانه تا امروز در مورد همین فیشهای حقوقی نجومی شاهد آن بودهایم، طبعاً آثار منفی بسیاری در پی خواهد داشت.
دکتر کوهستانی با تأکید بر اینکه نباید از مبارزه با ریشه های فساد غافل شویم میافزاید: توجه به این نکته ضروری است که قصه حقوقهای غیرقانونی نجومی و این رانتها، همة فساد موجود نیست! بلکه قضیه فراتر از این است.
این حقوقدان می گوید: از نظر حقوقی مسأله خیلی روشنی است که تمامی کارکنان دولت به ازای خدمتی که برای نظام انجام میدهند، قاعدتاً باید دریافتیهایی هم داشته باشند. در قانون حقوق و مزایا، طبق قانون ساری و جاری اداری و حقوقی کشور، این اعداد و میزان دریافتی مدیران در قبال خدمتشان کاملاً مشخص است.
حقوقهای خارج از قاعده مستوجب مجازات است
این حقوقدان با بیان اینکه قانون حقوق و دستمزد جزءجزء مبالغ و ریز تمامی اعداد را مشخص کرده است، میگوید: این قوانین بهصورت بسیار ریز و جزیی همه دریافتیهای کارکنان را بیان کرده و خارج از آن قوانین و قواعد، هر دریافتی ای که صورت بگیرد، خلاف قانون و مستوجب مجازات قانونی است. این امر در قانون هم در جای خود بحث مفصلی دارد و قوانین اداری نیز اینها را بررسی کرده است.
کوهستانی به آثار و تبعات اجتماعی حقوقهای نجومی اشاره کرده و میگوید: این اعداد و ارقام ضمن اینکه آثاری مانند حس تبعیض را در مردم ایجاد میکند، سبب ایجاد ناامیدی هم خواهد شد. لذا القای این حس در جامعه که گروهی برتر وجود دارند و این گروه خارج از هر قاعده و قانون هستند، حس بدی را ایجاد میکند. امروز ما نمیتوانیم افکار عمومی را نادیده بگیریم.
وی میافزاید: عموم مردم جامعه وقتی این گروه خاص را در اطراف خودشان میبینند -که حالا عنوان «یقه سفید» یا «آقازاده» به آنها میدهند- یا هر عنوان دیگری، فرقی نمیکند- که با ویژگیهایی برتر دریافتی حقوق بیشتری از سایرین و مسلماً سطح زندگی بسیار متفاوتتری دارند حس تبعیض، ناامیدی و خشم اجتماعی شدیدی در وجودشان ایجاد میشود.
این حقوقدان تأکید میکند: وجود چنین حقوقهایی و ایجاد چنین احساسی مسلماً میتواند در بلندمدت برای یک حاکمیت پایدار مثل جمهوری اسلامی خطرناک باشد.
باید جلوی رفتارهای اعتماد زدا گرفته شود
وی معتقد است: به نظر من آثارمنفی این حقوقها نه فقط این دولت بلکه دولتهای قبل را هم درگیر میکند.
او با بیان اینکه مردم به حاکمیت جمهوری اسلامی اعتماد دارند، میافزاید: اثر این اعتماد را ما میتوانیم با پاسخ مثبت مردم به حضور در پای صندوقهای رأی ملاحظه کنیم یا در تظاهراتها. در همین تظاهرات اخیر روز قدس، ببینید که مردم حضور چشمگیر و قابل توجهی دارند که حاکی از اعتماد و اعتقاد آنها به اصل نظام است.
به گفته وی، حتی اگر از منظر اعتقادی هم به کار مردم نگاه نکنیم و آن را صرفاً یک ابراز نظر یا اظهار نظر سیاسی و یک میتینگ سیاسی تصور کنیم، به لحاظ جامعه شناسی سیاسی نیز بسیار قابل تأمل است.
کوهستانی میگوید: مردم این اعتماد را به نظام دارند. در مقابل، مسؤولان جمهوری اسلامی باید این اعتماد را یک فرصت الهی بدانند و تلاش کنند تا زندگی مردم را روزبهروز بهبود ببخشند. ضمناً باید جلوی قوانین و رفتارهایی که باعث لطمه به این اعتماد مردم میشود را بگیرند. یکی از این موضوعات همین وضعیت فسادی است که بخشی از آن میتواند این حقوقهای نجومی و رانتها باشد. برخورد شدید با اینگونه موارد طبعاً میتواند آن اعتماد از بینرفته را برگرداند.
وی در پاسخ به این سؤال که تا کنون چقدر به موضوع این حقوقها رسیدگی شده و آیا به جایی رسیده یا خیر، میگوید: باید بگویم که یک نکته جای خوشبختی و یک نکته هم جای تأسف دارد. امروز میبینیم که در تمام رسانهها و افکار عمومی به آن پرداخته میشود و رسانهها آنرا پیگیری میکنند. این قسمت جای خوشبختی قضیه است که حداقل این بحث امروز مطرح شده است.
فساد دستگاه اداری قصه امروز و دیروز نیست
کوهستانی میافزاید: اما جای تأسف آن است که قصه این حقوقها و اینگونه حقوقبگیرها قصه امروز و دیروز نبوده و نیست و معلوم میشود که تا کنون کسی همّ و غمش این نبوده است. به نظرمن آنچه باعث شد به صورت جدی به این موضوع دامن زده شود، افکار عمومی بود.
به گفته این حقوقدان، اگر افکار عمومی به مدد رسانههای جدید به این موضوعات حساس نمیشدند، من بعید میدانستم که دولت خودش علاقهای داشت که موضوع را رسیدگی کند. حتی از سوی دستگاههایی که وظیفهشان نظارت بر این تخلفات است، تا کنون اقدام جدی صورت نگرفته است. ممکن است که مکاتبهای کرده باشند برای اینکه بخشی از وظیفه اداری خود را انجام دهند، که کسی نگوید کاری انجام نشده است.اما اینها نیاز به یک برخورد جدی و قاطع داشت که متأسفانه تا کنون اقدامی نشده است.
کوهستانی ادامه میدهد: البته عرض کردم که جای خوشبختی آن است که اکنون دارد این اتفاق میافتد و مشاهده شده که جناب رئیسجمهور اخیراً بیانهای را دادند و هیأتوزیران، سازمان بازرسی، دیوان محاسبات و مجلس، هرکدام بهنحوی ورود کرده و دارند این وضعیت را رسیدگی میکنند. هرچند رسیدگیهای امروز پاسخی به سهلانگاریها و غفلتهای بیدلیلی که در گذشته نسبت به این تخلفات شده، نخواهد بود.
ضعف نظارت؛ اولین مقصر
این دکترای حقوق با بیان اینکه ضعف نظارت اولین و مهمترین مقصر در شکلگیری چنین تخلفاتی است، ابراز میکند: انسان فاسد در هر سیستمی وجود دارد پس فساد و تبانی هم در آن سیستم خواهد بود که موجب جلوگیری از فساد در آن میشود. شاید در ظاهر کسانی مقصر باشند که این پولها را داده و گرفتهاند. اما باید ببینیم که چرا تا کنون این سهلانگاریها ایجاد شده که این فضاهای متخلفانه را به وجود آوردهاند.
وی معتقد است: باید از یک لایه عمیق تر به موضوع نگاه شود. حتی اگر امروز هم بناست به این موضوعات رسیدگی شود، نباید اینگونه باشد که چه کسانی این فساد را انجام دادهاند. این به نظر من یک معلول است و باید هم با این معلول برخورد شود.
کوهستانی با بیان اینکه قوانینی وجود دارد که به سادگی میشود روند عادی و سالم نظام اداری و مادی را دور زد، میگوید: اصلاح آن قوانین باید در اولویت مجلس باشد. نظارتها باید جدی و قاطعتر شود. از طرفی، نظارتها هم باید توسط افراد سالم صورت بگیرد و به تعبیر مقام معظم رهبری که فرمودند «با دستمال کثیف نمیشود جایی را تمیز کرد». سلامت باید در اولویت خود این نهادهای ناظر باشد. بعد از نهادهای نظارتی که باید این نظارت را به موقع و قاطع انجام میدادند که ندادند، دهندگان و دریافتکنندگان این پولها باید در این فضا پاسخگو باشند.
محمد صالح جوکار، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نهم، هم با تأکید بر تأثیرات منفی ناشی از این حقوقهای نجومی بر مردم عادی و مخصوصاً کسانی که حقوق های پایین دارند، به «قدس» میگوید: قدر مسلم این امر هزینههایی برای دولت و نظام در بر دارد.
حقوقهای نجومی نیشتری به فساد سامانه مدیریتی بود
وی معتقد است که وقتی که در یک سیستم دولتی نظارت نباشد و هر کس به هر طریقی و بدون ضوابط از بیتالمال بردارد و به آن دستدرازی کند، نشاندهنده سوءمدیریت است. لذا در این بخش، دولت باید جدیتر وارد شود و با ریشهها و سرمنشأ ایجاد این تخلفات و مشکلات در جامعه با شدت برخورد کند.
جوکار میگوید: برخورد با مجرمان نباید به همین سادگی باشد و در حد یک استعفا مسأله را تمامشده قلمداد کنند. قوه قضاییه باید رسیدگی جدی به این مسأله داشته باشد و این متخلفان میبایست در قبال جرمی که مرتکب شدهاند، پاسخگو باشند. زیرا این امر سبب تخریب افکار عمومی در جامعه شد و تا بخواهد ذهنیت و افکار عمومی بازسازی شود، زمان زیادی طول میکشد. از طرفی، همانطور که پیشتر هم گفتم، هزینه زیادی برای کشور و دولت دارد.
وی با اشاره به بیاعتمادی اجتماعی مردم در نتیجة این تخلفات در جامعه، تأکید میکند: دولت باید مصمم باشد و در این راستا بدون در نظر گرفتن هر گونه مصلحتی برخورد کند تا جلوی این فسادها گرفته شود و با افراد در هر مقام و پستی که باشند باید برخورد جدی شود.
این فعال سیاسی معتقد است که در کشور شورای حقوق و دستمزد داریم و باید این شورا در زمینه تعیین دستمزد تصمیمگیرنده باشد. بنابراین، صدور اینگونه مجوزها به هر دلیلی یا برداشت غیرقانونی بعضی از اشخاص و بستن لیست حقوق برای خودشان محکوم است. این نیشتری بود به فساد در سامانه مدیریتی کشور. باید بگذارند که این زخم باز شود تا همهجانبه و در سطوح مختلف مدیریتی بررسی شود.
جوکار میگوید: دستگاههای نظارتی مثل دیوان محاسبات و سازمان بازرسی هم باید نگاه دقیقتر و عمیقتری نسبت به این مسأله داشته باشند زیرا این امر موضوع مهمی است و مسلماً بر آینده سیاسی کشور ما تأثیر خواهد گذاشت.
وی درباره روند پیگیری تخلف حقوقهای نجومی ابراز میکند: تاکنون گزارشهایی ارایه شده و بررسیهایی صورت گرفته، اما ما همچنان منتظر هستیم. چون هر روز اعلام میکنند که قرار است گزارشش به مردم برسد ولی خوب این گزارشات هنوز دقیق و روشن بیان نشده است. اما آنچه مسلم است، چه از طریق دولت و مردم و چه از طریق قوه قضاییه، میباید هرچه سریعتر موضوع، بررسی و نتیجهاش را به استحضار مردم برسانند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 5:29
صدای شیعه: کفشهای موزی، شالهای کم عرض، لباسهای بیدکمه، روسریهای کوچک، پارچههای بدننما، شخصیتهای کارتونی هالیوودی ِنقش بسته روی مانتوها، حروف انگلیسی درشت، جملههای غلط و پرت، همه و همه به کمک قدرت بازار و کشش ویترینهای نورانی مغازهها در جامعه ریشه دواندند و نشستند بر سر و بدن مردم از قدیم تا امروز.
بازار پوشاک، آشفته بازاری است برای خودش، هر روز یک مدل میآید، یک روز ازغرب، روزی از شرق، روزی نزدیک به فرهنگ ما و یک روز آنچنان دور که حرمتشکنی فرهنگی میشود و ویترین مغازهها تحت فشار نیروهای نظارتی پاکسازی میشود.
دراین حین نیز عدهای مستاصل از نبود مدلهای موجه و خسته از گشت و گذار در بازار، عطای لباس دوخته را به لقایش میبخشند و روانه خیاطیها میشوند به امید به تن کردن لباسی که مردم چپ چپ نگاهشان نکنند.
بازار پوشاک ما آنچنان که انتظار میرود اسلامی ـ ایرانی نیست، ما سالهاست از ایجاد چنین بازاری دم میزنیم، ولی بازار هنوز آنی نیست که باید باشد، در حالی که ما میتوانیم و آنقدر طراحان جوان و باانگیزه داریم که بتوانند تراوشات ذهنیشان را روی الگو بیاورند، روی پارچهها نقش بزنند و لباسهای خوش رنگ و لعاب را بدوزند و در معرض دید مردم خسته از مدلهای غیروطنی کنند. اما انگار هنوز غفلتی در میان است، درحالی که نباید میبود، آن هم در بازاری پرسود و همهمه مدلینگ که اگر دیر بجنبیم مقهور مافیا خواهیم شد.
برندهای خارجی کمین کردهاند
برندهای خارجی مدتی است پشت مرزهای ایران صف کشیدهاند از لوازم آرایشی و بهداشتی گرفته تا پوشاک، برخی نیز این سوی مرز آمدهاند و مشغول فعالیت شدهاند. ایران بازار بزرگی برای برندهای مطرح دنیاست، یک بازار 80 میلیون نفری که اگر یک سوم این جمعیت به برندها روی خوش نشان دهند سودی فراوان عاید تولیدکنندگان خارجی خواهد شد.
این برندها همانهایی هستند که بازار پوشاک کشورهای منطقه حتی بازار محصولات حجاب کشورهای مسلمان را در اختیار گرفتهاند و طرحهای دلچسب برای آنها تولید میکنند، حتی چادرکه نماد مردمان مسلمان است.
این برندها میتوانند برای ما نیز خطری باشد، هم به علت به حاشیه راندن طرحهای داخلی و هم به سبب ذائقهسازی برای جامعه که در دست خواهند گرفت.
البته محمدعلی صدقآمیز، رئیس انجمن تولیدکنندگان محصولات عفاف و حجاب به جامجم میگوید فعلا این خطر چندان جدی نیست، حتی نمیتوان گفت بازار ما تحت تاثیر عمیق مدلهای لباس خارجی است؛ اما اگر وضع به شیوه کنونی پیش برود این خطر محتمل است. چنانچه اکنون محصولات چینی رقیبی برای محصولات ایرانی شدهاند، یا بازار کوچکی که با زحمت برای محصولات عفاف و حجاب در کشورهای عراق، افغانستان و لبنان ایجاد شده بود از دست رفت، آن هم با موقعیتشناسی و اقدام سریع و موثرتر ترکیه.
اگر میتوانستیم صادر کنیم
اگر گفتههای رئیس انجمن تولیدکنندگان محصولات عفاف و حجاب را ملاک قرار دهیم بجز برخی مانتوهای آزاد و چادر مانتوهای مجلسی و تزئینی که به صورت محدود از امارات متحده وارد کشور می شود، در حوزه پوشاک عفاف و حجاب هیچ محصول دیگری به بازار ایران نمیآید. ولی این به تنهایی کافی نیست و اگر میخواهیم از تولیدکننده داخلی حمایت کنیم باید به فکر صادرات باشیم، یعنی ما نیز بشویم یک برند، یک کشور صادرکننده محصولات حجاب، همان طور که هند توانسته در سه سال گذشته، در حوزه صادرات پوشاک 10 پله صعود کند و جزو ارکان بازار جهانی بشود.
صدقآمیز به این جملهها باور دارد و میگوید ایران نه چیزی از علم در این حیطه کم دارد و نه از بابت توان نیروی انسانی؛ اما موضوع این است که برای برند شدن و ورود یک تولیدکننده به صادرات، باید حمایت باشد، آنچنان که مسیر تولید و صادرات صاف و صیقلی شود، بیمانع و دستانداز.
اما این دستاندازها اکنون کم نیست، به گفته صدقآمیز فقط یک نمونهاش این که نرخ تعرفه صادرات این اواخر450 درصد افزایش یافته و عملا صادرات را غیرممکن کرده، درحالی که اگر مردم بدانند که طرحهای ایرانی در جهان خواهان دارند، مثل پسته و فرش و انار ایرانی، آنها نیز مشتاق این مدل های وطنی میشوند، حتی به آنها خواهند بالید.
اما حالا که چنین نیست باید به بازار داخلی فکر کرد، به الگوسازی برای حجاب و ترویج پوششهای اسلامی و ایرانی، لباسهایی پوشیده و مذهبی اما شیک و خلاقانه، همان گونه که قشر نوجوان و جوان میخواهد. این حوزه نیز اما لنگ میزند، سندش نیز ویترینهای رنگارنگ مغازهها که دم به دم ازآن مدلهای عجیب و غریب بیرون میزند.
زمین سست، زیرپای یک قانون
از دی 84 به این سو که شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را تصویب کرد، دیگر نمیتوان این حوزه را به بهانه نبود قانون رها کرد. حرف اصلی این قانون، اولویت دادن به موضوع حجاب و عفاف در برنامههای دستگاههای اجرایی کشور است با این هدف: مقابله با روند فزاینده بدحجابی.
در این قانون 14 دستگاه و وزارتخانه دولتی مسئولیت دارند (نیروی انتظامی، معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، شهرداریها، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، سازمان تبلیغات اسلامی، صداو سیما و وزارتخانههای ارشاد، بازرگانی، بهداشت، اقتصاد و دارایی، آموزش و پرورش، ورزش و جوانان،علوم، ارتباطات و فناوری اطلاعات) که در راس وظایف آنها آموزش، فرهنگسازی، الگوسازی و نظارت قرار گرفته است.
نگاهی به آنچه این 14 دستگاه متولی باید انجام دهند، نشان میدهد که برخوردهای قهری و سلبی بیش از الگوسازی برای حجاب و عفاف مورد توجه قرار گرفته، حتی بازار که تنظیم کننده و پدیدآورنده ذائقه در مصرفکنندگان است تا حدی مورد غفلت واقع شده است.
در این قانون میخوانیم که باید استانداردهای فرهنگی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف و فراهم کردن زمینههای لازم به منظور ترویج الگوهای مناسب پوشش اسلامی توسط نهادهای الگوده تعریف شود، باید مراکز و موسسات متعدد با هدف الگوسازی و ارائه مدلهای مناسب ایجاد شود، همچنین باید از طریق ارائه محصولات متنوع فرهنگی و هنری به فرهنگ عفاف اصالت داده شود یا باید اشکالات قانونی برای تولید، توزیع و عرضه پوشاک داخلی رفع شود. اما گشتی کوتاه در شهرها و تعمقی کوتاه در آنچه تا امروز انجام شده، از اجرای نیمبند قانون عفاف و حجاب نشان دارد.
فرهنگ عفاف و حجاب ریشه در باورهای عمیق و درونی دینی دارد، ولی به کمک پوشش و نوع لباسی که مردم به تن میکنند، نمود بیرونی پیدا میکند. پس اگر طالب عفاف و حجاب هستیم باید به نوع پوشش مردم، الگوسازی درست در بخش پوشاک، طراحی مدلهای اسلامی و زیبا و عرضه گسترده تولیدات در جامعه نیز توجه ویژه داشته باشیم، نه این که بازاری مغایر با معیارهای حجاب ایرانی اسلامی داشته باشیم و از مردم پوششی ایرانی اسلامی طلب کنیم.
حجاب در آیینه سخنان رهبر معظم انقلاب
حجاب مایه تشخص و آزادی زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه مادیگرایان، مایه اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجابهای خود، با عریان کردن آن چیزی که خدای متعال و طبیعت، پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک میکند. (23 اردیبهشت 1391 در دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور)
ما هیچ وقت نگفتیم که حتما چادر باشد و غیرچادر نباشد. گفتیم که چادر بهتر از حجابهای دیگر است. ولی زنان ما میخواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملی ماست. چادر، پیش از آنکه یک حجاب اسلامی باشد، یک حجاب ایرانی است، مال مردم ما و لباس ملی ماست. (20 مهر 1373 دردیدار جمعی از پرستاران)
عدهای وقتی در خیابان نگاه میکنند و زنانی را میبینند که حجابشان قدری ناجور است، دلشان خون میشود. بله؛ این کارِ بدی است. اما کارِ بد اصلی، این نیست. کارِ بد اصلی آن است که شما در کوچه و خیابان نمیبینید! کسی به کسی گفت چه کار میکنی؟ گفت: دهل میزنم. گفت: چرا صدای دهلت در نمیآید؟ گفت: فردا صدای دهل من درمیآید! صدای فروریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیرزیرکی دشمن. اگر شما ملت و عناصر فرهنگی بیدار نباشید خدای نخواسته آن وقتی درمیآید که دیگر قابل علاج نیست. (21 مرداد 1371 در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی)
بین زن و مرد یک حجاب گذاشته شده است، با هم حرف میزنند، معامله میکنند، دعوا میکنند، دوستی میکنند؛ اما با یک حجاب و حفاظ. این در اسلام هست و بایستی رعایت شود. ارتباط زن و مرد را در مکالمات و محاورات بایستی رعایت کرد .(15 بهمن 1381 در دیدار مسئولان سازمان صدا وسیما)
منبع: جامعه
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 5:29
صدای شیعه: حجاب در لغت به معنای پوشیدن است و در اسلام به آن به ویژه برای زنان تاکید فراوان شده است تا زیباییهای خود را به وسیله حجاب از چشم نامحرمان دور نگه دارند.
با حفظ حجاب در بین بانوان میتوان از بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی که در حال حاضر گریبانگیر جامعه شده است، جلوگیری کرد و جلوی بسیاری از فسادهای اجتماعی را گرفت.
امروزه بازار حجاب مانند گذشته مشتری ندارد و با ورود فرهنگهای غربی که از آن به "مد" تعبیر میشود، روز به روز زنان جامعه از حجاب دورتر میشوند و به سویی میروند که انگار با آن غریبه شدهاند.
فرهنگ غرب تا جایی در زندگی ما نفوذ کرده که چادر را که حجاب برتر نامیده میشود از سر زنان ما بر زمین گذاشته است، میبینیم زنان با لباسهای زننده و آرایشی غلیظ در خیابانها قدم میزنند که توجه همگان را جلب میکند و این امر آغاز فساد در جامعه است.
کنار گذاشتن حجاب، همراه داشتن حیوانات با خود و سیگار کشیدن از مدهای کوچهبازاری فرهنگ غربی است که متاسفانه برخی جوانان امروزی با تقلید از آن، خود را انسانهای بافرهنگی قلمداد میکنند.
پوشش زنان ما روز به روز کمرنگتر شده و رو به سوی نیستی میرود و برای این امر باید افسوس خورد که چه بسیار جوانانی که جان خود را در این راه فدا کردند که از ناموس خود دفاع کنند و امروز غیرت به راحتی از وجود برخی مردان رخت بربسته و با حفظ ناموس غریبه شدهاند.
زنان بدحجاب داشتن حجاب را برای خود دست و پاگیر میدانند و معتقدند داشتن حجاب آزادی را از آنها سلب میکند و از آن به عنوان مزاحم آزادی یاد میکنند.
برای حفظ اسلام و آرمانهای آن از گذشتههای دور تاکنون مبارزات فراوانی انجام شده اما امروزه غرب با جنگ نرم خود توانسته است، فکر، عقیده و آرمان جوانان ما را تحت تاثیر خود قرار دهد و آنها را از فرهنگ غنی اسلامی دور کند.
با توجه به دغدغههای مقام معظم رهبری در رابطه با عفاف و حجاب خبرنگار فارس بر آن شده است تا این مسأله مهم و حیاتی را تحلیل کرده و وضعیت حجاب را در خراسان جنوبی بررسی کند.
مسؤول بسیج واحد خواهران دانشگاه صنعتی بیرجند در 19 خردادماه سال جاری در گفتوگو با یکی از رسانههای خراسان جنوبی گفت: متأسفانه معضل بدحجابی در کشور ما روز به روز با نوع جدیدی از ظهور و بروز مواجه است که در این بین دست ایادی ضد دین و ضد اسلام کاملا هویدا است.
ملیحه ترابپور بیان داشت: اهتمام دستگاههای اجرایی در رابطه با جلوگیری از ورود، تولید و فروش اینگونه مدلها در کنار فرهنگسازی از طریق رسانه که نقش بسیار مؤثری میتواند داشته باشد، خالی از ثمر نیست.
وی ادامه داد: با نگاهی به برخی از فروشگاههای شهر میبینیم که مدلهای بدحجاب البسه با قیمتی بسیار پائین در دسترس مشتری قرار میگیرد که خود نوعی ترویج و تبلیغ بدحجابی است.
مسؤول بسیج واحد خواهران دانشگاه صنعتی بیرجند تاکید کرد: باید تدابیری فرهنگی و در صورت لزوم سلبی و اهرمی اندیشیده شود تا خاطیان به ارزشهای اسلام چه زن و چه مرد بدانند جامعه اسلامی جای جولان هرزاندیشیهای برخی به ظاهر روشنفکر غربگرا نیست که البته در این راستا ثمر کار ریشهای و فرهنگی پررنگتر از برخورد سلبی است.
ترابپور افزود: خراسان جنوبی با توجه به پیشینه فرهنگی و تدین مردمان آن، نسبت به سایر استانها از وضعیت مناسبی در رابطه با عفاف و حجاب برخوردار است که البته در برخی شهرستانها وضعیت آنچنان مطلوب نیست که امید است با پیگیریهای مجدانه مسؤولان این سطح تفاوت هم برطرف شود.
مدیرکل دفتر امور اجتماعی استانداری خراسان جنوبی در 23 تیرماه سال گذشته اظهار داشت: از ابتدای دولت یازدهم، 11 شاخص در حوزه عفاف و حجاب تعیین شده که به دستگاههای اجرایی ابلاغ شد.
علی محمدی با اشاره به تشکیل ستاد صیانت در سه سطح، بیان داشت: این ستاد در استان به ریاست استاندار، در دستگاههای اجرایی به ریاست مدیرکل دستگاه و در شهرستانها نیز به ریاست فرماندار تشکیل شده است.
وی ادامه داد: تعداد 11 نفر به مدت 22 روز به شهرستانها اعزام و کار ارزیابی شاخصهای مرتبط با عفاف و حجاب را مورد بررسی قرار دادند.
مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری خراسان جنوبی نیز در 29 خردادماه سال جاری اظهار داشت: این باور ماست که حجاب مایه تشخص و ارزشگذاری زن مسلمان است و این مهم نیازمند آموزش از طرف خانواده و جامعه است.
مژگان شریفی گفت: نهاد صیانت از حریم امنیت عمومی و حقوق شهروندی، که دفتر امور اجتماعی استانداری متولی آن است سال گذشته عملکرد دستگاههای اجرایی در حوزه حجاب و عفاف را ارزیابی کرد و بیشتر دستگاهها عملکرد مناسبی داشتند و برآیند این موفقیتها به واسطه کار فرهنگی خوبی است که در استان صورت میگیرد.
وی اذعان داشت: مقوله حجاب و عفاف یک موضوع فرهنگی اجتماعی است و اعتقاد داریم از بایدها به باور و از تبلیغ به تعمیق برسد و این تنها در نهاد موثر خانواده اتفاق میافتد و از خانواده به جامعه تسری پیدا کند و البته شرایط اعتقادی در استان ما بسیار خوب است و مشکل جدی در این زمینه نداریم.
امام جمعه بیرجند نیز در رابطه با عفاف و حجاب در 20 تیرماه سال 93 همزمان با فرا رسیدن سالروز 21 تیرماه روز عفاف و حجاب، بر هوشیاری مردم در برابر توطئههای دشمن در زمینه بیحجابی تاکید کرد.
حجتالاسلام و المسلمین محمدعلی رضایی ادامه داد: اگر بیغیرتی و بیهویتی نسبت به فرمانهای الهی از جمله رعایت عفاف و حجاب اسلامی صورت گیرد این خطر همه جامعه را تهدید میکند.
همچنین امام جمعه موقت بیرجند نیز معتقد است که بدحجابی امروز به کمکاری دستگاهها برمیگردد چراکه فرهنگ حجاب را نتوانسته در جامعه به خوبی پیاده کنند و برنامهریزیها بسیار کم بوده است.
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد باقر عبادی با بیان اینکه باید رسانهها و دستگاههای فرهنگی در جامعه مسأله حجاب را فرهنگسازی کنند، تصریح کرد: نباید اجازه دهیم جامعه اسلامی ایران به یک جامعه بیبند و بار تبدیل شود بنابراین باید برای اشاعه فرهنگ حجاب در بین مردم هم برخورد و هم فرهنگسازی انجام شود.
وی یادآور شد: در دانشگاهها بحث حجاب در دروس معارف به خوبی تدوین نشده است و بعضی از معلمان هنوز در مدارس بحث فلسفه حجاب را به خوبی درک نکردهاند.
مسؤول امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی خراسان جنوبی نیز در یکی از مصاحبههای خود در 29 تیرماه سال 93 گفت: نهادینه کردن فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه نیازمند برنامهریزی هدفمند، منسجم و مستمر است.
فاطمه همتی با بیان اینکه خانوادهها موثرترین نقش را در نهادینه کردن فرهنگ حجاب و عفاف در میان فرزندان خود دارند، تصریح کرد: متاسفانه خانوادهها از آن جایی که فکر میکنند تنها از آغاز سن تکلیف باید فرزندان خود را به رعایت حجاب و عفاف دعوت کنند تا قبل از سن تکلیف آنها را آزاد گذاشته و به یکباره پس از سن تکلیف میخواهند فرهنگ حجاب و عفاف را در میان آنها نهادینه کنند.
وی با بیان اینکه رعایت پوشش و حجاب اسلامی در دستگاههای اجرایی از ضرورتهای کنونی نظام است، گفت: سازمان تبلیغات اسلامی در راستای ترویج فرهنگ حجاب و عفاف در دستگاههای اجرایی اقدام به توزیع بستههای فرهنگی حجاب و عفاف کرده است.
مسؤول امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی خراسان جنوبی با بیان اینکه باید یک اتاق مشترک فرهنگی برای ترویج برنامههای حجاب و عفاف برای پرهیز از موازیکاری در استان ایجاد شود، یادآور شد: در حال حاضر موازیکاری یکی از آفتهای مهم فعالیتهای فرهنگی در استان است.
در رابطه با عفاف و حجاب بر آن شدیم تا با امام جمعه فردوس نیز مصاحبهای داشته باشیم.
حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا بابایی امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در بیرجند، اظهار داشت: احکام سعادتبخش اسلام برخاسته از فطرت انسانها است.
وی با بیان اینکه انسانها علاقه به پوشش دارند، تصریح کرد: این امر از زمان خلقت بشر بوده است به طوری که حضرت حوا که در بهشت بود بعد از خوردن میوه ممنوعه، حجاب ایشان برطرف شد و با برگهای درختان بهشتی خود را میپوشاند.
امام جمعه فردوس با بیان اینکه زن و مرد در طول تاریخ سعی در پوشش خود داشتند، یادآور شد: امروزه با تبلیغات غرب پوشش برای برخی به عنوان محدودیت حساب میشود و با پوشش مخالفت میکنند.
بابایی با اشاره به سخن استاد مطهری مبنی بر اینکه "پوشش محدودیت نیست بلکه مصونیت است" ادامه داد: حجاب سبب حفظ انسان میشود و برای او محدودیتی ایجاد نمیکند.
وی با بیان اینکه این امر در فطرت انسان است که برای حفظ اقلام ارزشمند خود تلاش کند، گفت: انسان اقلام ارزان را به سادگی در اختیار انسانها قرار میدهد و در حفظ آن تلاش نمیکند.
امام جمعه فردوس برای روشن کردن موضوع به فروش طلا در طلافروشیها مثال زد و افزود: انسان وقتی به جواهرفروشی میرود، طلاهای ارزان را در اختیار خریدار قرار میدهد و اگر انگشتر قیمتی داشته باشد آن را حفظ میکند.
بابایی اضافه کرد: ما باید بدانیم آنهایی که ناموس خود را در اختیار چشمهای هرزه میگذارند برای ناموس خود ارزش قائل نیستند و دیگران از زیبایی ناموس آنها استفاده میکنند.
وی با بیان اینکه بسیاری از انسانهای عاقل در مجامع غربی به این مسأله فکر کردند، تصریح کرد: در ژاپن در قطارهای مسافربری سمت آقایان و خانمها جدا شده است تا مزاحمتی برای زنان آنها ایجاد نشود.
امام جمعه فردوس با بیان اینکه ما با همت دینی و برداشتی که از آموزههای دینی داریم هنوز حجاب را به عنوان ارزش میشناسیم، یادآور شد: باید سعی در تبلیغات داشته باشیم تا زنان و مردان ما به حجاب اهمیت دهند و ناموس خود را در اختیار دیگران قرار ندهند.
بابایی با بیان اینکه در دانشگاهها زنان و دختران محجبه زیاد هستند، ادامه داد: بانوان در جامعه فکر میکنند وقتی از دبیرستان به دانشگاه میروند باید تغییری در منش خود بدهند و با ایجاد غرور کاذب، حجاب را کنار بگذارند.
وی با بیان اینکه باید در دوره راهنمایی و دبیرستان موضوع حفظ حجاب را مطرح کرد، گفت: در این صورت دختران وقتی وارد دانشگاه میشوند به راحتی حجاب را کنار نمیگذارند و مانند دوران راهنمایی و دبیرستان محجوب میمانند.
امام جمعه فردوس با بیان اینکه اگر دختران محجبه باشند مورد آزار جسمی قرار نمیگیرند، افزود: آنها اگر به قول امروزیها چراغ سبز نشان دهند، دیگران در آنها طمع کرده و عواملی پیدا میشوند که او را فریب داده و از راه راست منحرف میکنند.
بابایی وظیفه مسؤولان را در زمینه عفاف و حجاب بیشتر از دیگران دانست و اضافه کرد: باید تاسف خورد که مسؤولان در این راستا به وظایف خود به درستی عمل نمیکنند.
وی با بیان اینکه در بیمارستانها، ادارات و شرکتها که تحت نظارت دولت هستند به بدحجابی دامن زده میشود، خاطرنشان کرد: اگر دولت در مکانهایی که تحت نظر اوست مانند استانداریها، فرمانداریها و دانشگاهها حجاب را الزامی کند تا در این مکانها رعایت شوند دیگران هم از آنها حفظ حجاب را میآموزند.
منبع: فارس
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 16:26
صدای شیعه: فرهاد نظری، مدیر کل دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در تحلیل معماری مساجد جدید در کشور و آسیبهایی که فاصله گرفتن معماری مساجد ایران از معماری باشکوه سنتی در پی دارد یادداشتی تحلیلی را عرضه کرده است.
در این یادداشت آمده است:
حدیث ارادت ایرانیان به نماز و نیایش را از زبان«مسجد» باید شنید. در مساجد ایرانی، شاهد تبلور خلاقیت ایرانیان در مهندسی، معماری و هنر هستیم. مسجد، مکان معراج مؤمن است؛ ازاینرو ایرانیان نفیسترین هنرها و صنایع را در مساجد به کار بردهاند. مساجد ایرانی را به حق، باید گالری و دایرةالمعارف هنرها و صنایع و فنون و علوم دانست.
تاکنون نزدیک به ٣١ هزار و ٥٠٠ اثر تاریخی - فرهنگی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.این آثار شامل خانهها، حمامها، کاخها، پلها، تکایا، حسینیهها و مساجد و انواع دیگری است، اما مساجد، نفیسترین و در عین حال بیشترین آثاری است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. در همه ادوار تاریخ ایران پس از اسلام، مساجد بیشترین سهم از آثار برجای مانده را دارند.
مسجدسازی بخشی از خدمات ایرانیان به اسلام
اگر بخواهیم به گواه میراث فرهنگی بخشی از خدمات ایرانیان به اسلام را بررسی کنیم، کافی است به تاریخ مسجدسازی در ایران و تحولات آن رجوع کنیم. مسجدسازی در ایران از شبستانهای خشتی بیپیرایه مانند مسجد فهرج یزد آغاز و به مساجدی چون مسجد امام اصفهان، مسجد شیخلطفالله در اصفهان و مسجد آقابزرگ در کاشان رسیده است. مساجد پیش گفته بر تارک تاریخ معماری و شهرسازی ایران و جهان جای گرفتهاند. فهرست میراث جهانی یونسکو به نام تعدادی از مساجد ایرانی آراسته شده است. این مساجد عبارتاند از:
- مسجدجامع اصفهان، بهعنوان موزه و دایرهالمعارف هنر و معماری ایران در دوره اسلامی؛
- مسجد کبود تبریز که به فیروزه اسلام شهرت دارد؛
- مسجد امام اصفهان که اوج مسجدسازی در ایران است؛
- مسجد شیخ لطفالله که به تعبیر بسیاری از هنرپژوهان جهان، جواهر هنر ایران است؛
- مسجدجامع کبیر یزد که در راه ثبت جهانی است.
از موارد یادشده که بگذریم، مسجد آقابزرگ کاشان، مسجدجامع ورامین، مسجد سید در اصفهان، مسجدجامع اردستان، مسجد جامع فهرج، تاریخانه دامغان، مسجد نصیرالملک شیراز و مساجد فراوان دیگری در ایران هست که هر یک بهتنهایی میتوانند زینتبخش فهرست میراث جهانی باشند. به گواه آنچه باقی مانده است، شاهکار معماران ایرانی، مساجد بوده است. مسجد گوهرشاد مشهد به معماری استاد قوامالدین شیرازی، مسجدجامع عباسی کار مولانا علیاکبر اصفهانی و مسجد شیخ لطفالله اثر محمدرضا اصفهانی، نمونههای اعلای معماری ایرانی است.
تجربه ایرانیان در مسجدسازی میتواند امروزه راهنمای هنرمندان، مهندسان، محاسبان و بانیان و حامیان مساجد باشد. از ظواهر امر چنین برمیآید که ما از گنجینه غنی مساجد کمتر بهره برده و از این میراث عظیم مُجدانه غفلت کردهایم. امروزه کمتر معمار معروف و برجستهای میشناسیم که مسجدی ساخته یا طرح مسجدی در کارنامه حرفهای او باشد. امروزه جایی از ایران نیست که مساجدی با گنبدها و گلدستههای پیشساخته حلبی و استیل در آن ساخته نشده باشد.
مسئولیت شیوع اینگونه مساجد، البته متوجه صنعتگرانی نیست که در کارگاههای خود در مازندران و گرگان نشسته و به طور انبوه فقط یک جور گنبد و گلدسته میسازند. بیآنکه بدانند این گنبدها کجا میروند؛ گیلان، کردستان، آذربایجان، بوشهر، جزیره قشم یا یزد و اصفهان. اینجا نهادهای سیاستگذاری و نظارتی ذیربطند که باید مانع رواج بدون نظارت اینگونه مساجد شوند.
البته مسئله فقط مساجد کوچک و کمهزینه نیست که خارج از قاعده معماری ایرانی و ملاحظات اقلیمی بنا میشوند. مساجد بزرگی و پرتکلفی نیز با هزینههای گزاف در سالهای اخیر ساخته شده که چندان خوب از کار درنیامدهاند؛ ایرانی و اسلامیبودن این مساجد ـ که کمتعداد هم نیستند ـ در حد جزئیات غیرضرور، مانند احداث گنبد، گلدسته، قوس، و کاشیکاریهای بیمحل است..
مساجدی با شبستانهایی در نقطه مقابل کعبه
در مسجدسازی امروز قواعد تاریخی، فرهنگی و بومی مسجدسازی به کار گرفته نمیشود.پرواضح است که ایران در جهت شمال شرقی کعبه قرار دارد؛ ازاینرو مقصوره و شبستان و محراب اصلی همه (با تأکید) مساجد ایران در ضلع جنوب غربی منظور شده است که امروزه مساجد بیشماری بنا شده که شبستان در نقطه مقابل در نظر گرفته شده است. که شاید به سبب آفتابگیربودن این جبهه از مساجد باشد!!
مسئله دیگر نامگذاری مساجد است. در میان مساجد تاریخی ایران فقط چند مسجد هست که آن را به نام امامان معصوم علیهماالسلام نامیدهاند. تعداد این مساجد از انگشتان یک دست بیشتر نیست؛ مانند مسجد امام حسن(ع) در اردستان یا تاریخانه دامغان که به مسجد امام حسن(ع) نیز شهره است. وجه تسمیه این مساجد این بوده که روایت است آن امام معصوم در این مسجد نماز گزارده و به عبارتی سبب این نامگذاری یک رویداد تاریخی بوده است. قاعدتا مساجد تاریخی را به نام بانی، معمار، محله، امام جماعت یا بر حسب رویدادی مرتبط نامگذاری میکردهاند. به نظر میرسد اینکه امروزه مساجد را به نام پیامبران و ائمه میخوانیم، پیروی از فرهنگ مسیحیان باشد که اماکن مقدس خود را به نام قدیسان مسیحی مینامند.
ایران منحصر به فرد در ساخت مساجد؛ بود ...
کلام پایانی: کمتر کشوری در جهان اسلام پیدا میشود که به اندازه ایران، مساجد تاریخیاش را در فهرست میراث جهانی ثبت کرده باشد و با اینکه مساجد جزء زیباترین و نفیسترین بناهای تاریخی ایران به شمار میروند، اما امروزه وضع مسجدسازی در ایران چندان مطلوب نیست.
سولههایی که به مدد گلدسته مسجد میشوند!
امروزه مساجدی ساخته میشوند که مطلقا از حیث نفاست با مساجد تاریخی ایران مقایسهکردنی نیست. این مساجد که با طرح یک شکل ساخته میشوند، نه با اقلیم تناسب دارند و نه مبتنی بر فرهنگ ایراناند. بهوفور دیده میشود چهاردیواری یا سولهای را به مدد یک جفت گلدسته فلزی به مسجد تبدیل کردهاند. این عمل و اقدامات مشابه، ناشی از بیتوجهی به میراث عظیم مسجدسازی در ایران است. اگر این روند تداوم یابد در آینده نهچنداندور، در سراسر ایران اسلامی شاهد مساجد یکدست و بیتفاوتی خواهیم بود که نمیتوان میان آنها و میراث کهن و مستمرِ مسجد در ایران کمترین ارتباطی برقرار کرد. با ابراز تأسف، هیچ نشانهای دایر بر توقف این اقدامات ملاحظه نمیشود. آیا وقت آن نرسیده است که مسجدسازی در ایران سروسامان بگیرد؟
منبع ایکنا
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 16:26
صدای شیعه: با این حال یکی از روزهای زمستانی سال 92 راهی خانه ش شدیم تا در دیداری صمیمی به قول خودش برای نخستین و آخرین بار تن به مصاحبه ای مفصل دهد. از آن گفت و گوی طولانی هنوز هم بخش های بسیاری باقی مانده که منتشر نشده است اما در شبی که او دیگر در میان ما نیست شاید روایت ارادتش به ائمه اطهار علیهم السلام خالی از لطف نباشد.
خیلی دوست داشتم سفری به کربلا و زیارت امام حسین(ع) بروم. اتفاقا فرصتی فراهم شد. دعوت شده بودم و بسیار هم دلتنگ رفتن به این سفر بودم، اما متاسفانه این سفر همزمان شد با جنگ و درگیریهای شدید در عراق که ناآرامیهایی را هم در شهرهای کربلا، سامرا و حتی بغداد در پی داشت و فرزندانم خواهش کردند که نروم، دیدم بسیار ابراز نگرانی میکنند و با توجه به شرایطی که در عراق میگذشت و توصیههایی که انجام شد، توفیق حضور در این سفر و زیارت بارگاه امام را از دست دادم.
یادم است به مشهد دعوت شده بودم، روز قبل از رفتن ما هواپیما سقوط کرده بود. میگفتند شما نمیترسی؟ گفتم: نه. دو حالت دارد اگر بخورد زمین و سقوط کنیم و بمیریم، امام رضا(ع) که نمیگذارد زائرش را ببرند جهنم. اگر هم سالم برسیم که میرویم آستان بوسی حضرت ثامنالحجج. در هر دو صورتش خوب است و اشکالی ندارد.
این را هم بگویم که هیچ سفری مثل خانه خدا به آدم خوش نمیگذرد. کسانی هم که کشورهای زیادی را تجربه کرده اند، میگویند هیچ جا مثل خانه خدا نیست. یک آرامشی در این سفر وجود دارد که من توصیه میکنم حتما هرکسی که استطاعت و توانش را دارد این سفر را تجربه کند.
برخی سفرها سرگرم کننده است، اما این سفر الهامبخش است، جنسش با هر سفری که شما در ذهن داشته باشید متفاوت است و انسان حالوهوایی دیگرگونه مییابد.
منبع: جام جم آنلاین
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 16:26
صدای شیعه: مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) در شرح دعای روز بیست و چهارم ماه رمضان می گوید: در این دعا از خداوند خواستاریم که به ما توفیق دهدآنچه را که رضایت او در آن است انجام دهیم.
وی افزود: حال می خواهیم بدانیم که رضایت خداوند در چه چیزی است؟ و چه چیزهایی موجب رضایت پروردگار عالمیان می شود؟ باید در جواب بگوییم هر عملی را که خداوند انسانها را به انجام آن امر فرموده است؛ موجب رضایت خداوند از بندگان است.
این عالم ربانی می گوید: اگر بنده ای به آن دستورات عمل کند رضایت خداوند را برای خود واجب کرده و اگر نافرمانی از آن دستورات کند خشم و غضب الهی را بر خود واجب کرده است.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) افزود: اگر میخواهید بدانید که خدا از شما راضی هست یا نه، ببینید خودتان در ته دل از خدا راضی هستید؟ اگر راضی باشید، خدا هم از شما راضی است.
وی با اشاره به حدیثی که انسانها را مانند بیمار و خداوند را مانند طبیب توصیف می کند؛ یادآور می شود: همانطور که دکتر هر چه بگوید، بیمار میپذیرد، خدا هر چه به ما داد، ما هم باید رضایت داشته باشیم.
این عالم ربانی می گوید: اگر در مصیبتها و نداریها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم، یعنی اینکه ما از خدای راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) ادامه می دهد: خیلی سخت است که انسان ذرهای گله از خدا نداشته باشد. به عنوان مثال: انفاق کردن، اقامه نماز، پرداخت زکات موجبات رضایت الهی از بندگان، و دروغ و تهمت و غیبت، موجبات خشم و غضب پروردگار عالمیان است که ما در این روز از خداوند خواستاریم ما را جزو کسانی قرار دهد که به دنبال جلب رضایت او باشیم نه خشم و غضب او که همانا خداوند سخت عذاب است ”أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ”.(مائده،98)
این استاد فقید اخلاق در شرح «و اعوذ بک مما یوذیک» می گوید: در اینجا منظور از مما یوذیک «آنچه که ترا ناپسند است» انجام اعمالی است که خداوند انسان را از انجام آن اعمال منع کرده است.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) می افزاید: دروغ، غیبت، تهمت، فحش که هنگامی که انسانی یکی از این اعمال را انجام دهد موجبات عذاب و عقوبت الهی را فراهم می سازد.
این عالم ربانی می گوید: امام موسی بن جعفر (ع) در حدیثی فرمودند: "ان الله حرم الجنه علی کل بذی قلیل العیاء لایبالی ما قال و ما قیل فیه” یعنی: "خداوند بهشت را حرام کرده بر کسانی که دارای زبانی فحاش اند و حیای آنها کم است، باک ندارند از اینکه خودشان چه می گویند و باک ندارند که درباره آنان چه گفته می شود” که این نمونه ای از اعمالی است که در پیشگاه خداوند زشت و ناپسند است و انجام آن باعث عقوبت الهی می شود، که ما نیز در این روز به خداوند پناه می بریم تا ما را از تمامی اعمالی که موجبات خشم و غضبش را فراهم می کند دور سازد.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در شرح فراز «و اسئلک التوفیق فیه الان اطیعک و لااعصیک یا جوادالسائلین» می گوید: مؤمن باید 3خصلت داشته باشد. وی ادامه می دهد: اول توفیق داشته باشد، دوم خودش را موعظه کند و سوم اینکه نصیحت دیگران را قبول کند.
این عالم ربانی تصریح می کند: وارثان خود را به خدا بسپارید و نه به پول. حدیث داریم که اگر وارث خوب هستند، خدا خودش نگهبان آنهاست و اگر بد و دشمن خدا هستند؛ چرا برای دشمنان خدا زحمت میکشید؟
وی می گوید: در پایان دعا برای استجابت دعا میگوییم؛ ای خدایی که به هر کسی که از تو چیزی سؤال میکند، تو جود میکنی و نسبت به او بخشش داری، دعای ما را اجابت کن!
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) می افزاید: ما گاهی سائلین را رد میکنیم؛ اما خدا درخواست همه را میدهد و رد نمیکند؛ ولی گاهی چیزی که صلاح ما نیست را از خدا میخواهیم و خدا نمیدهد؛ البته آن خواسته را هم در قیامت برآورده میکند.
وی در ادامه اظهار می کند: در قیامت بندگان میپرسند؛ خدایا اینها که به ما میدهی چیست؟ خطاب میآید که در دنیا خواستی صلاح نبود بدهیم و الان آن را برآورده میکنیم.
این استاد فقید اخلاق تهران در پایان تصریح می کند: هر بنده ای برای آنکه به هدایت و رستگاری دست یابد لازمه آن این است که از خداوند و رسولش اطاعت کند، زیرا رسول، فرستاده خداوند است که دستورات خدا را برای مردم بیان می دارد.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)می گوید: اگر کسی از رسول خدا (ص) اطاعت نکند یقینا خدا را اطاعت نکرده است و کسی که خدا را اطاعت نکند از پیروان شیطان گشته و کافر تلقی می شود.
وی می افزاید: خداوند عزوجل در قرآن کریم می فرماید: "قل اطیعوالله و الرسول فان تولوا فان الله لا یحب الکافرین”(آل عمران32) یعنی "بگو از خداوند و رسولش اطاعت کنید؛ پس اگر روی برگردانید به درستی که خداوند کافران را دوست ندارد”.
این عالم ربانی اظهار داشت: کسانی که نافرمانی خداوند و رسولش را می کنند جزو کافرانند و از رحمت خداوند به دور هستند و خداوند آنان را هدایت نمی کند چنانچه در قرآن می فرماید: "إِنَّ اللهَ لاَیَهْدِی القَوْمَ الکَافِرینَ ” (مائده67) یعنی "و خداوند قوم کافر را هدایت نمی کند.”پس ما نیز در این روز از خداوند می خواهیم که به ما توفیق دهد تا از دستوراتش پیروی کرده و هیچ گاه نافرمانی او را نکنیم.
منبع: خبرگزاری صدا و سیما
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 2:46
دعای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان:
«اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین»
«خدایا بشوى مرا در این ماه از گناه و پاکم نما در آن از عیبها وآزمایش کن دلم را در آن به پرهیزکارى دلها اى چشم پوش لغزشهاى گناهکاران»
صدای شیعه: مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) در شرح فراز اول این دعا می گوید:همانطور که در روایات و آیات قرآن کریم آمده است خداوند تمام گناهان بندگان خویش را می بخشد و از آنها در می گذرد «ان الله یغفرالذنوب جمیعا»؛ یعنی: «به درستی که خداوند تمامی گناهان را می آمرزد»
وی افزود:خداوند تنها یک گناه را نمی بخشد و آن هم شرک ورزیدن به ذات اقدس اوست؛ «ان الله لایغفر ان شرک به...» یعنی: "به درستی که خداوند کسی را که برای او شریک قایل شود، نمی آمرزد".
این عالم ربانی در توضیح این مطلب که منظور از «اللهم اغسلنی»؛ "خدایا مرا شستشو ده”" چیست؟ می گوید:آب پاک کننده تمام کثافات و پلیدی ها است به طوری که آب هر کثافت و پلیدی را در هر مکانی که باشد از بین می برد و پاکیزگی و نظافت را بر جای می گذارد و اثری از آن کثافت نخواهد ماند.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) م یگوید:دلیل اینکه از خداوند خواستاریم که «اللهم اغسلنی فیه من الذنوب»ما را از گناهان شستشو داده و پاک گرداند به خاطر این است که دیگر اثری از گناه در جسم و روح ما وجود نداشته باشد تا اینکه کثافات و پلیدیهای گناه مانعی برای رسیدن به قرب الی الله نشوند.
وی افزود:منظور از غسل همان پاک و طاهر شدن از پلیدیهای گناهان است، که در این روز ما نیز از پروردگار عالمیان خواستاریم که ما را از گناهان پاک و پاکیزه گرداند تا بتوانیم به درجات عالی معنوی دست یابیم.
این استاد اخلاق فقید تهران در شرح فراز «وطهرنی فیه من العیوب» می گوید: انسان در طول زندگی خود دانسته یا ندانسته اشتباهات و خطاهای فاحشی را انجام می دهد که این اشتباهات و خطاها به عیب تعبیر می گردد.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) با بیان مثالی می افزاید: شخصی که بسیار دروغ می گوید دروغگویی عیب بزرگ او تلقی می گردد که آن عیب در دنیا و آخرت گریبانگیر او می شود. چراکه یک عیب مولد هزاران عیب دیگر است که ممکن است جامعه ای را به نابودی بکشد، چنانچه در روایات و احادیث موجود است اسلام دستور بر پوشش عیوب الناس مخصوصا مسلمانان را دارد.
این عالم ربانی با تأکید بر عیب پوشی مردم تصریح می کند: علت لزوم عیب پوشی مردم این است که اگر عیبی از شخصی که دارای احترام و آبروست و عده بسیاری از او تبعیت می کنند، فاش شود آنگاه است که دو اتفاق مهم ممکن است رخ دهد: اول اینکه آن شخص بی آبرو گشته و شخصیت او در پیش همگان متلاشی می گردد و دوم اینکه ممکن است افراد بسیاری که از او تبعیت می کنند به علت اعتماد به او عیب او را حسن دانسته و به اشاعه آن عیب در بین مردمان بپردازند که هر دو حالت آن برای یک جامعه بسیار خطرناک است.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) در شرح فراز «وامتحن قلبی فیه بتقوی: لقلوب یا مقیل عثرات المذنبین» می گوید: کسانی که تقوای الهی پیشه می کنند در روز قیامت از جایگاه ویژه ای برخوردارند چرا که آنان از نافرمانی دستورات ذات اقدس پروردگاردوری گزیدند و سرتسلیم به امر و فرمان او فرود آوردند.
منبع: خبرگزاری صدا و سیما
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 2:46
صدای شیعه: آیتالله رضا رمضانی خطیب نماز جمعه هامبورگ ضمن اعلام موضع پیرامون مصیبت بزرگ بردهداری مدرن گفت: یکی از بزرگترین مصیبتهای عصر ما بردگی مدرن است که نسبت به دوران تاریخی بردهداری از نظر عمق فاجعه و نیز از نظر تعداد به مراتب بیشتر است.
رئیس اتحادیه اروپایی اسلامی علما و تئولوگهای شیعه افزود: مجموع آنچه در دنیای کنونی بر روابط اقتصادی، فرهنگی، سیاستی و دیگر ابعاد اجتماعی انسان میگذرد، شرایطی را به وجود آورده که عدّهای بیمهابا و بدون نگرانی از هرگونه برخورد نهادهای قانونی بین المللی، انسان های زیادی به ویژه کودکان و زنان را با تهدید، خشونت، زورگویی و حیله و فریب به بردگی کشیده و آنها را استعمار میکنند و مورد سوء استفاده قرار میدهند.
وی ادامه داد: بردگی مدرن در لایههای مختلف جامعه به اشکال مختلفی قابل ردیابی است که از جمله میتوان به این موارد اشاره کرد: اجبار به کار رایگان، بردگی کودکان، ازدواج اجباری و استخدام خانگی؛ به شکلی که فرد قربانی زیر خشونت و ارعاب مجبور به ماندن در موقعیت شده باشد.
رمضانی با ذکر یک مثال افزود: صحنههایی که در اروپا و در همه جای دنیا از تکدّی گری اجباری مشاهده میشود یکی از مصادیق بردگی مدرن است که تیمهای سازماندهی شدهxad مافیایی، عدّهای را وادار میکنند در خیابانها و اماکن عمومی مستقر شوند و با تحریک عواطف مردم به گدایی و جمعآوری اعانات بپردازند و سپس همه آنچه را که به دست آوردهاند در اختیار آنان بگذارند و سهم متکدیان از این کار تنها به دست آوردن غذای بخور و نمیر است.
رئیس مرکز اسلامی هامبورگ «بردگی جنسی» را یکی از بدترین چهرههای بردگی مدرن دانست و اظهار داشت: به این معنا که به صورتهای مختلف با استفاده از شرایط نامناسب اشخاص آنها را در تور باندهای خرید و فروش انسان میاندازند و در تجارت جنسی به کار میگیرند. طبیعی است که این نوع روابط علاوه بر نابودی شخصیت انسانی آنان، باعث پدید آمدن نوزادان معیوب میشود و مشکلات فراوانی برای جامعه نیز ایجاد میکند.
* 167 میلیون کودک کار در دنیا وجود دارد
وی گفت: یکی از دردناکترین صحنههای بهرهکشی که باید به حق آن را از مصادیق بردگی مدرن نام برد، به کار گیری کودکان و اشخاص نیازمند در کشتیها و قایقهای ماهیگیری است، به طوری که ماهها و گاهی سالها بدون آنکه رنگ خشکی را ببینند در کشتی به کار اشتغال دارند تا برای افراد سودجو منافع بیشتری کسب شود. طبق برخی آمارها 167 میلیون کودک در سراسر دنیا مجبورند برای کمک به خانوادههای خود در شرایط سختی کار کنند. پاپ فرانسیسکو برای توجه جهانیان به بردگی مدرن و چارهاندیشی آن چنین گفته است: «ما همه برای از بین بردن بردگی مدرن باید سعی و تلاشمان دو چندان شود. این بردگی زندگی میلیونها نفر را به مخاطره انداخته است و امروزه خیلی از بچه ها بردهاند.»
این مقام مسئول اظهار داشت: به طور کلی طبق آمار برخی از سازمانهای حقوق بشری، امروزه 45 میلیون انسان بردهوار زندگی میکنند. این در حالی است که قوانین در حمایت از کودکان، کارگران، زنان و امثال آنان صراحت دارد ولی مشکل اصلی بیتوجهی و فقدان اقدام از سوی جامعه جهانی و قدرت های بزرگ است.
همین فقدان اراده لازم برای اقدام مؤثر در صحنههای دیگر نیز قابل مشاهده است. نسلکشی کودکان در یمن از مصادیق ظلم و جنایاتی است که هر روز جهان شاهد آن است. طبق گزارشها تاکنون 2360 کودک بر اثر بمباران عربستان سعودی و همپیمانانش در یمن به قتل رسیدهاند و 7000 کودک هم زخمی شدهاند. 246 هزار خانه بر سر اهل آنها خراب شده و 250 بیمارستان و مرکز بهداشتی و 800 مدرسه و 40 کالج و دانشگاه تخریب شده است و این جنایات حتی در ماه رمضان که ماه معنویت است، توسط کشوری که داعیهدار کلیدداری کعبه و خدمتگزاری به مسلمانان است، ادامه داشته است.
رمضانی در پایان گفت: امروزه با وقایع فجیعی که به صورت مستمر توسط برخی از دولتها رخ میدهد، واژه «دولت کودککش» در ادبیات رسانهای به واژهای مستعمل تبدیل شده است. آزار و تعدی و کشتار کودکان در غزه، یمن، بحرین، سوریه، عراق و کودکان پناه جو و سرگردان بر پهنه دریاها به گونهای است که دل هر انسانی را به درد میآورد، گرچه رؤسا و مدیران سازمانهای پر طمطراق حقوق بشر بر صندلیهای خود نشسته و این همه ظلم و ستم را در دروان بردگی مدرن فقط نظاره میکنند و گاهی برای حفظ جایگاه خود، گزارشهای ناقصی هم ارائه میکنند تا به سهلانگاری متهم نشوند.
منبع: فارسصدای شیعه: آیتالله رضا رمضانی خطیب نماز جمعه هامبورگ ضمن اعلام موضع پیرامون مصیبت بزرگ بردهداری مدرن گفت: یکی از بزرگترین مصیبتهای عصر ما بردگی مدرن است که نسبت به دوران تاریخی بردهداری از نظر عمق فاجعه و نیز از نظر تعداد به مراتب بیشتر است.
رئیس اتحادیه اروپایی اسلامی علما و تئولوگهای شیعه افزود: مجموع آنچه در دنیای کنونی بر روابط اقتصادی، فرهنگی، سیاستی و دیگر ابعاد اجتماعی انسان میگذرد، شرایطی را به وجود آورده که عدّهای بیمهابا و بدون نگرانی از هرگونه برخورد نهادهای قانونی بین المللی، انسان های زیادی به ویژه کودکان و زنان را با تهدید، خشونت، زورگویی و حیله و فریب به بردگی کشیده و آنها را استعمار میکنند و مورد سوء استفاده قرار میدهند.
وی ادامه داد: بردگی مدرن در لایههای مختلف جامعه به اشکال مختلفی قابل ردیابی است که از جمله میتوان به این موارد اشاره کرد: اجبار به کار رایگان، بردگی کودکان، ازدواج اجباری و استخدام خانگی؛ به شکلی که فرد قربانی زیر خشونت و ارعاب مجبور به ماندن در موقعیت شده باشد.
رمضانی با ذکر یک مثال افزود: صحنههایی که در اروپا و در همه جای دنیا از تکدّی گری اجباری مشاهده میشود یکی از مصادیق بردگی مدرن است که تیمهای سازماندهی شدهxad مافیایی، عدّهای را وادار میکنند در خیابانها و اماکن عمومی مستقر شوند و با تحریک عواطف مردم به گدایی و جمعآوری اعانات بپردازند و سپس همه آنچه را که به دست آوردهاند در اختیار آنان بگذارند و سهم متکدیان از این کار تنها به دست آوردن غذای بخور و نمیر است.
رئیس مرکز اسلامی هامبورگ «بردگی جنسی» را یکی از بدترین چهرههای بردگی مدرن دانست و اظهار داشت: به این معنا که به صورتهای مختلف با استفاده از شرایط نامناسب اشخاص آنها را در تور باندهای خرید و فروش انسان میاندازند و در تجارت جنسی به کار میگیرند. طبیعی است که این نوع روابط علاوه بر نابودی شخصیت انسانی آنان، باعث پدید آمدن نوزادان معیوب میشود و مشکلات فراوانی برای جامعه نیز ایجاد میکند.
* 167 میلیون کودک کار در دنیا وجود دارد
وی گفت: یکی از دردناکترین صحنههای بهرهکشی که باید به حق آن را از مصادیق بردگی مدرن نام برد، به کار گیری کودکان و اشخاص نیازمند در کشتیها و قایقهای ماهیگیری است، به طوری که ماهها و گاهی سالها بدون آنکه رنگ خشکی را ببینند در کشتی به کار اشتغال دارند تا برای افراد سودجو منافع بیشتری کسب شود. طبق برخی آمارها 167 میلیون کودک در سراسر دنیا مجبورند برای کمک به خانوادههای خود در شرایط سختی کار کنند. پاپ فرانسیسکو برای توجه جهانیان به بردگی مدرن و چارهاندیشی آن چنین گفته است: «ما همه برای از بین بردن بردگی مدرن باید سعی و تلاشمان دو چندان شود. این بردگی زندگی میلیونها نفر را به مخاطره انداخته است و امروزه خیلی از بچه ها بردهاند.»
این مقام مسئول اظهار داشت: به طور کلی طبق آمار برخی از سازمانهای حقوق بشری، امروزه 45 میلیون انسان بردهوار زندگی میکنند. این در حالی است که قوانین در حمایت از کودکان، کارگران، زنان و امثال آنان صراحت دارد ولی مشکل اصلی بیتوجهی و فقدان اقدام از سوی جامعه جهانی و قدرت های بزرگ است.
همین فقدان اراده لازم برای اقدام مؤثر در صحنههای دیگر نیز قابل مشاهده است. نسلکشی کودکان در یمن از مصادیق ظلم و جنایاتی است که هر روز جهان شاهد آن است. طبق گزارشها تاکنون 2360 کودک بر اثر بمباران عربستان سعودی و همپیمانانش در یمن به قتل رسیدهاند و 7000 کودک هم زخمی شدهاند. 246 هزار خانه بر سر اهل آنها خراب شده و 250 بیمارستان و مرکز بهداشتی و 800 مدرسه و 40 کالج و دانشگاه تخریب شده است و این جنایات حتی در ماه رمضان که ماه معنویت است، توسط کشوری که داعیهدار کلیدداری کعبه و خدمتگزاری به مسلمانان است، ادامه داشته است.
رمضانی در پایان گفت: امروزه با وقایع فجیعی که به صورت مستمر توسط برخی از دولتها رخ میدهد، واژه «دولت کودککش» در ادبیات رسانهای به واژهای مستعمل تبدیل شده است. آزار و تعدی و کشتار کودکان در غزه، یمن، بحرین، سوریه، عراق و کودکان پناه جو و سرگردان بر پهنه دریاها به گونهای است که دل هر انسانی را به درد میآورد، گرچه رؤسا و مدیران سازمانهای پر طمطراق حقوق بشر بر صندلیهای خود نشسته و این همه ظلم و ستم را در دروان بردگی مدرن فقط نظاره میکنند و گاهی برای حفظ جایگاه خود، گزارشهای ناقصی هم ارائه میکنند تا به سهلانگاری متهم نشوند.
منبع: فارسصدای شیعه: آیتالله رضا رمضانی خطیب نماز جمعه هامبورگ ضمن اعلام موضع پیرامون مصیبت بزرگ بردهداری مدرن گفت: یکی از بزرگترین مصیبتهای عصر ما بردگی مدرن است که نسبت به دوران تاریخی بردهداری از نظر عمق فاجعه و نیز از نظر تعداد به مراتب بیشتر است.
رئیس اتحادیه اروپایی اسلامی علما و تئولوگهای شیعه افزود: مجموع آنچه در دنیای کنونی بر روابط اقتصادی، فرهنگی، سیاستی و دیگر ابعاد اجتماعی انسان میگذرد، شرایطی را به وجود آورده که عدّهای بیمهابا و بدون نگرانی از هرگونه برخورد نهادهای قانونی بین المللی، انسان های زیادی به ویژه کودکان و زنان را با تهدید، خشونت، زورگویی و حیله و فریب به بردگی کشیده و آنها را استعمار میکنند و مورد سوء استفاده قرار میدهند.
وی ادامه داد: بردگی مدرن در لایههای مختلف جامعه به اشکال مختلفی قابل ردیابی است که از جمله میتوان به این موارد اشاره کرد: اجبار به کار رایگان، بردگی کودکان، ازدواج اجباری و استخدام خانگی؛ به شکلی که فرد قربانی زیر خشونت و ارعاب مجبور به ماندن در موقعیت شده باشد.
رمضانی با ذکر یک مثال افزود: صحنههایی که در اروپا و در همه جای دنیا از تکدّی گری اجباری مشاهده میشود یکی از مصادیق بردگی مدرن است که تیمهای سازماندهی شدهxad مافیایی، عدّهای را وادار میکنند در خیابانها و اماکن عمومی مستقر شوند و با تحریک عواطف مردم به گدایی و جمعآوری اعانات بپردازند و سپس همه آنچه را که به دست آوردهاند در اختیار آنان بگذارند و سهم متکدیان از این کار تنها به دست آوردن غذای بخور و نمیر است.
رئیس مرکز اسلامی هامبورگ «بردگی جنسی» را یکی از بدترین چهرههای بردگی مدرن دانست و اظهار داشت: به این معنا که به صورتهای مختلف با استفاده از شرایط نامناسب اشخاص آنها را در تور باندهای خرید و فروش انسان میاندازند و در تجارت جنسی به کار میگیرند. طبیعی است که این نوع روابط علاوه بر نابودی شخصیت انسانی آنان، باعث پدید آمدن نوزادان معیوب میشود و مشکلات فراوانی برای جامعه نیز ایجاد میکند.
* 167 میلیون کودک کار در دنیا وجود دارد
وی گفت: یکی از دردناکترین صحنههای بهرهکشی که باید به حق آن را از مصادیق بردگی مدرن نام برد، به کار گیری کودکان و اشخاص نیازمند در کشتیها و قایقهای ماهیگیری است، به طوری که ماهها و گاهی سالها بدون آنکه رنگ خشکی را ببینند در کشتی به کار اشتغال دارند تا برای افراد سودجو منافع بیشتری کسب شود. طبق برخی آمارها 167 میلیون کودک در سراسر دنیا مجبورند برای کمک به خانوادههای خود در شرایط سختی کار کنند. پاپ فرانسیسکو برای توجه جهانیان به بردگی مدرن و چارهاندیشی آن چنین گفته است: «ما همه برای از بین بردن بردگی مدرن باید سعی و تلاشمان دو چندان شود. این بردگی زندگی میلیونها نفر را به مخاطره انداخته است و امروزه خیلی از بچه ها بردهاند.»
این مقام مسئول اظهار داشت: به طور کلی طبق آمار برخی از سازمانهای حقوق بشری، امروزه 45 میلیون انسان بردهوار زندگی میکنند. این در حالی است که قوانین در حمایت از کودکان، کارگران، زنان و امثال آنان صراحت دارد ولی مشکل اصلی بیتوجهی و فقدان اقدام از سوی جامعه جهانی و قدرت های بزرگ است.
همین فقدان اراده لازم برای اقدام مؤثر در صحنههای دیگر نیز قابل مشاهده است. نسلکشی کودکان در یمن از مصادیق ظلم و جنایاتی است که هر روز جهان شاهد آن است. طبق گزارشها تاکنون 2360 کودک بر اثر بمباران عربستان سعودی و همپیمانانش در یمن به قتل رسیدهاند و 7000 کودک هم زخمی شدهاند. 246 هزار خانه بر سر اهل آنها خراب شده و 250 بیمارستان و مرکز بهداشتی و 800 مدرسه و 40 کالج و دانشگاه تخریب شده است و این جنایات حتی در ماه رمضان که ماه معنویت است، توسط کشوری که داعیهدار کلیدداری کعبه و خدمتگزاری به مسلمانان است، ادامه داشته است.
رمضانی در پایان گفت: امروزه با وقایع فجیعی که به صورت مستمر توسط برخی از دولتها رخ میدهد، واژه «دولت کودککش» در ادبیات رسانهای به واژهای مستعمل تبدیل شده است. آزار و تعدی و کشتار کودکان در غزه، یمن، بحرین، سوریه، عراق و کودکان پناه جو و سرگردان بر پهنه دریاها به گونهای است که دل هر انسانی را به درد میآورد، گرچه رؤسا و مدیران سازمانهای پر طمطراق حقوق بشر بر صندلیهای خود نشسته و این همه ظلم و ستم را در دروان بردگی مدرن فقط نظاره میکنند و گاهی برای حفظ جایگاه خود، گزارشهای ناقصی هم ارائه میکنند تا به سهلانگاری متهم نشوند.
منبع: فارس
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 2:46
صدای شیعه: یتیمنوازی امام علی (ع) یکی از برجستهترین ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی ایشان است که در ماه مبارک رمضان و سالروز شهادت آن امام، بسیار به آن اشاره میشود.
در این روزها و شبها برنامههای تولیدی برای معرفی امام اول شیعیان روی این ویژگی شخصیتی ایشان تأکید ویژهای دارند. هنرمندان رشتههای مختلف و شاعران نیز سعی کردهاند در آثارشان از این ویژگی حضرت استفاده کنند.
محمود فرشچیان، نگارگر و مینیاتوریست همین ویژگی شخصیتی امام علی (ع) را محور یکی از مهمترین تابلوهای هنری خود قرار داده است. عنوان این اثر هنری «پناه» است که به شخصیت امام علی (ع) در قبال کودکان یتیم اشارهای دارد.
در این اثر، چهرهای از امام علی (ع) نمایش داده نشده، با این وجود بهخاطر پررنگ شدن جنبه مهربان و حامی بودن، آنچه مورد نظر فرشچیان بوده است، به مخاطب ارایه میشود. امام علی (ع) در این نقاشی دو کودک یتیم را در آغوش کشیده و دست مهرش را بر سر آنها گذاشته است. رنگهای استفادهشده برای لباس امام علی (ع) جنبه مهربانی و بزرگی شخصیتش را نمود بیشتری داده است.
استفاده از خطوط مواج و منحنی در لباس امام علی (ع) و امتداد آن تا پایین تابلو، روی نشان دادن ویژگیهایی که هنرمند به دنبالش بوده، تأثیر زیادی داشته است. استفاده از رنگهای روشن از جمله سفید و زرد نیز حالت ملکوتی و روحانی امام علی (ع) را به مخاطب القا میکند و احساس امنیت در آغوش او را چند برابر میکند.
در قسمت پایین نقاشی نیز کیسهای نان به تصویر کشیده شده که باز هم روایتگر دورانی است که آن حضرت شبها با کیسههای نان به در خانه یتیمان کوفه میرفت و سختی گرسنگی و زندگی بدون پدر و پشتیبان را برایشان سادهتر میکرد.
این اثر هنری پیش از این در کتابهای درسی در کنار شعری از موسوی گرمارودی به چاپ رسیده بود. به همین دلیل، این تابلو بخشی از حافظه تصویری دانشآموزان ایرانی بهشمار میآید.
در بخشی از شعر گرمارودی که در کنار این تصویر چاپ شده، آمده است: «پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمیشناختم که عمود بر زمین بایستد/ پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم که پایافزاری وصلهدار به پا کند/ و مَشکی کهنه بر دوش کشد/ و بردگان را برادر باشد/ آه ای خدای نیمهشبهای کوفهی تنگ».
فرشچیان این تابلوی نگارگری را با تکنیک اکریلیک روی مقوا خلق کرده است. این تابلو در اختیار گنجینه قرآن و نفایس سازمان کتابخانهها و موزههای آستان قدس رضوی است.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 9 تير 1395 ساعت: 2:05
صدای شیعه: روزی که حضرت روحالله فرمود «اسرائیل باید از نقشه جهان محو شود»؛ مدتی بعد، سربازان حضرت خمینی(ره) راهی میدان مبارزه با صهیونیستها شدند.
سال 61 و پس از آزادسازی خرمشهر، قوای محمد رسول الله راهی سوریه شدند تا در مقابل تجاوز اسرائیل بایستند، لشکری که راه خود را از عملیات آزادسازی خرمشهر معروف به عملیات «الی بیت المقدس» آغاز کرده بود، این بار راهی میدان مبارزه با صهیونیستها شدند.
حضرت آیتالله خامنهای نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع، خطاب به سردار احمد متوسلیان فرمانده گروههای اعزامی فرمودند: «شما نماینده نظام هستید بروید آنجا و جلوی اسرائیلیها را سد کنید»؛ اعزامی که ثمره ماندگار آن تشکیل حزبالله لبنان شد.
اینک و در زمانهای که به وعده رهبرمان، فقط کمتر از 25 سال تا محو اسرائیل زمان باقیست، جغرافیای مقاومت بیش از همیشه، پیشرو است و به تعبیر ولی امر مسلمین در مسالهى فلسطین، آنچه که هدف است، استنقاذ فلسطین است؛ یعنى محو دولت اسرائیل.
اگرچه این روزها درگیری کشورهای اسلامی با جریانهای تکفیریها این حرکت را با فراز و نشیب همراه کرده است، اما رهبر انقلاب همواره تاکید کردهاند: «این جریان تکفیر را دشمن بهصورت مشکل دستساز وارد دنیاى اسلام کرده است و ناچاریم به آن بپردازیم، لکن مسئلهى اصلى، مسئلهى رژیم صهیونیستى است؛ مسئلهى اصلى، مسئلهى قدس است؛ مسئلهى اصلى، مسئلهى قبلهى اوّل مسلمین، مسجدالاقصى است؛ اینها مسائل اصلى است.»
در این پرونده به سراغ مسئولان فعلی و سابق جمهوری اسلامی رفتهایم، تا ضمن بررسی و بازخوانی اهمیت مساله قدس به عنوان مشکل اصلی جهان اسلام، به بازخوانی موضوع پرونده 4 دیپلمات کشورمان احمد متوسلیان، محسن موسوی، تقی رستگار و کاظم اخوان به عنوان افرادی که رژیم اسرائیل باید پاسخگوی سرنوشت آنها باشد، بپردازیم.
حسین شیخالاسلام کارشناس ارشد منطقه غرب آسیا و مدیرکل امور بینالملل مجلس شورای اسلامی است.
وی بعد از محتشمیپور، به عنوان دبیرکل دبیرخانه حمایت از انتفاضه فلسطین در مجلس شورای اسلامی منصوب شد.
مشروح گفتوگو با حسن شیخالاسلام در ادامه میآید:
آقای شیخالاسلام درباره اینکه چرا سازمان ملل رژیم اشغالگر قدس را به کرسی ریاست کمیسیون حقوقی رساند، دراینباره صحبت کنید که لابی و پول چقدر در این تصمیم بینالمللی مؤثر بوده است؟
شیخالاسلام: اینکه ما فکر کنیم سازمان ملل یک ساختار غیر ظالمانه و عدالتمحور است، اصلاً اینطور نیست، این سازمان جایگزین جامعه ملل شد و بعد از جنگ جهانی دوم با پیروز شدن آمریکاییها و با خشنترین عمل ضد انسانی در تاریخ بشریت که انداختن بمب اتم در هیروشیما بود و علیرغم اینکه ژاپن تسلیم شده بود، این کار را انجام دادند.
* بهجای بمب اتم از میز مذاکره استفاده میکنند
بعد از بمب اول آنها فهمیدند که چه اشتباهی کردهاند اما با وجود این عمل وحشیانه آمدند و یک ساختار درست کردند. رأس این ساختار میگوید آنهایی که زور و بمب اتم دارند باید به آنها امکانات بدهیم که بهجای بمب اتم از میز مذاکره استفاده کنند. بنابراین این مساله از اساس غلط است و برای احقاق حقوق نیست چون میگوید گردنکلفتها حق هستند، پس ساختار سازمان ملل ساختار ظالمانهای است.
*سازمان ملل توسط کسانی که در جنگ دوم جهانی قساوت کردند تشکیل شد
آنهم توسط کسانی که در جنگ دوم جهانی پیروز شده و نهایت قساوت را به خرج دادهاند حاصل شده است و بعد از جنگ این مختص سازمان ملل است که ساختار حقوقی سیاسی نیست، در جنبه پولی و مالی هم همینطور است.
* بزرگترین جنایت انتقال پایه پولی دنیا از «طلا» به «دلار» بود
صندوق بینالمللی پول را ساختند، آمدند بانک جهانی را ساختند، اما مهمترین نکته این است که پایه پولی دنیا را از طلا به دلار منتقل کردند و جنایت بزرگی اینجا انجام شد، یعنی در واشنگتن با همه دنیا توافق کردند و به همه دنیا اعلام کردند هر کس یک اُنس طلا بیاورد ما 36 دلار به او میدهیم و هر کس هم 36 دلار بیاورد، ما یک انس طلا به او خواهیم داد.
تا مدتی این کار ادامه میدادند و آمریکا چون به پول نیاز داشت، دائم کاغذ اسکناس چاپ کرد، انگلیس در سال 1971 چند میلیارد دلار به خزانهداری آمریکا داد و گفت ما به ازای آن، طلا به ما بدهید. آن زمان نیکسون رئیسجمهور آمریکا بود، خزانهداری آمریکا گفت من نمیتوانم بدهم، با وجود توافقی که با همه دنیا کرده بود، در آگوست سال 1971 یک طرفه بیانیه داد و گفت «تا امروز بین دلار و طلا ارتباط بود. از امروز به بعد نرخ دلار مثل هر کالای دیگر در دنیا در بازار آزاد تعیین میشود.»
الان یک انس طلا بیش از 300 دلار است، حالا ببینید، 36 دلار کجا، 300 دلار کجا؟ یعنی تمام کسانی که ذخیره پولهای بانک مرکزی ذخیره شده و به دلار است، تمامشان 70 برابر ضرر کردند، نه 70 درصد، 70 برابر، یعنی هر آمریکایی هر سال چند هزار دلار بیشتر از اینکه تولید کند، مصرف کرده است، یعنی به همه دنیا آمریکا «کاغذ و مرکب» (اسکناس) تحویل داده و کالا تحویل گرفته است.
این خیلی ظلم بزرگی است و از جیب همه بدبخت بیچارهها هزینه شده است. در واقع این سازوکار مالی دنیا هم مانند ساختار سیاسی ظالمانه است. پس نباید انتظار داشت که سازمان ملل ساختار عادلانه داشته باشد. مثلاً سال گذشته همین رژیم کودککش سعودی رئیس کمیته حقوق بشر شد که علیه ما هم یک لایحه طرح کرده بود.
*دبیرکل سازمان ملل گزارش منتشر شده درباره کودکان یمنی را پس گرفت
در قبال رفتار این رژیم کودککش سعودی، یک آدم متعهدی یک گزارشی از تعداد کودکان کشته شده در یمن ارائه داد، آن گزارش هم «منتشر شد»، یک وقت گزارش منتشر نشده است که خب این آبروریزی نداشت، اما اینها گزارش منتشر شده را به دبیرکل سازمان ملل فشار آوردند که پس بگیرد و او هم پس گرفت.
رسماً گفت چون عربستان بودجهمان را قطع میکند.
شیخالاسلام: بله، پس گرفت، یعنی خودش گفت این سازمان بر اساس عدالت و کار کارشناسی نیست. حالا هم که غیرحقوقیترین عنصر بشریت، صهیونیستها عهدهدار ریاست کمیته حقوقی شدهاند.
ایجاد رژیم اشغالگر صهیونیست از اول غیرقانونی بوده و تمام قطعنامههایی که علیهاش بوده اجرا نکرده است، یعنی قطعنامههای شورای امنیت که آمریکا گاهی در اثر آبروریزی برخی از آنها را وتو نکرده است. حالا این اسرائیل را رئیس کمیته حقوقی کردهاند، درحالیکه وجودش، رفتارش، کشتارش غیرقانونی است، آیا این کار معقول است؟ سازمان ملل فقط یک ابزار و وسیله در دست قدرتمندان است.
از وضعیت روند بررسی پرونده شهدای منا و مأموران متخلف فرودگاه جده خبری دارید؟
شیخالاسلام: این را باید از وزارت خارجه سؤال کنید. آنها هم هنوز غرامتی نپرداختهاند و برخوردی با آنها نشده است، ولی ممکن است وزارت خارجه خبر دقیقتری از من داشته باشد.
پیرامون این بحث که درباره ریاست اسرائیل در کمیته حقوقی سازمان ملل اشاره کردید، برخی تحلیل میکنند که اکنون بعد پنج سال غلبه بر تروریسم صورت میگیرد، در همین حال میبینیم که اسرائیل رئیس کمیته حقوق میشود، این چه تبعاتی دارد؟
شیخالاسلام: تروریستترین حکومت دنیا همین رژیم صهیونیستی است، تا پیش از تشکیل این رژیم، تروریستی در منطقه وجود نداشت و این رژیم صهیونیستی بود که آمد و با ایجاد ترور، فلسطینیها را آواره کرد، یعنی قبل از تشکیل اسرائیل، یهودیان به دهکدههای فلسطینیها میآمدند و آنها را میکشتند و خانههایشان را خراب می کردند ومزارعشان را آتش میزدند و فقط چند نفر معدود را زنده میگذاشتند تا آنها به بقیه فلسطینیان در دهکدههای دیگر خبر دهند.
در سال 1897 که تئوری رسمی ایجاد رژیم صهیونیستی در کنفرانس هرتزل در سوئیس داده شد، این حرکت رسما شروع میشود و از اینجا حرکت صهیونیستها علنی میشود، اما قبل از آن این گروههای ترور ساخته شده و به سرزمین مقدس فلسطین کوچ کردهاند. بعد در سال 1917 بالفور، وزیر وقت امور خارجه انگلیس نامهای به روتچیلد بزرگ صهیونیستها در لندن مینویسد و تعهد میکند که حکومت صهیونیستی را در سرزمین فلسطین برپا کند، در سال 1921 و چهار سال بعد در جامعه ملل یک طرح تقسیم تصویب میشود که مقدمه آن طرح دقیقاً حرف اوست.
یعنی انگلستان آنقدر قدرتمند بود که نامه تعهد خود را بهعنوان مقدمه این طرح تقسیم عنوان کرد. انگلیسیها در سال 1948 که قیمومیت فلسطین را برعهده داشتند، عقبنشینی میکنند و با حمله در سال 1948 حدود 800 هزار فلسطینی آواره شدند و حمله دوم آنها در سال 1967 انجام شد که نهتنها کل فلسطین تاریخی، بلکه همسایگیها ازجمله صحرای سینا را نیز به اشغال خود درمیآورند.
پیوند نظامی و امنیتی عربستان با اسرائیل را چطور ارزیابی میکنید؟
شیخالاسلام: شاه ایران و شاه عربستان، آمریکا و رژیم صهیونیستی در یک جناح قرار دارند، انقلاب ما در جناح مقابل این جریان قرار گرفت. مردم ایران به خاطر همکاریهای شاه با رژیم صهیونیستی و آموزش شکنجه موساد به ساواک، طرفدار فلسطین بودند و بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود هرج و مرجهای سیاسی، مردم شعار میدادند «امروز ایران، فردا فلسطین» و در روز 22 بهمن به خیابان فلسطین میروند و سفارت را از دست صهیونیستها میگیرند، هرچند که صهیونیستها فرار کرده بودند، 10 روز بعد عرفات به ایران میآید و حاجاحمد آقای خمینی این سفارت را بهعنوان اولین سفارت سازمان آزادیبخش فلسطین در کل جهان به او واگذار میکند.
*جنگ 33 روزه شکست عربستان و رژیم اسرائیل بود
همکاری عربستان و رژیم اسرائیل تا پیش از این خیلی علنی نشده بود و همیشه واسطهای بین آنها وجود داشته، اما آنجایی که ارتباط این دو بسیار علنی شد، جنگ سال 2006 حزبالله و اسرائیل است که رسما شاهنشاهی سعودی به نفع اسرائیل و ضد حزبالله موضع گرفت و در جنگ 33 روزه، در واقع عربستان و اسرائیل شکست خوردند. اتفاق دیگری که ارتباط اسرائیل و عربستان را علنی کرد، برجام بود. پول سعودی و شناخت اسرائیل از داخل آمریکا با یکدیگر جفت شد و برای عدم تصویب برجام کار کرد، اما موفق نشدند. اخیراً کنفرانس هرتزلیها از آقای ملک سلمان تشکر میکند.
جایی در اسرائیل به نام هرتزل وجود دارد و چون پایهگذار و تئوریسین آنها هرتزل است، هر سال جلسهای برگزار میکند و به تئوری نیل تا فرات خود نیز جنبه دینی دادند. رئیس سازمان امنیت اسرائیل آنجا از حکومت سعودی تشکر کرد و گفت ملک سلمان در یک سال اخیر دشمن خود را بهجای اسرائیل، ایران تعریف کرده است.
یکی از مسائلی که رهبر انقلاب سال گذشته مطرح کردند این بود که فرمودند اسرائیل 25 سال آینده را نخواهد دید و اشاره صریحی به نابودی اسرائیل تا 25 سال آینده داشتند، سازوکار پروسه نابودی اسرائیل در عرصه عملیاتی به چه شکل است؟
شیخالاسلام: این سؤال بسیار سؤال دقیقی است، ما گفتیم به یهودیهای اروپا اینطور القاء کردند که باید به سرزمین موعود فلسطین بازگردند و به همین دلیل فلسطینیها را از سرزمینشان بیرون کردند، سرعت رشد جمعیتی فلسطینیان طوری است که جمعیت آنها از صهیونیستها نیز جلو خواهد زد.
*تئوری صهیونیستها برای بقا زندگی مسالمتآمیز با فلسطینیان است
نکته دیگر اینکه برای اینکه این حکومت بتواند ادامه داشته باشد باید فلسطینی و صهیونیست با یکدیگر زندگی مسالمتآمیز داشته باشند، چراکه نمیتوانند همه آنها را بکشند یا بیرون کنند، چون فلسطینیان بهسرعت جمعیتشان در حال افزایش است، یک عده از فلسطینیان در سرزمین سالهای 1948 و برخی از آنها نیز در کرانه باختری و قدس وجود دارند، روش استکبار برای تحقق اینکار ابتدا سرکوب و سپس مذاکره بوده طوری که آنها از حقوقشان بگذرند. پس اساس طرح سازش بر همزیستی مسالمتآمیز فلسطینی ـ صهیونیستی است، اما بعد از انقلاب اسلامی این معادله به هم خورد.
مانند تسلیح کرانه باختری که مورد تأکید رهبر انقلاب قرار گرفت؟
شیخالاسلام: بله این را اشاره خواهم کرد، اما در حال حاضر باید بدانیم این معادله صهیونیستها برای همزیستی مسالمتآمیز که منجر به سازش شود، به هم خورده است.
*سمبل ظلم واضح در زمان ما رژیم صهیونیستی است
این مسئله چگونه محقق شده و بهدست آمده است؟
شیخالاسلام: حضرت امام(ره) روش سادهای برای انقلاب داشتند، مردم را با انگیزه الهی به صحنه میآوردند، پس حضور آگاهانه مردم که آماده شهادت بودند منجر به پیروزی انقلاب شد، امام این را در مسائل خارجی نیز تسرّی دادند چون اعتقاد به نابودی اسرائیل داشتند؛ اسلام از ریشه ضد ظلم است. سمبل ظلم واضح هم در زمان ما همین رژیم صهیونیستی است، آخرین جمعه ماه رمضان بعد از انقلاب در سال 1358 بهعنوان روز قدس نامگذاری شد تا مردم با آن حالت معنوی روزه و قربةالیالله به صحنه بیایند. آوردن مردم به صحنه باعث میشود که چنین نتیجهای بهدست بیاید و بعد حضرت امام این رویکرد را در صحنه خارجی به مکه مکرمه میبرند و در مراسم حج و مراسم برائت، فضای ضد استکباری را حاکم میکنند. همه مسلمانان آنجا در حالیکه سالها تحقیر شده بودند، از این رویکرد استقبال کردند و استکبار به یکباره متوجه این هدف جمهوری اسلامی شد که ایران روش خود را به همه کشورها آموزش میدهد، بنابراین در سال 66 این مسئله سرکوب شد و ما شاهد حج خونین در آن سال بودیم. آن سرکوب شدید پایههای حکومت سعودی را لرزاند؛ چراکه حفظ امنیت حرمین شعار سعودیها بود. در آن سال نیز مانند قضیه منا، فقط ایران بود که توانست شهدای خود را به کشور بیاورد، فلسطینیها نیز در آن مراسم برائت به شهادت رسیدند. روز چهلم آقای شیخ عبدالعزیز که بعدها از رهبران جهاد اسلامی شد برای کشتهشدگان فلسطینی در مراسم حج خونین مراسم چهلم برگزار کرد و این انتفاضه اول شد. سال 67 امام پیامی دادند، در این پیام که بسیار مهم است، مفصلترین نامه امام خطاب به جهان اسلام بود، امام آنجا بعد از اینکه 598 را توضیح میدهند یک جا هم درمورد فلسطین صحبت میکنند، امام در این قسمت با اشاره به سوره نور نشان میدهد آنچه در فلسطین بهعنوان انتفاضه فلسطین در جریان است، از مراسم برائت بهدست آمده است و خون فلسطینیها با خون ملت ما درآمیخت و این یک پیشرفت برای انقلاب ماست.
انتفاضه دوم به این دلیل شکل گرفت که آریل شارون به مسجدالاقصی رفت، اما در حال حاضر ما در مرحله انتفاضه سوم قرار داریم، انتفاضه سوم این است که یک خانه یا جوان فلسطینی علیرغم اینکه میداند به شهادت میرسد و ممکن است حتی موفق هم نشود، با چاقو سلاح سرد یک شهرکنشین یا پلیس صهیونیستی را میکشد، این یعنی، این سرزمین متعلق به من است و اگر کشته هم شوم، اجازه نمیدهم تو با امنیت و آرامش زندگی کنی؛ این اتفاق پایه نظریه همزیستی مسالمتآمیز فلسطینی و اسرائیلی را ازبین برده است و حتی وقتی صهیونیستها در تلآویو هم راه میروند احساس خطر میکنند و میگویند ممکن است ما هم کشته شویم. یعنی انتفاضه سوم امنیت اسرائیل را از بین برده است.
خود فلسطینیها زودتر از هر کس دیگری به درخواست رهبر انقلاب لبیک گفتند که باید کرانه باختری را مسلح کرد، چراکه مخاطب حرف آقا مردم بودند، بنابراین آنها خودشان در کرانه باختری دست به ساخت اسلحه زدند، یعنی خودشان، خودشان را مسلح کردند، مسئله دیگر این است که بهجز اینکه این اسلحهها را در داخل تولید کردند، بسیار عالی آنها را از تور امنیتی اسرائیل به داخل تلآویو رساندند، چون تلآویو امنترین مکان برای صهیونیستهاست. بنابراین شما میبینید که از نظر تئوری چطور انقلاب اسلامی، اسرائیل را در معرض نابودی تا 25 سال آینده قرار داده است. وقتی کل فلسطین از جان خود گذشته و به صحنه آمده و با عقل و درایت و نقشه و طراحی و فناوری هم آمده، چراکه رد کردن اسلحه در تلآویو از نظر اطلاعاتی امنیتی بسیار پیچیده و مهم است.
شما به روشهای ایران برای مقابله با اسرائیل اشاره کردید، یکی از روشها در سال 61 اتفاق افتاد که ایران برای مقابله با پیشروی اسرائیل، قوای محمد رسولالله را عازم سوریه کرد، شما پیش از این گفته بودید ما به دنبال پیکر یا خود 4 دیپلمات از رژیم صهیونیستی هستیم، فکر نمیکنید طرح چنین موضوعی با گذشت 34 سال کمی دیر باشد؟
شیخالاسلام: ما همیشه پیگیر این موضوع بودهایم، یعنی از همان روز اول که این عزیزان در ایست بازرسی باربارا در اختیار همین سمیر جعجع که میخواست رئیسجمهور لبنان شود و خوشبختانه زمین خورد، در حالی است که اسرائیل، لبنان را اشغال کرده بود.
رژیم اسرائیل در آن زمان یک کمربند امنیتی را در جنوب لبنان در سال 1978 ایجاد کردند تا کاتیوشای فلسطینیها به داخل سرزمینهای اشغالی نرسد و بعد ارتش لبنان جنوبی و ارتش آزاد را ایجاد کردند، اما در سال 1982 یعنی سال 61 شمسی وقتی دیدند ایران اینگونه در جنگ پیش میرود، آمدند و لبنان را تا بیروت به اشغال خود درآوردند و خیلی قوی هم تا بیروت پیش آمدند و علاوهبر آنها آمریکا، انگلیس و ایتالیا نیز آنها را حمایت میکردند، یعنی این اشغال نهتنها از نظر سیاسی، بلکه از نظر نظامی هم پشتیبانی میشود، حزبالله لبنان نیز تازه شکل گرفته بود، در سهراهی خلده،سیدعباس موسوی و همین آقای ذوالفقار که اخیراً شهید شد، ایستادند و در مقابل اسرائیل مقاومت کردند. اسرائیل آنچنان قوی وارد شد که عرفات و سازمان آزادیبخش را سوار کشتی کرد و به تونس فرستاد و از طرف دیگر صبرا و شتیلا، دو اردوگاه فلسطینی بود که توسط فالانژهای طرفدار اسرائیل قتلعام شدند. شارون وزیر جنگ اسرائیل شخصا آمد و به فلسطینیهای آن دو اردوگاه تیر خلاص زد.
*ما 4 دیپلمات را از اسرائیل میخواهیم
بنابراین آن زمان بیروت اشغال شده بود و 4 دیپلمات ما که گذرنامه سیاسی دارند توسط فالانژها در ایست بازرسی باربارا دستگیر شدند و مسئولیت آن گردن اشغالگر است، یعنی اسرائیل که بیروت را به اشغال خود درآورده بود، بنابراین ما از اسرائیل 4 دیپلمات خود را میخواهیم. خیلی کارها و فعالیتهای سیاسی صورت گرفته که اگر این چهار نفر زنده هستند، تبادل صورت بگیرد. یک کشور اروپایی بهعنوان واسط پیگیر بحث تبادل بود.
چرا کاری که به نتیجه برسد از سوی دولتها دنبال نشده است؟
شیخالاسلام: ما از طریق واسطه با رژیم اسرائیل مذاکره کردیم، اما آنها چیزهایی را خواستند که در اختیار ما نبوده است.
مثلاً رون آراد خلبان اسرائیلی را از ما خواستهاند؟
شیخالاسلام: بله.
چندی پیش یک سایت اسرائیلی مدعی شد مذاکراتی درباره رون آراد با ایران صورت گرفته است.
شیخالاسلام: بنده در جریان این موضوع نیستم، اینها کار وزارت اطلاعات و سپاه قدس است. آن زمان رون آراد در مقابل این 4 دیپلمات مطرح بود.
شما بر اساس چه مدارک و اسنادی گفتید که رژیم اسرائیل به دنبال این تبادل است؟
شیخالاسلام: به خاطر اینکه آنها رون آراد را میخواهند و ما هم بچههای خودمان را میخواهیم.
اما ایران بارها اعلام کرده که رون آراد در اختیار ما نیست و با این وجود بر سر گروگانهای دیگر وارد معامله نشده است. مثلاً عماد مغنیه همان اوایل بعد از وقوع این گروگانگیری، دیوید دوج عنصر سازمان سیا را که در دانشگاه بیروت بود گروگان گرفت، اما او تحویل دولت حافظ اسد شد.
شیخالاسلام: این گروگانها اسرائیلی نبودهاند، اسرائیل از این مسئله دردی ندارد و فقط به دنبال نیروهای خودش است، دعوای حزبالله و آمریکا برای اسرائیل چه اشکالی دارد، هر گروگان غربی به درد اسرائیل نمیخورد، آنها میخواهند نیروی نظامی خود بگویند اگر رفتی و جنگیدی، من نمیگذارم از بین بروی و به هر قیمتی است تو را نجات خواهم داد، رون آراد از این منظر برای آنها مهم است.
* هر کاری توانستیم برای این 4 دیپلمات انجام دادیم
اما در عمل این پیگیریها از سوی دولتهای جمهوری اسلامی برای سرنوشت 4 دیپلمات نبوده، البته اخیراً گفته شد که در حال اقدام اطلاعاتی از طریق وزارت و سپاه هستند.
شیخالاسلام: این مسئله را باید از خود آنها پرسید، در این زمینه کار اطلاعاتی شروع شده است، کشورهای اروپایی گفتهاند از آراد اطلاعات بدهید تا ما از آن 4 دیپلمات به شما اطلاعات بدهیم، کسی که رون آراد را در اختیار دارد، باید این مسئله را ثابت کند. ما هر کاری توانستیم برای این 4 دیپلمات انجام دادیم.
*موثق خبر داشتیم متوسلیان و سه همراهش زنده هستند
آقای شیخالاسلام شما هم در وزارت خارجه مسئولیت داشتید و هم مدیرکل امور بینالملل مجلس هستید، پس چرا هنوز بعد از 34 سال یک خط خبر موثق از سرنوشت 4 دیپلمات در اختیار نداریم.
شیخالاسلام: ما موثق خبر داشتیم که زنده هستند.
*متوسلیان در برباره مجروح شد نه شهید
چه مدرکی و سندی برای زنده بودن این 4 دیپلمات ارائه میدهید؟
شیخالاسلام: من صریح به شما میگویم که غلط است اگر این مسئله را جور دیگری بپذیرید. آن زمان که این 4 دیپلمات در پست بازرسی باربارا دستگیر شدند، بچههای ما به آنجا رفتند و با کسانی که در حاجز (ایستگاه بازرسی برباره) بودند صحبت کردند، آنها گفتند که تنها آقای متوسلیان درگیر شد و او هم زخمی شد نه شهید. بنابراین باقی آنها هستند تا عکس این مسئله ثابت شود. در ایست بازرسی حاجز برباره آقای متوسلیان درگیر و سپس زخمی میشود که صندلی ماشین سفارت نیز خونی بوده است، ولی شهید نمیشود.
*4 دیپلمات اسیر قیمتداری برای اسرائیل هستند
بحث خونی بودن ماشین مطرح نیست، کمااینکه آنها برای صحنهسازی ماشین سفارت را نیز در طرابلس و مقابل دفتر حزب بعث رها کردند تا ادعا کنند آنها توسط بعث که ما درگیر جنگ با آنها بودیم، به شهادت رسیدهاند.
شیخالاسلام: من این را اطلاع دارم که خون آقای متوسلیان پس از درگیری در ماشین سفارت بود، ولی دلیلی نداریم که آنها شهید شده باشند و زخمی شدن در درگیری نیز اینطور نبوده که باعث شهادت ایشان شود و به او رسیدگی کردهاند؛ چراکه اسیرشان است و این اسیر، اسیر قیمتداری است.
پس چرا در طی 34 سال گذشته هیچ بهرهبرداری سیاسی از این مسئله نکردهاند؟
شیخالاسلام: کار اطلاعاتی اینگونه نیست، ما رژیم اسرائیل را نمیشناسیم.
*تا اسرائیل پیکر 4 دیپلمات را به ما ندهد، ما یقین داریم که آنها زنده هستند
آنها بهصورت رسمی به سازمان ملل اعلام کردند که این 4 دیپلمات در اختیار ما نیستند، هرچند که اسرائیل به هیچ عنوان قابلاعتماد نیست.
شیخالاسلام: ما به حرفهای رژیم اسرائیل اعتماد نداریم، تا اسرائیل پیکر 4 دیپلمات را به ما ندهد، ما یقین داریم که آنها زنده هستند، باید به این مسئله توجه کرد تا جور دیگری این مسئله خراب نشود. اگر آنها ادعا میکنند این 4 دیپلمات به شهادت رسیدهاند، بالاخره بقایایی از پیکر آنها باقی مانده است.
*باید بقایا و نشانهای از پیکر این عزیزان را به ما بدهند
البته فالانژها و سمیر جعجع ادعا داشتند آنها را در چاهی انداختهاند و یک بار دیگر هم مدعی شدهاند که روی پیکر آنها بعد از شهادت، آهک ریختهاند.
شیخالاسلام: هر کاری که کردهاند باید بقایا و نشانهای از پیکر این عزیزان را به ما بدهند. البته ما هر کاری که توانستهایم در این زمینه انجام دادهایم، اما گاهی کار پیش نمیرود، اسرائیل ادعا میکند باید در این معامله آراد را بگیرد، اما آراد نزد ایران نیست، وقتی یکی از کشورهای اروپایی برای این معامله با ما وارد مذاکره شد، ما به آنها گفتیم چند نشانه به ما بدهید که بدانیم دیپلماتهای ما زنده هستند، آنها گفتند ما این نشانهها را به شرطی میدهیم که شما هم همینکار را بکنید.
*کار اطلاعاتی هیچ عجلهای ندارد
بعد چه اتفاقی افتاد؟
شیخالاسلام: یک مقدار پیش رفت، اما بعداً مشخص شد که آنها چیز واقعی به ما نمیدهند، کار اطلاعاتی هیچ عجلهای ندارد.
*اسرائیل نمیخواهد 4دیپلمات را به ثمن بخس بفروشد/ درگیر دعوای پیچیده اطلاعاتی با اسرائیل هستیم
اگر این برگههای برنده از دست بروند، بدون آنکه اسرائیل از آنها بهرهبرداری سیاسی کرده باشد، دیگر چه فایدهای دارد؟
شیخالاسلام: اسرائیل قیمت آنها را مشخص کرده است و حاضر نیست به قیمت مثلاً 10 تومان آنها را بفروشد، بلکه میخواهند آنها را به قیمت 100 میلیون بفروشد. در واقع اسرائیل نمیخواهد دیپلماتها را به ثمن بخس و بهای اندک بفروشد. مگر آقای علی عسگری را ندزدیدند؟ این دعوا یک دعوای ساده در میدان جنگ نیست، بلکه یک دعوای پیچیده اطلاعاتی است. مگر نمیبینید افرادی از افسران نازیها ربوده شده بود، حالا یک دفعه رو میشود، بنابراین باید دید که چه زمانی مناسبترین قیمت ایجاد میشود، در هر صورت استدلال ما این است که تا زمانی که پیکر این 4دیپلمات را به ما ندهند، ما معتقدیم که این عزیزان زنده هستند، البته ممکن است مانند قضیه امام موسی صدر موفق نشود.
روایت فالانژها که بحث شهادت این 4 نفر و بحث اسرائیل که میگوید اینها دست ما نیستند، یکسره مردود است.
شیخالاسلام: همینطور است، عقل حکم میکند که به این گزارشها اعتماد نکنیم.
در قضیه سمیرقنطار اسرائیل با افتخار اعلام کرد که این نیروی ارشد حزبالله دست ما اسیر است، زمانی هم که تبادل شد، او را به شهادت رساندند، آیا نمیشود چنین مسئلهای برای این 4دیپلمات باشد.
شیخالاسلام: هر کدام یک چیزی دارند، نباید ما خودمان را جای اسرائیل بگذاریم و بهجای آنها فکر کنیم، آنها خیلی پیچیدهتر از این فکر میکنند.
*امام دست ما را در پول دادن به حزبالله لبنان خیلی باز گذاشت
شما اشارهای به تشکیل حزبالله لبنان در سال 61 داشتید، نقش احمد متوسلیان در شکلگیری حزبالله لبنان چطور ارزیابی میکنید؟
شیخالاسلام: حزبالله وقتی به ایران آمد و با امام بیعت کرد، امام خیلی گشادهدست برخورد کرد. امام خیلی در پول دادن به نهضتها سخت میگرفت، اما یکی از اقدامات جالب این بود که امام دست ما را در پول دادن به آنها خیلی باز گذاشت و امام حزبالله را بهطور مطلق تأیید کرد. هیچکس غیر از شهید مطهری را امام مطلق تأیید نکرد. الآن حزبالله بعد از 34 سال هنوز در خط درست حرکت میکند.
بهطور مشخص نقش قوای محمد رسولالله و احمد متوسلیان در شکلگیری حزبالله چه بود؟
شیخالاسلام: آنها بعد از اشغال بیروت به لبنان رفتند.
محسن رضایی میگوید که آقا به سردار متوسلیان گفت شما نماینده نظام هستید، بروید آنجا جلوی اسرائیل را سد کنید.
شیخالاسلام: هرچه را به امام اطلاع میدادند، ایشان مطلع بود، طوری برای آنها روشن بود که این کار درست است که به امام اطلاع ندادند. من در تصمیمگیریها نبودم، من آنجا بودم که قرار بود با سوریها و آقای حافظ اسد صحبت کنند که نیروها فعلاً برای کمک به سوریه بروند. امام دیدند از لحاظ راهبردی این کار غلط است و با جنگی در دامن خود داریم که انقلاب اسلامی را تهدید میکند، قرار بود صدام به تهران بیاید، لذا باید اول جنگ با عراق را تمام میکردیم.
سردار متوسلیان در سخنرانی خود میگوید «اولین نتیجه این حمله اسرائیل به لبنان ایجاد فشارهایی بر ایران است، به این معنا که پیام این فشارها به ایران این خواهد بود که جنگ با عراق را حلوفصل کنید تا ایران و عراق دوشبهدوش همدیگر علیه اسرائیل بجنگند! اگر ایران فریب این خدعه را هم نخورد، ما را بهعنوان کشوری ضد اسلام محکوم میکنند»، بنابراین مشخص است در آن زمان ما با این منطق وارد سوریه شدیم.
شیخالاسلام: آنهایی که رفتند و آنهایی که تصمیم گرفتند با نیت خیر تصمیم گرفتند، قصد لطمه زدن نداشتند. این فرمایش امام که «راه قدس از کربلا میگذرد» یک تعبیر مادی و یک تعبیر معنوی دارد. تعبیر مادی آن همین است که دیدیم عراق به دامن اسلام آمد و شیعیان آنجا قدرت گرفتهاند و یک اتفاق عجیب، برگزاری «اربعین» است که روش امام بوده است.
*جمعیت میلیونی اربعین میتواند قدس را هم آزاد کند
سازماندهی کردن این چند میلیون نفر بسیار مهم است، اگر این چند میلیون به طرف قدس برود و بتوانیم سازماندهی کنیم، آیا قدس آزاد نمیشود؟ از طریق کربلا، قدس آزاد نمیشود؟ اما تعبیر معنوی هم از نظر شهادت بوده است و مسیری که امام حسین(ع) رفت. آمریکا و رژیم بعث تصمیم گرفتند انقلاب اسلامی را ساقط کنند و امام میخواست این پرچم بماند. وجود اسرائیل اشغالگر و تجاوز است چه در غزه و چه در لبنان.
مهمترین جمله امام درباره پذیرفتن قطعنامه 598 این نیست که من جام زهر را نوشیدم، جام زهر نوشید، اما مهمترین حرف امام این بود که من آبروی خود را با خدا معامله کردم. امام اینجا بزرگترین تعالی خود را پیدا کرد.
آقای هاشمی خدمت امام رفت و گفت مسئول جنگ من بودم، امام در طول عمرشان به طرف مقابل بله نگفته بود، حالا به جایی رسیده بود که باید به آنها، به آمریکا «بله» میگفت. چون آمریکاییها هواپیمای مسافربری ما را زدند، میخواستند به امام بگویند حتی اگر پایههای استکبار بلرزند، نمیگذاریم شما پیش بروید.
امنیت پرواز مسافری از اولویتهای استکبار است، اما قبول کردند هواپیمای مسافربری ما را بزنند که به امام بگویند تا اینجا پایکار ایستادهایم، به آن خلبان هم مدال دادند، یعنی اشتباه نکرده است و فرمان را اجرا کرده است. سلاح شیمیایی داده بود، سکوهای نفتی ما را زده بودند، اما متوجه شدند که ایران کار خود را پیش میبرد، لذا هواپیمای مسافربری ما را هم زدند، ما هم گفتیم اگر بخواهیم نجنگیم 20 تانک 20 تانک، 100 هواپیما، 100 هواپیما میخواهد، امام فهمید ما دیگر آن آدمها نیستیم و وظیفه خود را انجام داد و این بزرگترین خلوص و تعالی امام بود. امام که در قضیه انجمنهای ایالتی و ولایتی، کاپیتولاسیون 15 خرداد، تبعید، شب 22 بهمن و در طول جنگ «نه» گفته بود، حالا باید در زمان قطعنامه «بله» میگفت. امام با شعار جنگ جنگ تا سقوط صدام، اینها را به جنگ برد، حالا میخواهد بگوید من نتوانستم، خیلی تصمیمگیری سختی بود.
* امور بینالملل مجلس مسئله 4 دیپلمات را پیگیری میکند
بالاخره تکلیف این 34 سال بلاتکلیفی 4دیپلمات چیست؟
شیخالاسلام: باید تلاش کنیم.
مجلس و امور بینالملل در این زمینه چهکاری انجام میدهد؟
شیخالاسلام: مجلس میتواند با مجالس دنیا صحبت کند، البته ما خیلی با مجلس لبنان و «نبیه بری» صحبت کردیم. ما حتماً این مسئله را پیگیری میکنیم، کارهای اطلاعاتی را از طریق مجلس نمیشود دنبال کرد، اما ما حتماً جز پیگیریهایمان این مسئله 4دیپلمات خواهد بود.
*مصونیت 4 دیپلمات توسط نیروهای اشغالگر اسرائیل نقض شد
ولی مطالبهگری از اسرائیل هدف اصلی ماست.
شیخالاسلام: حتماً این کار را میکنیم، تا وقتیکه پیکر این عزیزان نیاید، از نظر قانون بینالملل و فهم ما، اینها زنده هستند و ما هم از اسرائیل مطالبه میکنیم. این چهار نفر هم گذرنامهشان سیاسی است و هم بهعنوان دیپلمات ثبت شدهاند. آنها مصونیت سیاسی داشتهاند، اما مصونیت آنها توسط نیروهای اشغالگر اسرائیل نقض شد.
منبع: فارس
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 9 تير 1395 ساعت: 2:05
هر چند تعداد زنان به مردان معتاد يک به 10 است اما سرعت رشد اعتياد در ميان زنان و بازتاب آسيبهاي اجتماعي آن موجب شده است تا مسئولان بابت زنانه شدن اعتياد ابراز نگراني کنند. به گفته وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي خط شيوع اعتياد در زنان از 4 درصد در گذشته به 10 درصد رسيده است.

صدای شیعه: هر چند تعداد زنان به مردان معتاد يک به 10 است اما سرعت رشد اعتياد در ميان زنان و بازتاب آسيبهاي اجتماعي آن موجب شده است تا مسئولان بابت زنانه شدن اعتياد ابراز نگراني کنند. به گفته وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي خط شيوع اعتياد در زنان از 4 درصد در گذشته به 10 درصد رسيده است. درصدي که معاون زنان و خانواده رياست جمهوري را هم به ابراز نگراني واداشته است. رشد قابلتأمل اعتياد در زنان جامعه در حالي است که مسئولان مربوطه تنها به ارائه آمار و ارقام بسنده کردهاند و برنامهاي جدي براي نجات زنان از ورطه اعتياد در ميان هشدارها و ابراز نگرانيهاي مسئولان امر شنيده نميشود. آن هم در شرايطي که با راهيابي 17 زن به مجلس، انتظار جامعه زنان براي حل معضل آسيبهاي اجتماعي زنانه بيش از پيش است.
مادر، خواهر يا دختر؛ هر کدام از اينها نقشي محوري در خانواده ايفا ميکنند و اگر آسيب ببینند خانواده و به تبع آن جامعه با چالشهاي فرهنگي و اجتماعي جدي مواجه خواهد شد. به همين خاطر کافي است تا زنان يک جامعه را تغيير دهند با چنين تغييري حتي تغيير در نظام سياسي جامعه موضوعي دور از دسترس نخواهد بود و ميتواند پروژه نفوذ را به مقصد برساند. آسيبهاي اجتماعي هم يکي از اصليترين راهکارهايي است که ميتواند ساختارهاي کلي يک جامعه را دگرگون کرده و آن جامعه را به سمت اضمحلال پيش برد. زنانه شدن اين آسيبها اما به معناي اعتياد و آسيب يک نفر نيست بلکه اعتياد يک زن به معناي تسري انواعي از آسيبهاي اجتماعي به چندين نفر و حتي چند نسل است؛ موضوعي که اهميت پيشگيري از اعتياد زنان و تلاش براي بهبودي و بازگشت آنها به جامعه را پر اهميتتر جلوه ميدهد.
زنانه شدن اعتياد
بنا به تأکيد علي ربيعي وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي در حال حاضر يکي از مسائل جدي جامعه «زنانه شدن اعتياد» است، به طوري که خط شيوع اعتياد در زنان از 4 درصد در گذشته به 10 درصد رسيده است. وي ميافزايد: در حال حاضر اعتياد کشور به سمت زنانه شدن رفته و اين در حالي است که زنان شکنندهتر و آسيبپذيرتر از مردان بوده و در عين حال تاثيرگذاري بيشتري در جامعه دارند.
از نگاه معاون رئيسجمهوري در امور زنان و خانواده نيز نسبت يک دهمي زنان معتاد در جامعه معتادان کشور ميتواند هشداري جدي باشد زيرا رشد اعتياد در زنان بسيار سريعتر از مردان صورت ميپذيرد و اثرگذاري اعتياد يک زن در جامعه و پيامدهاي غيرمستقيم آن دهها برابر آثار و تبعات اعتياد يک مرد ميتواند باشد.
شهيندخت مولاوردي تأکيد ميکند: زنان به لحاظ جايگاه مادري در خانواده بيترديد از نقش محوري در امر تربيت برخوردار هستند و درگيري آنها با اعتياد قطعاً فرزندان را با مخاطرات فراواني مواجه ميکند. پژوهشها هم نشان ميدهد فرزندان مادران معتاد بسيار آسيبپذيرتر از فرزندان پدران معتاد هستند. علاوه بر اين اعتياد زنان باردار ميتواند مخاطرات فراواني را متوجه نوزادان و کودکان اين دسته از مادران کند. از سوي ديگر بيش از 63 درصد جمعيت معتادان را افراد متاهل تشکيل ميدهند که اين خود گوياي وضعيت مخاطره آميز خانوادهها در زمينه پديده اعتياد است.
اعتيادي با ريشه در فرهنگ و سبک زندگي
افزايش چند برابري اعتياد در ميان زنان طي سالهاي اخير موضوعي است که براي پيشگيري از اعتياد در ميان زنان بايد علل آن ريشهيابي شود. به گفته مولاوردي نتايج يک پژوهش ميداني نشان ميدهد 83 درصد زنان معتاد مصرف قليان و سيگار را تجربه کردهاند. اين در حالي است که طي سالهاي اخير مشاهده زنان و دختراني که در تفرجگاهها به همراه خانوادههايشان قليان ميکشند تصويري است که ديگر برايمان تکراري شده است. از سوي ديگر خواب دستگاههاي متصدي فرهنگسازي در جامعه با تغيير فرهنگ و ارزشهاي حاکم بر جامعه موجب شده است تا دامنه اعتياد زنان گسترش يابد. اگر تا چند سال قبل زنان تنها با انگيزه همراهي با همسران يا با فشار يکي از مردان خانواده و با هدف هم سو شدن با انگيزههاي منفعت جويانه مردان معتاد درگير اعتياد ميشدند، انگيزه هايي نظير کاهش وزن و تناسب اندام، رهايي از استرس و اضطراب، تفريح، در دسترس بودن مواد و اصرار دوستان جزو عوامل اصلي اعتياد زنان به شمار ميآيد و موجب شده شيب ابتلاي زنان به اعتياد نسبت به مردان بالاتر برود.
93 مرکز از 1142 مرکز براي زنان
اگرچه پذيرش واقعيتها و بيان آمار و ارقام برخي چالشهاي اجتماعي نظير اعتياد زنان يک گام به جلو محسوب ميشود اما براي مواجهه با اين آسيبها و پيشگيري از گسترش آنها بايد تدبير و کارهايي جدي صورت گيرد. اين در حالي است که از 1142 مرکز ترک اعتياد در کشور تنها 93 مرکز و تيم درماني مخصوص زنان است. ربيعي درباره اقداماتي که براي مواجهه با اعتياد زنان صورت گرفته است، ميگويد: مهمترين راه ترک اعتياد حمايت خانواده است. در برنامهريزيهاي انجام شده طي دو سال گذشته نهادهای مردمي متعددي براي کمک به افراد معتاد و بهبود يافته تشکيل شده است. بنا به تأکيد وي بسياري از زنان وقتي پس از اعتياد به جامعه بازميگردند يا از خانواده طرد شده يا در سنين پايين طلاق گرفتهاند و بدين ترتيب بيخانمان هستند که اين مسئله به شدت آنها را در معرض سوءاستفادههاي جنسي يا بازگشت دوباره به مصرف مواد قرار ميدهد به همين دليل نياز است خوابگاههايي در کشور ايجاد شود که اين افراد بتوانند صبحها به زندگي اجتماعي خود پرداخته و شبها را در آنجا اقامت کنند که در اين زمينه تنها در تهران اقداماتي از سوي شهرداري انجام شده است و ساير شهرهاي کشور فاقد چنين مکانهايي هستند. آموزش زنان معتاد بهبود يافته، مشاورههاي تلفني با خط 1480 و کمکهايي در قالب وامهاي خوداشتغالي از موارد ديگري است که ربيعي در برشمردن اقدامات وزارتخانهاش به آنها اشاره ميکند.
تدبير 17 نماينده زن براي زنانه شدن آسيبهاي اجتماعي
رشد صعودي اعتياد در زنان اما نيازمند توجه جديتر مسئولان و قانونگذاران است به خصوص اينکه مجلس دهم با راهيابي 17 نماينده زن توانسته در نشستن زنان بر کرسيهاي قانونگذاري رکورد بزند آن هم در شرايطي که بنا به تعبير برخي چهرهها نظير معاون زنان و خانواده رئيسجمهور يا وزير رفاه، آسيبهاي اجتماعي و اعتياد چهرهاي زنانه پيدا کرده است. حالا گوي و ميدان براي تدبير زنان نماينده در کنار ساير مسئولان در راستاي مواجهه و پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي و اعتياد زنانه فراهم است.
منبع : روزنامه جوان
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 9 تير 1395 ساعت: 2:05
صدای شیعه: شب قدر شبی است که رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) به احیای این شب بسیار تاکید کرده اند. در روایات فراوانی وارد است که حضرت زهرا(س) به هر قیمتی که بود اجازه نمی دادند که فرزندانشان بخوابند، یعنی سعی داشتند تا فرزندان شب های قدر را بیدار بمانند چراکه این لیالی برای بیداری و عبادت و دعا وضع شده است. برای بررسی بیشتر ماهیت این شب عظیم که برتر از هزار ماه عنوان شده است به سراغ حجت الاسلام و المسلمین شیخ عباس اخوان رفتیم تا نظر ایشان را در این خصوص جویا شویم. متن زیر مشروح گفتگوی مهر با این مدرس حوزه علمیه است.
لیله القدر، فاطمه زهرا(س) است
حجت الاسلام عباس اخوان در مورد حقیقت شب های قدر که همان وجود مبارک حضرت صدیقه طاهره(س) است، گفت: این امر در روایت های متعددی ذکر شده است. در کتاب شریف کافی جناب کلینی باب مستقلی در اخبار «انا انزلناه فی لیله القدر» دارد. آنجا تصریح دارد که لیله القدر، فاطمه زهرا(س) است. مرحوم شیخ محمدحسین اصفهانی کمپانی بر اساس همین روایات است که می فرماید: لیله قدر اولیا، نور نهاد اصفیا/ صبح جمال او طلوع از افق علا کند/ بضعه سید بشر ام ائمه غرر/ کیست جز او که همسرى با شه لافتى کند؟
وی افزود: قرآن می فرماید «انا کُلَّ شَىْء خَلَقْناهُ بِقَدَر»، و یا امیرالمومنین می فرماید «رَحِمَ اللهُ امْرءً عَرَفَ قَدْرَهُ» یعنی رحمت خدا بر کسی است که اندازه خودش را بداند. لیله قدر شبی است که خداوند اندازه گیری می کند. «وَکُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَار، عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْکَبِيرُ الْمُتَعَالِ» این اندازه گیری نه در عالم ملک صورت می گیرد و نه در عالم ملکوت. برزخی است بین این دو عالم که اسم آن عالم قدر یا لیله قدر است که قرآن در آن شب نازل می شود و ائمه در آن شب قرار می گیرند و ملائکه در آن شب واقع می شوند. به این جهت «شب» گفته می شود که شان آن مجهول است.
وی ادامه داد: در این شب قرآن به محضر ولی خدا عرضه می شود و ولی خدا این قرآن را به آن اندازه که وظایف ملائکه است به آنها عرضه می کند که «تنزل الملئکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» ملائکه فرود می آیند و همه در تحت اراده ذات ذوالجلال اند. به اراده خداوند عوالم وجود در تحت اراده ولی الله اعظم قرار می گیرد. «سلام هی حتی مطلع الفجر» همه در مقام تسلیم هستند.
این مدرس حوزه های علمیه گفت: ائمه معصومین از قرآنی که «و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین» است و «کل شی ء فعلوه فی الزبر و کل صغیر و کبیر مستطر» است، فیوضات را استخراج می کنند و آن را به ملائکه تحویل می دهند و ملائکه می روند که تا یک سال، فیض را جاری کنند. همه اینها در ظرف فاطمه صدیقه(س) واقع می شود. از این جهت که در حدیثی از امام عسکری داریم که می فرمایند مادر ما فاطمه(س) بر ما حجت است و وجودش احاطه دارد.
صدیقه طاهره(س) مظهر وجود ربطی هستند
حجت الاسلام اخوان گفت: خلقت از اساس یک شان فاعلیت و یک شان قابلیت و یک شان وجود ربطی دارد. فاعلیت از ذات ذوالجلال است و قابلیت از عالم امکان است. در روایت دارد که خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ فَمَکَثُوا أَلْفَ دَهْرٍ» یکی ناظر به جنبه فاعلی و یکی ناظر به جنبه قابلی است و یکی هم ناظر به جنبه وجود ربطی است. خداوند در همه عوالم وجود؛ وجود ربطی را حاکم کرده است. صدیقه طاهره(س) مظهر وجود ربطی هستند. «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ، بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ، فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» صدیقه طاهره(س) در همه عوالم ظهور برزخی فرموده اند و لذا «هی حوراءُ انسیه» هم حورا است و هم انسیه، یعنی شان برزخی دارد. شب قدر شب اتصال عالم امر به عالم خلق است. لذا به وجود برزخی احتیاج است.
اخبار «انا انزلناه» دریای عمیق و عجیبی است. آیت الله جوادی آملی فرمودند بحث معرفت حضرت زهرا(س) آنجاست.
گاهی برکت به ساختن است و گاهی به سوختن
وی افزود: مقام حضرت زهرا مقامی است که «أَن بُورِکَ مَن فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَهَا». برکت در قرآن دو جور است. یکی برکت به ساختن است و یک برکت به سوختن است. یک جا می فرماید «وَنَزَّلْنَا مِنْ السَّمَاء مَاء مُبَارَکًا» آب برکت دارد که همه آن را می فهمیم. ما برکت به سوختن ندیده ایم اما در قرآن می فرماید آن جلوه ای که به جناب موسی شد برکت به سوختن بود «أَن بُورِکَ مَن فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَهَا»، که آن جلوه مقام فاطمه زهرا(س) است. فلذا ظهور ایشان هم در این عالم به سوختن بین در و دیوار است. بزرگان به سمت مقام صدیقه کبری(س) نمی روند. در سلامی که جناب خواجه نصیر دارند می گوید «اللهم صل علی صاحب الدعوه النبویه و العصمه الفاطمیه» لذا در مقام عصمت باید بگوییم غُضُّوا اَبْصارَکُمْ.
هر چه راجع به امیرالمومنین گفته شده دون شان آن حضرت است
این کارشناس دینی در پاسخ به سوالی در خصوص مقام امیرالمومنین و رابطه بین ولایت آن حضرت و شب های قدر گفت: مرحوم امام در همان اوج جریانات انقلاب یک سخنرانی فرمودند آنچه که عرفا و شعرا و حکما و فلاسفه و علما راجع به امیرالمومنین گفته اند همه دون مقام امیرالمومنین است. همین حرف کافی است.
امیرالمومنین ندای عدالت آدمیان است
وی ادامه داد: جرق جرداق مسیحی در مورد امیرالمومنین می گوید «صوت العداله الانسانیه» یعنی ندای عدالت آدمیان است. این کتاب را نگاه کردم و گفتم کسی که در فضای عالم شیعه نیست چطور در مورد امیرالمومنین صحبت کرده است. این در کلام جرج جرداق است که در مورد شهادت امیرالمومنین می گوید «قتل فی المحراب لشدة عدله» از بس که عادل بود در محراب او را به شهادت رساندند.
تا انسان تحت ولایت خدا قرار نگیرد به هیچ کمالی از کمالات نمی رسد
این مدرس حوزه های علمیه افزود: باب ورود به ماه رمضان امیرالمومنین است اما مقام امیرالمومنین مقام ولایت است. تا انسان تحت ولایت خدا قرار نگیرد به هیچ کمالی از کمالات نمی رسد. ظهور ولایت خداوند متعال در ذات مقدس امیرالمومنین است. کسی که در این ظل قرار نگیرد به هیچ کمالی از کمالات نمی رسد. به کمالات اعتباری این عالم ممکن است دست یابد اما به آن کمالی که شایسته انسانیت است نمی رسد. مگر آن کسی که خداوند متعال برای او اراده سعادت کرده باشد که حسن عاقبت پیدا کند که امیدواریم جرق جرداق هم همینطور شده باشد.
ولایت امیرالمومنین همان ولایت خداوند است
حجت الاسلام اخوان گفت: ولایت امیرالمومنین، ولایت خداوند است و مقام تلویت است. خداوند می فرماید «هُوَ مَعَکُمْ أَيْنَ مَا کُنْتُمْ»، این معیت را خداوند متعال در همه عوالم وجود در وجود منبسط مائیه قرار داده است. «و جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلَّ شَیءٍ حی» این ظهور ولایت امیرالمومنین است که حضرت آن جلوه را در ظرف وجودی خود دارد و به همه عوالم وجود ایهاب می کند. لذا فرموده اند که آب ظهور ولایت حضرت امیر(ع) است. این آب در هر یک از عوالم یک جلوه ای دارد.
چرا سنگ عقیق استحباب دارد؟
وی ادامه داد: مثلا در مورد فضیلت سنگ عقیق روایات متعددی آمده است که از علامت های مومن است. یا اینکه اگر در قنوت نماز شما عقیق را به سمت آسمان برگردانید، عمود نوری از آن ساطع می شود که تا عرش می رود و نماز شما را بالا می برد. چرا عقیق اینطور شد؟ چون در عالم جماد این اولین سنگی است که ولایت امیرالمومنین را پذیرفته است. سنگی اگر ولایت را بپذیرد اینطور می شود حال از آن طرف انسانی هم که این ولایت را نپذیرد «قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِيَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً».
وی در پایان اظهار داشت: همه چیز ما امیرالمومنین است. فرموده اند که ذکر امیرالمومنین عبادت است. در قرآن آمده «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِيرًا» لذا ذکر امیرالمومنین ذکر خداست. معنای ولایت همین است. یعنی ذاتی که از یک طرف با عالم حق اتصال دارد و از یک طرف با عالم خلق اتصال دارد. تا کسی در تحت این ظل قرار نگیرد به جایی نمی رسد.
منبع: مهر
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 7 تير 1395 ساعت: 13:01
صدای شیعه: پس از پایان جنگ تحمیلی و روی کار آمدن دولت هاشمی رفسنجانی، سیاست اعلامی از سوی دولت تنها توجه و تمرکز به سازندگی خرابیهای جنگ و پرهیز از هرگونه سخن سیاسی و کار سیاسی در عرصه داخلی شد.
رئیس دولتِ پس از جنگ که خود را سیاستمدار کاملی میدید معتقد بود نه تنها فضای جامعه بلکه ترکیب کابینه دولت پنجم هم لزومی به سیاسی بودن ندارد و همین که رئیسجمهور سیاسی است کفایت میکند.
این راهبرد و اعتقاد هاشمی رفسنجانی به طریق اولی در مورد دانشجویان نیز صدق میکرد و دانشجو در دوران ریاست وی تنها موظف به «درس خواندن، فارغ التحصیل شدن و جذب در کار» بود و لزومی نداشت که سخنی از سیاست بزند و یا اینکه منتقد سیاستهای دولت وقت باشد.
در دوران دولت اول سازندگی، دفتر تحکیم وحدت تشکل دانشجویی بود که گرایشهای سیاسی متمایل به چپ(مجمع روحانیون مبارز) داشت و به نوعی منتقد سیاستهای هاشمی رفسنجانی محسوب میشد.
این تشکل دانشجویی، که بعدها در دوران اصلاحات دیدگاههای انقلابی خود در اوایل دهه هفتاد را کنار گذاشت، با شروع کار دولت هاشمی به اهمالکاری و کندروی دولت سازندگی در تحقق آرمانهای امام(ره) و انقلاب انتقاد میکرد و سیاستهای مبتنی بر سرمایهداری و اشرافیگری دولت هاشمی را برنمیتابید.
این روند تا جایی ادامه یافت که برخی چهرههای نزدیک به دفتر تحکیم وحدت همچون عباس عبدی بازداشت شدند و محدودیتهایی در مورد این جریان دانشجویی با طرح و بررسی اساسنامه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاهها در شورای عالی انقلاب فرهنگی اعمال شد.
با آغاز دولت دوم هاشمی رفسنجانی در سال 72، دفتر تحکیم وحدت که همانند سالهای گذشته در سالروز 13 آبان اقدام به برگزاری تجمع در مقابل لانه جاسوسی سابق آمریکا میکرد این بار در قامت یکی از منتقدان جدی سیاست خارجی دولت، برای این مراسم درخواست مجوز کرد ولی با موافقت استانداری و وزارت کشور مواجه نشد.
پس از مخالفت دولت با برگزاری تجمع تحکیم وحدت در روز 13 آبان 72 که صرفا رنگ و بویی ضداستکباری داشت، رهبر معظم انقلاب در سخنانی صریح به سرکوب و خفقان سیاسی دانشگاه و جلوگیری از سیاسی بودن دانشجو توسط دولت وقت واکنش نشان دادند.
سخنان رهبری در جمع دانشجویان و دانشآموزان به مناسبت سالروز 13 آبان، بقدری صراحت داشت که تاریخی شد و تا امروز نیز در حافظه تاریخی دانشجویان و سیاسیون مانده است.
ایشان در این سخنرانی گفتند: «بنده دلم میخواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّی دانشآموزان مدارس روی این ریزترین پدیدههای سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دستهایی را که تلاش کردهاند و میکنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسی کنند.»
آیت الله خامنهای تاکید کردند: «کشوری که جوانانش سیاسی نباشند، اصلاً توی باغ مسائل سیاسی نیستند، مسائل سیاسی دنیا را نمیفهمند، جریانهای سیاسی دنیا را نمیفهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین کشوری میتواند بر دوش مردم، حکومت و حرکت و مبارزه و جهاد کند!؟ »
در آن مقطع شاید کسی بدنبال واکنش دولتمردان سازندگی نسبت به سخنان صریح رهبری نرفت اما آیتالله خامنهای پس از 23 سال واکنش دولت هاشمی به سخنان آن روز خود را در جمع اساتید دانشگاه بیان کردند: «بنده چند سال قبل از این -خیلی پیش، سالها پیش- راجع به سیاست در دانشگاهها، یک تعبیری به کار بردم که مسئولین دولتیِ آن روز خیلی ناراحت شدند که چرا این حرف را میزنید؛ گفتم: خدا لعنت کند کسانی را که بساط فکر سیاسی و کار سیاسی و تلاش سیاسی را از دانشگاهها جمع کردند، از ما گلهمند شدند که شما بچهها را وادار میکنید به کار سیاسی»
آنچه امروز جای تعجب دارد این است که مسئولین دولت سازندگی که در دوران خود هیچ اعتقادی به کار سیاسی و سیاسی بودن دانشگاه نداشتند، امروز صحبت از آزادی بیان و تفکر سیاسی دانشجو کرده و دیگران را نیز متهم به سلب این نوع از آزادیها برای قشر دانشجو میکنند.
رهبر انقلاب در ادامه سخنان اخیر خود با اشاره به نوع نگرش مسئولین وقت آن زمان تصریح کردند: «همانها{مسئولین دولت وقت} گاهی اوقات ریاکارانه یک حرفهایی میزنند راجع به دانشگاه و دانشجو و این حرفها، لکن عقیده واقعیشان همان است؛ [امّا] من عقیدهام این است»
صادق کوشکی عضو هیات علمی دانشگاه تهران که در دوران دهه هفتاد در زمره فعالان دانشجویی بوده است در گفتگو با مهربه چند پیامد منفی ناشی از بسته بودن فضای سیاسی دوران هاشمی در دانشگاهها اشاره کرد و گفت: «اولین پیامد این بود که دفتر تحکیم وحدت که در 4 سال اول دولت هاشمی درون چارچوب نظام فعالیت می کرد، به تدریج از این چارچوب خارج شد و به دامان لیبرال ها و نهضت آزادی افتاد.»
وی در ادامه با بیان اینکه «دومین پیامد این بود که بسیاری از نیروهای وفادار به نظام و رزمندگانی که پس از جنگ دانشجو شده بودند، عملا دوران هاشمی دچار سرخوردگی شدند»، اظهار کرد: «این نیروها به دلیل انتقاداتی که به دولت هاشمی می کردند، انگ ضدولایت فقیه می خوردند و نهایتاً هم دست از کار سیاسی کشیدند و نظام و انقلاب این نیروها را از دست داد.»
عضو هیات علمی دانشگاه تهران پیامد سوم سیاست های دولت هاشمی در قبال دانشجو و دانشگاه را نفوذ لیبرالها به قشر دانشجو دانست و گفت: «نتیجه این سیاست ها عملاً راه را برای افراطیگریهای اصلاحات و لیبرال ها باز کرد یعنی فضای بسته دانشگاهی پس از دوم خرداد دچار یک انفجار شد که به نوعی آن تفریط در کار سیاسی دوران هاشمی را با افراط در دوران خاتمی جبران کرد»
منبع: مهر
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 7 تير 1395 ساعت: 13:01
صدای شیعه: سید حسن نصر الله امروز به مناسبت چهلمین روز شهادت شهید مصطفی بدر الدین، فرماندۀ نیروهای حزب الله در سوریه، سخنرانی کرد. نصر الله درسخنان خود که با اشاره به ابعاد شخصت شهید بدر الدین آغاز شد، دربارۀ او گفت: «شهید مصطفی بدرالدین نقش اصلی را در زمینه آزادی اسرای مقاومت از زندان های رژیم صهیونیستی بر عهده داشت».
دبیر کل حزب الله لبنان افزود: «شهید مصطفی بدرالدین مدیریت پرونده جهاد در سوریه و عراق را در دست داشت».
نصر الله دربارۀ حضور نیروهای مقاومت اسلامی لبنان در سوریه و عراق نیز گفت: «حضور ما در سوریه و عراق برای دفاع از ملتمان در لبنان است؛ چون نمی توان لبنان و آینده آن را از رویدادهای منطقه جدا دانست». او افزود: «عراقی ها از ما خواستند تا در برابر داعش به آنان کمک کنیم؛ شهید بدرالدین هم این درخواست را در چند ساعت پذیرفت».
نصر الله در بخش دیگری از سخنانش دربارۀ شهید بدر الدین گفت: «او داوطلب پذیرش مسئولیت در سوریه شد و تاکید کرد که آماده است در این نبرد شهید شود؛ چون می دانست امنیت لبنان را حفظ می کند. لذا به سوریه رفت و در تمام مراحل نبرد حضور داشت. ما معمولا دستاوردهای مقاومت را به یک شخص منتسب نمی کنیم اما امروز، به شکل ویژه، درباره این شهید سخن می گوییم. بدر الدین از ابتداد حجم خطرات و تهدیدات اوضاع سوریه را دریافت و از معدود اشخاصی بود که اعتقاد داشت می توان از این مرحله سخت به سلامت گذشت. تمام کشورهای جهان جز تعدادی بسیار اندک معتقد بودند یکسره شدن کار سوریه نیازمند چند هفته وقت است. این به خاطر جنگ روانی، تحریک گسترده، طایفه ای کردن مساله و روند بسیار سریع اوضاع در صحنه نبرد بود. وقتی نبرد در قلب دمشق، حمص، حلب و شهرهای اصلی آن جریان داشت دشوار بود که کسی بگوید بتوانیم با آن مقابله کنیم و چالش ها را در هم بشکنیم. اما آنچه در اندیشۀ مصطفی بدرالدین می گشذت، همین بود. این تجربه ای بود که درستی درک وی نسبت به رویدادها را ثابت کرد».
نصر الله دربارۀ وضعیت حساس حلب هم تأکید کرد که رها کردن این شهر «اعطای فرصت جدیدی به طرح آمریکایی - سعودی - تکفیری برای محقق کردن یک پیروزی بزرگ در سوریه بود و همه موفقیت های گذشته مقاومت را تهدید می کرد. لذا وقتی لازم بود در حلب باشیم، به آنجا رفتیم و در حلب باقی خواهیم ماند. این رویکرد شهید بدر الدین بود». او در پاسخ به شایعات منتشر شده دربارۀ تلفات سنگین حزب الله در حلب گفت: «نبرد های سهمگین در حلب در جریان است. برخی ادعاهایی درباره شکست حزب الله در حلب و وارد آمدن ضربات شدید به حزب الله در رسانه های گروهی مطرح می کنند، اما وار پاسخ گویی به این جنجال آفرینی ها نمی شویم. این بخشی از جنگ روانی علیه ماست. اما آنان اشتباه می کنند. تلفات حزب الله در حلب 26 شهید ، یک اسیر و یک مفقود بوده است. این تعداد واقعی تلفات حزب الله در حلب بوده و هر سخنی غیر از آن نادرست و غیر دقیق است».
نصر الله در ادامه به تلفات سنگین تروریست ها اشاره کرد و گفت: «شمار کشته های تروریست از ابتدای ماه جاری (24 روز گذشته) 617 نفر بوده که ده ها نفر آنان سرکرده عملیاتی بوده اند. 800 تروریست هم مجروح شده اند. 80 تانک، نفر بر و خودروی نظامی آن ها هم منهدم شده است».
دبیر کل حزب الله دربارۀ تحریم های مالی آمریکا علیه این حزب گفت: «درباره قانون تحریم های مالی آمریکا باید بگویم مسلم است که ما این قانون را به طور کامل رد می کنیم. نوعی بچگی و حماقت در برخی رسانه های لبنانی و عربی وجود دارد. حتی اگر این قانون اجرا شود باز هم ما به عنوان یک حزب جهادی تاثیری از این قانون نمی پذیریم. این قانون هیچ اثر مادی بر حزب الله ندارد؛ چون ما طرح های تجاری و شرکت های بازرگانی نداریم که از طریق بانک ها فعالیت کنند».
سید حسن نصر الله، در ادامه توضیحات خود دربارۀ بی تاثیر بودن قانون تحریم های مالی آمریکا گفت: «بودجه حزب الله از ایران می رسد و هیچ طرفی ارتباطی با این موضوع ندارد. پول از ایران می رسد، مانند موشک هایی که با آن اسراییل را تهدید می کنیم. از حضرت امام خامنه ای، دولت ایران و رییس جمهور آن به خاطر حمایت بی دریغ از ما در سال های گذشته تشکر می کنیم. ما حقوق ها را می پردازیم و مشکلی در این زمینه نداریم».
نصر الله دربارۀ وضعیت بحرین و مساله سلب تابعیت آیت الله عیسی قاسم نیز گفت: «آنچه مقام های بحرین انجام دادند، بسیار خطرناک بود. خواسته های مردم مبتنی بر معیارهای انسانی، اخلاقی و بین المللی بوده و به خشونت دست نزده اند. آل سعود می خواهد مانع گفتگو و اعطای حقوق به ملت بحرین شود؛ چون آزادی ملت بحرین زمینه را برای قیام ملت عربستان، این ملت محروم از حقوق سیاسی، هموار می کند».
نصر الله با تاکید بر مسالمت آمیز بودن قیام مردم بحرین و رهبران ان گفت: «ظلم، سرکوب و تعدی رژیم بحرین جوانان این کشور را به خروش کشاند، اما شیخ عیسی قاسم و امثال وی مانع خشونت شدند و شور مردم را کنترل کردند. اگر یک نفر در جهان شایسته جایزه صلح نوبل باشد، شیخ عیسی قاسم است».
نصر الله افزود: «شیخ قاسم و علمای بحرین دنباله روی کسی نیستند و کسی چیزی به آنان دیکته نمی کند. این آل خلیفه است که دنباله رو آل سعود و نماینده انگلستان است».
دبیر کل حزب الله، در پایان، تاکید کرد: «دنیا باید به مسئولیتش برای جلوگیری از اجرای حکم لغو تابعیت شیخ عیسی قاسم و اخراج وی از کشور عمل کند.»
منبع: العالم
انتهای پیام
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 7 تير 1395 ساعت: 13:01
صدای شیعه: آیت الله شیخ عیسی قاسم در روستای الدراز بحرین متولد شد.
وی در سال 1340 هجری شمسی برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفت و نزد علمایی مانند "سید محمد باقر صدر" تحصیل کرد.
شیخ عیسی قاسم پس از 4 سال به کشورش بازگشت و مدت 2 سال در مدرسهای به آموزش پرداخت. اما دوباره به نجف بازگشت و با علمایی مانند "عبدالله غریفی"، "عباس ریس"، "عبدالله مدنی"، "عبدالامیر جمری" آشنا شد.
ایشان همچنین در اواخر دههٔ 60، برای ادامهٔ درس به ایران رفت و در شهر مقدس قم نزد استادانی مانند سید محمود هاشمی و سید کاظم حائری و آیتالله فاضل لنکرانی درس آموخت. تا 8 اسفند 1379 در ایران بود و پس از آن به بحرین بازگشت.
شیخ عیسی قاسم در سال 1973 میلادی نامزد مجلس مؤسسان مشروطهٔ بحرین شد، و با بالاترین رای به مجلس راه یافت. وی رئیس هیئت دینی مجلس شد و در کنار جریان اسلامگرا، نقش مهمی در تدوی بندهای اسلامی قانون اساسی این کشور داشت.
وی همان سال با رای مردم عضو مجلس ملی بحرین شد، و تا انحلال مجلس در آنجا ماند.
شیخ عیسی از بنیانگذاران «جمعیت بیداری اسلامی» در سال 1350 بحرین بود. از دیگر کارهای وی، تأسیس «جمعیت اسلامی روشنگری» در آغاز ورودش به بحرین در سال 50 بود.
شیخ عیسی قاسم در سال 2004 مجلس علمایی اسلامی در بحرین را تأسیس کرد، این مجلس مسائل زیادی را دنبال میکند که از جملۀ آنها هدایت صحیح جوانان از لحاظ فکری ، عقیدتی ، دینی و تربیتی، و به وجود آمدن نسلی نو ، قوی از نقطه نظر دفاع از عقاید صحیح شیعه و برخودار از اخلاق و تربیت عالی دینی.
ایشان در دور اول، ریاست این مجلس را بعهده داشت و ریاست دوم مجلس زیر سایه راهنماییهای ایشان فعالیت میکند.
در سال 1374 (1996 میلادی) دولت آل خلیفه، او را به نقش داشتن در کودتا و همکاری با حزبالله بحرین متهم کرد.
شیخ عیسی قاسم پس از بازگشت به بحرین در سال 1379، خطیب جمعهٔ مسجد امام صادق (ع) در زادگاهش شد.
پس از آغاز خیزش مسالمت آمیز مردم بحرین در 25 بهمن 1389، شیخ عیسی قاسم به صورت عملی رهبر این انقلاب شد. به صورتیکه سخنرانیها و خطبههای ایشان در نماز جمعه نقش تعیینکنندهای در انقلاب بحرین داشته است. از جمله پیامهای تأثیرگذار شیخ عیسی قاسم، دعوت به ایستادگی در برابر نیروهای آل خلیفه و آل سعود هنگام دستدرازیشان به زنان است.
بزرگترین راهپیمایی به دعوت شیخ عیسی قاسم
در جریان انقلاب مسالمت آمیز مردم، پس از آن که حمد بن عیسی آل خلیفه پادشاه بحرین مخالفانش را اندک خواند، به دعوت شیخ عیسی قاسم تظاهراتی با عنوان «لبیک یا بحرین» با حضور بیش از نیممیلیون نفر در منامه برگزار شد. این تظاهرات بزرگترین تجمع تاریخ کشور بحرین بود که بیش از 50٪ بحرینیان در آن حضور داشتند، بهطوری که راهپیمایی «همهپرسی» خوانده شد و این نخستین باری بود که خود شیخ عیسی قاسم در تظاهرات شرکت میکرد.
منبع: العالم
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 2 تير 1395 ساعت: 21:14
صدای شیعه: روز دوشنبه هفته جاری بود که دادگاه آل خلیفه در حکمی جنجالی «شیخ عیسی قاسم» روحانی برجسته شیعی در بحرین را سلب تابعیت کرد. تصمیم مسئولان رژیم آل خلیفه در سلب تابعیت این روحانی برجسته شیعی غیرقابل پیشبینی بود و حداقل در شرایط کنونی انتظار اتخاذ چنین تصمیمی نمیرفت.
اقدام رژیم آلخلیفه علیه «شیخ عیسی قاسم» با واکنشهای متعدد داخلی و خارجی رو به رو شد. برخی از شخصیتهای داخلی در بحرین و همچنین مقامات برخی کشورهای خارجی پس از این اقدام، انگشت اتهام را به سمت سعودیها نشانه رفته و ریاض را به عنوان بازیگردان اصلی حوادث اخیر بحرین معرفی کردند. البته با توجه به نقش فعال و برجسته رژیم سعودی در سرکوب وحشیانه شیعیان مظلوم بحرین طی سالهای اخیر، نقشآفرینی ریاض در هدف قرار دادن یک روحانی شیعی در بحرین چندان بعید و دور از ذهن به نظر نمی رسد.
در همین ارتباط، «قاسم الأعرجی» رئیس فراکسیون «بَدر» در پارلمان عراق ضمن محکومیت اقدام آل خلیفه در سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» اظهار داشت: «این اقدام پس از دستور مستقیم مقامات رژیم سعودی انجام شد». این نماینده پارلمان عراق هدف از اقدام رژیم آل خلیفه در سلب تابعیت روحانی برجسته شیعی در بحرین را ایجاد «فرقه گرایی» خواند.
پر واضح است که رژیم سعودی از سرکوب شیعیان در بحرین بهره میبرد و اگر اینچنین نبود، هیچگاه شاهد حضور گسترده نظامیان این رژیم در بحرین برای سرکوب مردم بیگناه نبودیم. از همین روی، سرکوب یک روحانی شیعی برجستهای همچون «شیخ عیسی قاسم» با زبان آتشینی که همواره مقامات آل خلیفه و حامیان آن از جمله آل سعود را آزردهخاطر میکرد، به هیچ وجه نمیتواند برای ریاض خالی از لطف باشد. بر همین اساس، نقشآفرینی مقامات سعودی در سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» بسیار محتمل و حتی نزدیک به واقعیت است.
در حال حاضر عربستان سعودی در حال سرکوب شیعیان ساکن مناطق شرقی کشور خود است و هرگونه اقدام سرکوبگرانه علیه آنها برای ممانعت از ایجاد انتفاضه در کشور را به کار گرفته و میگیرد. در ادامه همین سیاست سرکوبگرانه است که سعودیها انقلاب مردم بحرین را نیز هدف قرار دادند تا بدین ترتیب زبانههای آتش این انقلاب به مناطق شرقی عربستان کشیده نشود.
از سوی دیگر، ایستادن تمام قد مقامات رژیم آل خلیفه در برابر یک روحانی برجسته شیعی همچون «شیخ عیسی قاسم» نیاز به جرأت و شهامتی دارد که تجربه ثابت کرده مقامات این رژیم فاقد آن هستند. بنابراین، به نظر نمی رسد که این تصمیم به تنهایی توسط رژیم آل خلیفه اتخاذ شده باشد. اگر در پَس پرده در جستجوی بازیگردان اصلی این واقعه تلخ باشیم، بدون شک اولین اسمی که به ذهنمان متبادر خواهد شد، «رژیم سعودی» است.

بر همین اساس، اینگونه احساس می شود که آل خلیفه با یک تاکتیک مختلف، از یک تجربه مشابه بهره گرفته است؛ تجربهای که سعودیها در اختیار آن قرار گذاشتند و آن چیزی نیست جز تجربه اعدام «شیخ نمر النمر» رهبر برجسته شیعیان عربستان و همچنین بازداشت «شیخ حسن راضی» از علمای برجسته این کشور. همگان به یاد دارند که پس از اعدام شیخ نمر النمر و پس از آن، بازداشت شیخ «حسن راضی»، واکنشهای امت اسلامی به صدور بیانیههای محکومیتآمیز و برگزاری تظاهراتهای مختلف محدود شد و فراتر از این حد و مرز نرفت.
از همین روی، امروز نیز سعودیها این تجربه را در اختیار مقامات آل خلیفه قرار دادند تا بدین وسیله «شیخ عیسی قاسم» پدر معنوی انقلاب بحرین را هدف قرار بدهند، به گونهای که وی به تدریج با زندانی شدن و یا تبعید شدن، از صحنه سیاسی بحرین کنار برود. سعودیها به آل خلیفه اطمینان خاطر دادهاند که در خارج از مرزهای بحرین، تمامی واکنشها به بیانیههای محکومیتآمیز محدود خواهند شد. در عرصه پیامدهای داخلی نیز سعودیها به آل خلیفه وعده حمایت همهجانبه از این رژیم در برابر هرگونه انتفاضه مردمی به دنبال سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» را داده اند.
حتی اگر سعودیها را از حوادث اخیر بحرین مبرا بدانیم که البته با توجه به پیشینه این رژیم در بحرین، نمیتوان از کنار نقش منفی آن ولو به صورت غیرمستقیم در سلب تابعیت شیخ «عیسی قاسم» به راحتی عبور کرد، باید دانست که در مقایسه با تمامی کشورهای منطقه، ریاض بیشترین سود و بهره را از اقدامات سرکوبگرانه آل خلیفه علیه شیعیان بحرینی می برد. این اقدامات سرکوبگرانه همچنین این مزیت را برای سعودیها خواهد داشت که مسیر جولان هرچه بیشتر آنها در بحرین را بیش از پیش هموار میکند و به آنها اجازه میدهد تا بیش از هر زمان دیگری بر مردم بحرین بتازند.
نقش آفرینی سعودیها در سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» مسألهای است که جنبش «14 فوریه» بحرین در بیانیه اخیر خود نیز به آن اشاره کرده است. این جنبش در بیانیه خود ضمن محکومیت اقدام اخیر مقامات آل خلیفه تصریح کرده است: «سلب تابعیت عیسی قاسم یک تصمیم سیاسی است که مسئولان رژیم آل سعود که نظامیان اشغالگر آن همچنان مشغول سرکوب مردم بحرین هستند، به مقامات آل خلیفه دیکته کردهاند».
در ادامه بیانیه این جنبش آمده است: «اربابان آمریکایی و انگلیسی آل خلیفه در تصمیم این رژیم علیه عیسی قاسم نیز بیتقصیر نبودهاند اما باید بدانند که این تصمیم، مردم بحرین را در ایستادگی مقابل استعمارگران آمریکایی و انگلیسی قدرتمندتر میکند».
از سوی دیگر، «عبدالله الدقاق» نماینده شیخ عیسی قاسم در ایران در خصوص نقش عربستان سعودی در سلب تابعیت این روحانی برجسته شیعی می گوید: «عربستان سعودی با شعلهور کردن آتش فرقهگرایی در بحرین به دنبال انتقام جویی از شکستهای منطقهای خود است». وی همچنین می افزاید: «بازپسگیری شهر فلوجه توسط ارتش عراق یکی از شکستهای سنگین سعودیها محسوب می شود که به نظر می رسد در صدد انتقام جویی از این شکست برآمدهاند». الدقاق در ادامه تصریح میکند: «رژیم آل خلیفه در واقع، مجری سیاستهای رژیم سعودی در بحرین است».

اظهارات نماینده شیخ عیسی قاسم در خصوص هدف سعودیها برای انتقام جویی از شکستهای منطقهای خود، مسألهای است که برخی از رسانههای عربی نیز به آن پرداخته و چنین موضوعی را بسیار محتمل دانسته اند. سعودیها پس از 15 ماه حملات بی وقفه به یکی از فقیرترین کشورهای جهان یعنی یمن، تاکنون به هیچیک از اهداف ترسیم شده خود دست پیدا نکرده اند. در سوریه نیز وضعیت برای آنها بهتر از یمن نیست، چراکه دولت بشار اسد همچنان بر کرسی قدرت تکیه زده و ذرهای از قدرت محور مقاومت طی 5 سال اخیر کاسته نشده است.
علاوه بر این، در عراق نیز سیاست سعودیها مبنی بر حذف نیروهای «حشد الشعبی» با هدف طولانی تر شدن حضور تروریستهای تکفیری در این کشور با شکست سنگینی مواجه شده است و «ثامر السبهان» سفیر ریاض در بغداد که شخصا و رأسا مأموریت ضربه زدن به محبوبیت و مقبولیت «حشد الشعبی» در عراق را بر عهده داشته، در پیادهسازی این سیاست ناکام مانده است. از تمامی اینها مهمتر، نفوذ و قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه روز به روز در حال افزایش است. تمامی این تحولات دست به دست هم دادهاند تا سعودیها آتش خشم و کینه خود را به بحرین منتقل کرده و به نوعی دست به انتقام جویی بزنند.
اما در این میان، مسئولان رژیم سعودی و رژیم آل خلیفه دچار اشتباه محاسباتی شده اند. به اعتقاد آنها از آنجایی که افکار عمومی در قبال مسأله اعدام شیخ نمر النمر تنها به محکوم کردن و برگزاری تظاهرات بسنده کردند، در قبال اقدامات سرکوبگرانه علیه شیخ عیسی قاسم نیز فراتر از این حد و مرز نخواهند رفت. این تئوری نادرست، پایه و اساس استراتژی را که سعودیها بر مبنای آن تصمیمگیری میکنند، تشکیل میدهد. به نظر می رسد که سعودیها به این مسأله نمی اندیشند که سلسله این اقدامات، نفرتی فراموش نشدنی از آنها در نزد افکار عمومی به وجود می آورد؛ نفرتی که دیر یا زود به خشمی غیرقابل کنترل تبدیل خواهد شد و آنها را به زیر خواهد کشید.
اشتباه محاسباتی رژیم سعودی و رژیم آل خلیفه همچنین در آن است که آنها سرکوب امثال «شیخ عیسی قاسم» را پایان انتفاضه مردمی تلقی می کنند و این نشان می دهد که آنها از اشخاص در هراس هستند و نه از افکار آنها، غافل از اینکه اشخاص حتی اگر از بین هم بروند و نابود شوند، افکار آنها باقی خواهد ماند. از همین روی، امروز سعودیها نه از «شیخ عیسی قاسم» بلکه از فداییهای او که کفن پوشان برای اعلام حمایت خود از وی، در مقابل منزل او تجمع می کنند، باید در هراس باشند.
منبع: مهر
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 2 تير 1395 ساعت: 21:14
صدای شیعه: میزگرد «چگونه جامعه بهتری بسازیم» با حضور نعمتالله فاضلی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و سید غلامرضا کاظمی دینان، استاد ارتباطات و روابط عمومی در مجموعه برنامه زمرد شبکه چهارم سیما برگزار شد.
در ابتدا فاضلی با اشاره به اینکه باید کمک کنیم چگونه میتوان به وضعیت بهتری در جامعه دست یافت و سهم افراد و گروهها در این حوزه چیست، افزود: بحران به وضعیتی گفته میشود که تغییراتی در حال انجام در جامعه است، اینکه ما در زندگی فردی هم برخی از این تغییرات را احساس میکنیم مثل اینکه احساس میکنیم برخی ناهنجاریها ما را آزار میدهد یا نوع روابط در خانواده و جامعه نسبت به قبل تغییر کرده در نتیجه مدام خود را با دیگران مقایسه میکنیم.
وی در ادامه با تأکید بر اینکه امروز تغییرات پرشتابی در دنیا در حال انجام است و ما احساس ناامنی وجودشناختی نسبت به این تغییرات در جایگاه خود داریم، افزود: به همین دلیل فقط مسئله مشکلات هم نیست که بگوییم بیکاری، تورم، کمبودها و کاستیهای مختلف ملموس معیشت و ... عامل آن است، چرا که مشکلات همیشه هستند آنچه مهم است تفسیر ما از مشکلات مختلف است.
فاضلی با تأکید بر اینکه فقر همیشه در تاریخ کشور ما بوده اما ما هیچگاه بدان بد نگاه نکردهایم و حتی این عنوانی بود که برخی بزرگان به خود میدادند، توضیح داد: اما امروز دیدگاه ما تغییر کرده و ما نسبت به برخی کمبودهایمان بدبین شدهایم، بنابراین این بحران همان جابه جایی و تغییر شیوه نگاه ما به زندگی است. این بحران لزوما بد یا خوب نیست ما باید بدانیم که امروز در وضعیت عادی به سر نمیبریم شاید باید عادت کنیم که اتفاقا همیشه باید در بحران زندگی کنیم چرا که آن وضعیت عادی و ارزشمند بودن فقر به پایان رسیده است.
وی علت برخی از این تغییر دیدگاهها را تغییر نگاه به زندگی به شمار آورد و گفت: ما اگر مسئلهمان انسان «بودن» باشد، یک نوع به زندگی نگاه میکنیم و اگر مسئلهمان «داشتن» باشد، نگاهمان تغییر میکند. اگر ما مدام در زندگی خود تمرین خوب بودن و با مهارتهای زندگی میکردیم، امروز شرایط بهتری داشتیم.
این استاد جامعه شناسی با بیان اینکه تغییر نگاه به عرصه آموزش نیز میتواند به توانایی ما در آینده تأثیرگذار باشد، گفت: اینکه چگونه ما آموزش را به کالا تبدیل میکنیم نتیجه همین تغییر دیدگاه در دوره کنونی است.
وی در ادامه اظهار داشت: امروز مدرسه و دانشگاه در ایران معطوف به ارتقای قابلیتهای زندگی و معطوف به «بودن» نیست، در نتیجه در این فضا با سیستم آموزشی و رسانهای که همه چیز را کالا میبیند و در خدمت پول و بازار در میآورد، انسانها به حاشیه رانده میشوند.
فاضلی یادآور شد: فشار امروز توسط روشنفکران، نظام آموزشی، رسانهای و دانشگاهی ما را خسته کرده است چرا که ما را بزرگ بار نمیآورد ظرفیتهای وجودی ما را ارتقا نمیدهد و برنامههای درسی ما فاقد آموزهها و تمرینهایی است که به جز مدرک تحصیلی و نمره چیزی به ما دهد تا قیمتمان بالا برود. حتی برنامههای تلویزیونی ما هم در مسیر ارتقا ظرفیتهای وجودی ما نیست.در نهایت همه این نظامها انسان را به حاشیه رانده و کوچک و کمی میکند.
* نه اساتید حرف جدید میزنند، نه دانشجویان مطالبه میکنند
در ادامه کاظمی دینان با بیان اینکه معتقد است بحران امروز چیز بدی نیست و میتواند باعث خلاق شدن انسانها شود، توضیح داد: من اگر امروز مشکلی نداشته باشم ذهنم تحرکی ندارد و فقر فکری برایم پیش میآید. این فقر بدتر از فقر مالی است زمانی که من فقر فکری نداشته باشم به مال و ثروت هم میرسم و میتوانم به آنجایی که میخواهم برسم لذا بحران یا مانع در زندگی باعث خلاق شدن و پرواز کردن و به اوج رسیدن میشود پس نباید نگران بحرانها باشیم.
این استاد ارتباطات در ادامه با تأیید سخنان فاضلی افزود: متأسفانه امروز دانشگاههای ما فقط «داشتن» را میخواهند (نه «بودن» را). اساتید در کلاسهای درس با مطالعه و حرفهای جدید نمیآیند چرا که دانشجویان از آنها چنین چیزی را طلب نمیکنند. در مدارس هم چنین فاجعهای رخ داده است و امیدوارم که واقعا آموزش و پرورش و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری فکری کند تا بچهها برای اینکه چیزی یاد بگیرند وارد دانشگاه شوند.
کاظمی دینان با تأکید بر اینکه زندگی اجتماعی وابسته به ارتباطات انسانی است، توضیح داد: در یک ارتباط مؤثر اطلاعات و پیام رد و بدل میشود و این اطلاعات باعث افزایش آگاهی انسان میشود و جامعهای که افرادش آگاه و دانا و توانا هستند جامعه شاد و بهتری است و این جامعه به توسعه پایدار دست مییابد.
وی ابراز امیدواری کرد که در آینده نزدیک بتوانیم با این برنامهها جامعه را تحت تأثیر قرار دهیم.
سپس فاضلی با اشاره به اینکه گروههای مختلف در این مسیر وظایف متفاوتی دارند، گفت: امروزه یک طبقه متوسط فرهنگی از گروه روزنامه نگار تا هنرمند و نویسنده بیشتر از دیگر افراد مسئولیت دارند اگر میخواهیم جامعه بهتری داشته باشیم باید این گروه به عنوان وجدان جامعه و کسانی که توانایی سخن گفتن دارند و اعتبار اجتماعی و گروه مرجع هستند نسبت به بحثهای بیعدالتی بیشتر آماده فداکاری و سخن گفتن داشته باشند.
وی همچنین گفت: اگر امروز در نظام آموزشی ما تحصیلات به کالا تبدیل شده دلیل اصلی به قوانین و برنامههای آموزشی باز میگردد اگر این قوانین تغییر کند ، بسیاری مشکلات هم رفع خواهد شد. زمانی که ما برای مقاله نویسی پاداش مادی تعیین کردیم طبیعی است که دانشگاه به ابتذال کشیده میشود و همینطور در ادارات و دیگر سیستمها هم چنین چیزی دیده میشود بنابراین افراد تحصیل کرده و کسانی که دسترسی به رسانه دارند ساکت نباشند و پیامهای جامعه را تولید کرده و برای جامعه دلسوزی کنند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 2 تير 1395 ساعت: 21:14
صدای شیعه: فاطمه نواب صفوي فرزند شهيد سيدمجتبي نواب صفوي و از ياران شهيد دکتر مصطفي چمران در نبردهاي کردستان و نيز دوران جنگ تحميلي است. او از منش اين سردار دلير خاطراتي شنيدني دارد که شماري از آنها را در گفت و شنود پيش رو باز گفته است. اميد آنکه مقبول افتد.
به عنوان آغازين سؤال، لطفاً بفرماييد چگونه و در چه شرايطي با شهيد دکتر مصطفي چمران آشنا شديد؟
بسماللهالرحمنالرحيم. اولين بار در امريکا و در سال 1356، با نام ايشان آشنا شدم. من و همسرم در امريکا تحصيل و همزمان در انجمنهاي اسلامي دانشجويان فعاليت ميکرديم. در يکي از گردهماييهاي انجمن، فردي درباره «حرکهالمحرومين» در جنوب لبنان و نقش امام موسي صدر و دکتر چمران در شکلگيري اين حرکت صحبت کرد.
کي از نزديک ايشان را ديديد؟ اين ديدار در چه شرايطي انجام گرفت؟
پس از پيروزي انقلاب در سال 1357، ما به ايران برگشتيم و ايشان هم از لبنان آمدند. دورادور و با علاقه فعاليتهاي ايشان را دنبال ميکردم تا اينکه غائله کردستان پيش آمد و من هم مثل خيليها، براي کمک به آنجا رفتم. قبل از رفتن به کردستان، يکي از عناصر نظامي درباره دکتر چمران بدگوييهاي عجيب و غريبي ميکرد و گفت او در لبنان فلسطينيهاي زيادي را کشته است! و خلاصه ذهنيتي منفي نسبت به ايشان در من ايجاد کرد، به همين دليل در اولين برخورد با ايشان که فرمانده نيروهاي نظامي در کردستان بود، بسيار سرد رفتار کردم و در مجموع علاقهاي به اينکه با ايشان همکاري کنم، نداشتم! دو ماه بعد به لبنان سفر کردم و در اين سفر همسر دکتر چمران هم همراهم بود. در لبنان مخصوصاً در مورد حرکهالمحرومين به اطلاعاتي دست پيدا کردم که متوجه شدم آن فرد چه دروغهايي را درباره دکتر چمران سر هم کرده است، چون مردم جنوب لبنان، مخصوصاً کودکان يتيم بعد از امام موسي صدر، هيچکس را به اندازه دکتر چمران حامي و پشتيبان خود نميديدند و حتي اگر اغراق نباشد، ايشان را ميپرستيدند! اين سفر و مخصوصاً دوستي نزديک با همسر ايشان، ذهنيت مرا نسبت به دکتر چمران بهکلي تغيير داد و وقتي برگشتم مشتاقانه به کردستان رفتم تا در خدمت ايشان به پاکسازي منطقه از عناصر ضدانقلاب کمک کنم.
ايشان چه نوع مأموريتهايي را به شما محول ميکردند؟
دکتر چمران در دادن مسئوليت به افراد، تواناييهاي آنان را در نظر ميگرفتند، نه جنسيتشان را. در آن ايام مشهور شده بود اگر کسي با قذافي حرف بزند جان سالم به در نميبرد. دکتر چمران به من که براي شرکت در جشن روز ملي ليبي دعوت شده بودم، مأموريت دادند در ديدار با قذافي تا جايي که امکان دارد مسئله ربوده شدن امام موسي صدر را پيگيري کنم. بعد هم درباره اوضاع سياسي و فرهنگي ليبي اطلاعاتي در اختيارم گذاشتند. اين در شرايطي بود که کسي جرئت نميکرد چنين مأموريتي را حتي به يک مرد بسپارد، اما ايشان اين مأموريت را به من محول کرد که بحمدالله با موفقيت هم انجام شد.
در روزهاي شروع جنگ، در لبنان بودم اما سريع خودم را به ايران و خوزستان ـ که دکتر چمران در استانداري آن مستقر بودند ـ رساندم و از ايشان خواستم اجازه بدهند در کنار برادران در دفاع از کشور سهيم باشم. ايشان بلافاصله دستور دادند به من اسلحه بدهند و مرا همراه عدهاي از برادران براي مأموريت تکزني فرستادند.
مأموريت تکزني؟
بله، اين مأموريت به اين شکل انجام ميشد که ما به صورت پراکنده به طرف مواضع دشمن تيراندازي ميکرديم و به اين ترتيب از جرئت آنها براي پيشروي کم ميکرديم! چند ماه بعد هم ايشان کار تهيه گزارش از خطوط جبهه را به عهدهام گذاشتند که در نوع خود سنتشکني بود و تا آن زمان کسي چنين مأموريتي را به يک زن محول نکرده بود.
ويژگيهاي بارز شخصيتي و رفتاري ايشان از نظر شما چه بودند؟
واقعاً ويژگيهاي برجسته فراواني داشتند که اولين آن جاذبه قوي و فوقالعاده ايشان بود. افراد معمولي خيلي زود با ايشان انس ميگرفتند و مجذوب گفتار و رفتار ايشان ميشدند، اما حتي کساني هم که با ايشان مخالف يا حتي بدخواه ايشان بودند، وقتي با دکتر چمران ملاقات ميکردند، ناخواسته جذب ايشان ميشدند. همسرشان ميگفتند يک بار که مقام معظم رهبري به جبهه تشريف آوردند، سر سفره در حضور برخي از فرماندهان و رزمندگان فرمودند: «من دکتر چمران را از برادرم هم بيشتر دوست دارم» و حقيقتاً هم همينطور بود.
دکتر چمران به معناي واقعي سادهزيست بود و خدمات ايشان در لبنان و ايران و در گرو گذاشتن جان، مقام، تنعمات دنيوي که به سادگي براي ايشان قابل دسترس بود، اوج اخلاص ايشان را نشان ميدهد. يک روز ماه مبارک رمضان سرزده براي افطار به منزل ايشان رفتم و ديدم افطاري ايشان نان، پنير و هندوانه است! دکتر چمران بين خود با يک سرباز ساده يا بسيجي، تفاوتي قائل نبود. هميشه آماده نبرد با دشمن بود و از جلسات توجيهي و برنامهريزي در پشت جبهه و مخصوصاً پرحرفي کلافه ميشد. حتي در روزهاي اوج نبرد علاقه نداشت در مقرهاي فرماندهي بنشيند و بيشتر وقتش را در خطوط جبههها و با رزمندگان صرف ميکرد.
هر کس با ايشان همکاري ميکرد، به سختي ميتوانست باور کند ايشان فرمانده نظامي و يک شخصيت جنگاور و ممتاز است. روحيه بسيار رئوف و لطيفي داشت. يک بار در يکي از عملياتها، يکي از رزمندگان به يک اسير عراقي سيلي زده بود! دکتر چمران چنان از اين رفتار ناراحت و برآشفته شد که گويي يکي از سربازان تحت امر يا حتي يکي از نزديکان خودش سيلي خورده است! ايشان هميشه وقتي فرمان حمله ميداد، همراه سربازانش به خط مقدم ميزد.
از حساسيت شهيد دکتر چمران نسبت به حفظ جان افراد در جنگ، چه خاطراتي داريد؟ اين حساسيت در چه اشکالي بروز ميکرد؟
يکي از رزمندگان جنبش امل به نام يوسف مرتضي آمده بود به دکتر کمک کند. يک روز دکتر به اتفاق يوسف مرتضي به قلب آرايش جنگي دشمن حمله کرد و به يوسف دستور داد به تانکهاي دشمن که در مقابلشان بود شليک کند. يوسف شليک کرد، اما گلوله فقط به بدنه تانک خورد و تانک منفجر نشد. دکتر تا آن لحظه تصور ميکرد کسي داخل تانک نيست، ولي ناگهان عدهاي از سربازان عراقي از تانک بيرون پريدند تا فرار کنند. دکتر بلافاصله فرياد ميزند شليک نکنيد، اما همراهان ايشان يا صداي ايشان را نميشنوند يا اشتباه ميفهمند و آن چند سرباز را ميکشند! دکتر تا مدتها هر وقت از آن حادثه ياد ميکرد، متأثر ميشد و با حسرت ميگفت کاش آنها کشته نميشدند! انساني که نسبت به دشمن چنين عطوفتي دارد، طبيعي است به سربازان تحت امر خود چه لطف و محبتي دارد. خودم بارها ديدم که چگونه سربازان و بسيجيهاي خسته و خاکي را که از خطوط مقدم برميگشتند، در آغوش ميگرفت. حفظ جان رزمندگان فوقالعاده برايش مهم بود. يادم است يک بار بعد از جلسهاي که با يکي از فرماندهان داشت، بهشدت آشفته و عصباني بود. علت را که پرسيدم، گفت: «انگار جان اين بچهها کمترين اهميتي براي اين آقا ندارد. طرحي را پيشنهاد ميدهد که در آن عده زيادي کشته خواهند شد!» همواره تلاش ميکرد با حداقل هزينه و حداقل تلفات انساني حداکثر نتيجه را به دست بياورد، به همين دليل در تاريخ جنگ مشاهده ميکنيم عملياتهايي که زير نظر ستاد جنگهاي نامنظم انجام شدهاند، از نظر هزينه و موفقيت و حداقل تلفات بهترين نتيجه را دادهاند.
در مدتي که در منطقه بودم به موازات انجام مأموريتهاي محوله، عکاسي هم ميکردم و گاهي هم از طبيعت عکس ميگرفتم. دکتر چمران فوقالعاده به عکاسي علاقه داشتند و گاهي که عکسها را به ايشان نشان ميدادم، با علاقه زياد تماشا ميکردند و مخصوصاً عکسهايي را که از طبيعت ميگرفتم خيلي دوست داشتند و با اشتياق ميديدند.
اشاره کرديد با همسر ايشان دوستي نزديکي برقرار کرديد. ايشان از رفتار دکتر در محيط خانه چه ميگفتند؟
خانم «غاده جابر» لبناني و همسر دوم دکتر بود. همسر اول ايشان امريکايي بود و دکتر از ازدواج اولش دو فرزند پسر داشت. هنگامي که دکتر چمران به لبنان ميرود و مستقر ميشود، خانم و دو فرزند همراه ايشان به لبنان ميآيند، اما شرايط لبنان براي آنها قابل تحمل نيست و پس از مدتي از هم جدا ميشوند. بعد هم در فاصلهاي که دکتر در لبنان است، يکي از پسرانش در استخر خفه ميشود و از دنيا ميرود که براي دکتر چمران ضربه بسيار سنگيني بود. آنچه از سلوک دکتر چمران در خانه خانم غاده جابر شنيدهام نشان ميدهد دکتر به هيچوجه کاري را به همسرش تحميل نميکرد. ايشان هيچوقت به همسرش نگفت بايد همراه من به ايران بيايي و فقط در صورتي که خانم غاده رغبت داشت برود، با ميل و اختيار خودش ميرفت. در منزل بخش قابل توجهي از کارها را خودش انجام ميداد. يک شب که به خانهشان رفتم، دکتر داشت ظرف ميشست. خانم غاده جابر خانواده ثروتمندي داشت و خانوادهاش راضي به اين وصلت نبودند و به دکتر گفته بودند: غاده خدمتکار مخصوص دارد که صبحانهاش را آماده و اتاقش را مرتب ميکند! دکتر چمران گفته بود: شايد نتوانم برايش خدمتکار بگيرم، اما همه اين کارها را برايش ميکنم و واقعاً هم تا آخر عمر به اين عهد خود وفا کرد.
نظر دکتر چمران درباره مبارزات و شهادت پدرتان چه بود؟
ميگفتند پدرت را خيلي دوست داشتم و موقعي که فداييان اسلام را اعدام کردند و در گورستان مسگرآباد به خاک سپردند، هر روز نزديک غروب به آنجا ميرفتم و با اينکه منطقه شديداً تحت کنترل بود، از گوشه و کناري خود را به داخل قبرستان ميرساندم و سر مزار آنها گريه ميکردم! امام موسي صدر هم نکات جالبي درباره پدرم ميگفتند، چون در قم با پدرم دوست بودند و پدر ايشان مرحوم آيتالله صدرالدين صدر همواره از فداييان اسلام دفاع ميکرد.
آخرين بار ايشان را کي ديديد و تأثير شخصيت ايشان بر زندگي خودتان را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
نکاتي که در مدت همکاري با ايشان آموختم تا آخر عمر به کارم خواهند آمد. هميشه هم خدا را به خاطر اينکه نعمت داشتن ايشان را به من داد شکر ميکنم.
به عنوان سؤال آخر، اشاره کرديد به ارتباط شهيد نواب صفوي و امام موسي صدر. اين ارتباط و نيز علايق شما به شهيد چمران شما را به لبنان و بررسي وضعيت شيعيان آن ديار سوق نداد؟
امام موسي صدر که امام خميني ميفرمودند: «مثل فرزند من بود»، با مرحوم پدرم رفاقت خاصي داشتند. ما از نظر خانوادگي با هم آشنايي داشتيم. پس از شهادت آقاجان، امام موسي صدر براي مادرم چرخ خياطي فرستادند. اين سابقه وجود داشت تا اينکه وقتي از امريکا ميآمدم، خيلي دلم ميخواست پيش امام موسي صدر بروم چون در کنفرانسها و سمينارها از «حرکه المحرومين» و فعاليتهاي امام موسي صدر بسيار شنيده بودم. البته ترجيح ميدادم اول پيش امام به نجف بروم که توفيق حاصل نشد. در لبنان وقتي من با کارهاي امام موسي صدر آشنا شدم و حرکتهايي که آنجا کرده بودند، آن قدر براي من جالب بود که دوست داشتم درآنجا بمانم. ديدم يک مرد بسيار روشنفکر، آگاه و دانشمند جامعه را با زحمات فوقالعاده هدايت کرده و تک تک مردم هم عاشقانه از او ياد ميکنند. معلوم بود که آقاي صدر يک ملت سرکوفت خورده و تحقير شده را احيا کرده و به آنها شخصيت و هويت بخشيده است. کاري شبيه نقشي که جناب ابوذر در جنوب لبنان انجام داد. وقتي ابوذر به آنجا تبعيد ميشود آن فرهنگ خالص نبوت و ولايت را به جنوب لبنان که مسيحيان مخلص و درستي بودند، عرضه ميکند و آنان مسلمان شيعه ميشوند، هنوز هم در آنجا مسجدي به نام «مسجد ابوذر غفاري» وجود دارد. بعدها هم در اثر همين تلاشها، علماي بزرگي چون شيخ حرّ عاملي، شيخ بهايي و ... از آنجا برخاستهاند. البته وقتي عثمان حرکتهاي خاص ابوذر را ميبيند، او را به ربذه تبعيد ميکند. امام موسي صدرهم به همين شيوه عمل کرد و ابتدا از راه فرهنگ وارد شد. اول با سخنرانيها، در مردم شور و حرکت ايجاد کرد و شيعيان را به هم نزديک نمود. در آنجا دعواهاي قبيلهاي مدتها جريان داشته و اولين قدم امام موسي صدر، حل اختلاف و آشتي بين آنها بوده است و سعي کرده ميان فرهنگها وحدت پديد آورد و آنها را براي يک تظاهرات عظيم آماده کند که به دولت لبنان تحميل کند که شيعه هم بايد مجلس اعلا داشته باشد. دقيقاً بعد از اين تظاهرات و تحصن در بيروت، دولت مجبور به تشکيل مجلس اعلا و داشتن نماينده شيعه در دولت ميشود. در واقع عملاً پس از يک دوره طولاني و تاريخي فترت، بار ديگر هويت شيعه احيا ميشود. شما کافي است که الان سري به يادگارهاي ايشان در اين مورد بزنيد. مؤسسات پرستاري و آموزشي و همچنين مدرسه طلبگي کنار درياي صور، آن قدر از نظر زيبايي موقعيت جالبي است که ميتوان روح لطيف آقاي صدر را در آن ديد. بهترين مکان است براي تحقيق، با داشتن آرامش روحي و ذهني. ديگر مدارس و مؤسسات ايشان هم همينطور است. مدرسه دختران يتيم لبنان با لباسهاي يکدست و تميز، آموزش مداوم بيان فرهنگ اسلام، مدرسه پرستاري دختران، مدرسه صنعتي پسران، کشاف الرساله الاسلاميه (پيشاهنگي) را درست کرد و از اين طريق فرهنگ را انتقال داد. از دو، سه سالگي افراد ميتوانستند پيشاهنگ شوند. تمام اشعار آن ايدئولوژيک بود که با زيباترين آهنگ و ريتم آنها را ياد ميدادند. آموزش فرهنگ اسلامي به زيباترين وجه، پوشش مردم رنگهاي روشن و روسريهاي سفيد بوده است، چيزي که در روحيه آنها تأثير مثبت ميگذاشت. من الان که به آن خاطرات و شرايط نگاه ميکنم، تازه متوجه ميشوم که چرا دکتر چمران تا اين حد امام موسي صدر را دوست داشت و پيجوي سرنوشت و وضعيت ايشان بود. راز آن همين هويتبخشي آقاي صدر به شيعيان و بيرون آوردن آنها از يک رکود و عقبماندگي تاريخي بود.
با تشکر از فرصتي که در اختيار ما قرار داديد.
منبع : روزنامه جوان
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 1 تير 1395 ساعت: 9:53
روند شيوع بيماري سرطان در ايران نسبت به ساير نقاط دنيا شتابنده است. 300 هزاربيمار مبتلا به سرطان که سالانه 90 هزار مورد جديد به آنها ميپيوندند. به باور برخي از کارشناسان و پزشکان اين رشد شتابنده سرطان در کشورمان، ريشه در خوراکيهايي دارد که ميخوريم يا به خوردمان ميدهند.

صدای شیعه: مصرف محصولات غذايي وارداتي تراريخته يا آغشته به مواد بيماريزا در کشور در حالي افزايش يافته که بنا به تأييد مراکز علمي معتبر دنيا در حوزه زيست فناوري اين محصولات ميتوانند تاثيرات خطرناکي مانند ابتلا به انواع سرطانها را روي انسان داشته باشند و شايد يکي از دلايل سونامي سرطان در کشور ما افزايش مصرف همين محصولات باشد.
چند سالي ميشود محصولات دستکاري ژنتيکي شده يا همان تراريختهها به سفره غذاييمان راه يافتهاند. حالا اما بنا به اذعان رسول ديناروند رئيس سازمان غذا و دارو، بيش از 90 درصد روغنهاي خوراکي در کشورمان از دانههاي روغني تراريخته توليد ميشود. حتي قرار است در برنامه ششم توسعه مزارع کشور خودمان هم با اولويت برنج و پنبه به کشت تراريختهها اختصاص يابد؛ موضوعي که صداي بسياري از کارشناسان و متخصصان علم ژنتيک و حتي محيط زيستيها را در آورده است. با وجود اين اما هستند افرادي که مدافع تراريختهها هستند و معتقدند مستنداتي که مخالفان تراريختهها به آنها استناد ميکنند معتبر نيست. اما شواهد غيرقابل انکاري درباره مضرات تراريختهها وجود دارد و بسياري از کشورهاي اروپايي توليد و مصرف اين محصولات را ممنوع يا محدود کردهاند؛ محصولاتي که علاوه بر نگراني از آثار منفيشان روي سلامت، بذرهاي شان عقيم است و موجب وابستگي به توليدکنندگان بذر خواهد شد. چالشهاي محصولات تراريخته به گونهاي است که برخي از کارشناسان معتقدند اين خوراکيها مصداقي از نفوذ و بيوتروريسم هستند.
با غذا بيمار ميکنند و با دارو مداوا!
علياکبر روزگاري پزشک و پژوهشگر طب سنتي، عدم کنترل بر واردات برخي از مواد غذايي بهويژه محصولات غذايي وارداتي تراريخته يا آغشته به مواد بيماريزا به کشور و مصرف اين محصولات را يکي از عوامل مهم افزايش سرطان در کشور دانست. وي با اشاره به نقش تغذيه در ابتلا به سرطان ميافزايد: مصرف غذاهاي مصنوعي مانند فستفودها، استفاده از مواد نگهدارنده فراوان در مواد غذايي مانند کنسروها و شيرها از جمله مواردي است که طبق تحقيقات علمي «سرطانزا» بودنشان ثابت شده است. همچنين بسياري از اين مواد آرايشي به خصوص آن دسته که بهصورت قاچاق وارد کشور ميشوند، سرطانزا هستند. روزگاري، با اشاره به واردات غذاهايي که در آنها دستکاري ژنتيکي صورت گرفته، ميافزايد: مصرف مواد غذايي که اصطلاحاً به آنها تراريخته گفته ميشود، در کشور به شدت افزايش پيدا کردهاست. طبق تحقيقات وسيعي که توسط دانشمندان صاحب نظر و مراکز علمي معتبر در حوزه زيست فناوري صورت گرفته، اين مواد غذايي خطرناک بوده و ميتوانند تأثيرات بسيار خطرناکي چون بيماري سرطان براي انسان داشته باشند. بهويژه که در حال حاضر تقريبا تمام اين محصولات دستکاري ژنتيکي شده در کشورمان مصرف ميشود، وارداتي هستند و اطلاعات چنداني درباره کموکيف دستکاريهاي ژنتيکي صورت گرفته روي آنها در دست نداريم. به باور وي غفلت از کنترل مبادي ورودي کشور براي بررسي و آزمايش واردات مواد غذايي و دارويي بهويژه محصولات غذايي دستکاري شده ژنتيکي، موجب ميشود تا خوراکيهاي به ظاهر سالم اما با منشأ بيماريزا وارد کشور شود. روزگاري تأکيد ميکند اين مسئله درباره داروهاي قاچاق نيز صادق است. به باور وي سياست بسياري از شرکتهاي دارويي در خارج از کشور اين است که بيماران را با مبتلا کردن به عوارض دارويي، به صورت يک مشتري هميشگي تحت کنترل خود قرار دهند و از آنها بهرههاي مالي فراوان و دائمي کسب کنند.
کنترل ملتها با غذا
دکتر علي کرمي استاد بيوتکنولوژي پزشکي دانشگاه بقيه الله هم درباره محصولات تراريخته به «جوان» ميگويد: تراريخته يعني استفاده از فنون مهندسي ژنتيک، براي اصلاح بذر گياهي و دامي. در امريکا گاوهايي را با روش تراريخته و با هورمون ساختهاند؛ گوشتهايي که از اين گاوها تهيه ميشود حاوي هورمونهاي رشد است و سبب بلوغ زودرس در دخترها ميشود. در ايران هم بلوغ زودرس داريم؛ اما چرا؟ آيا در گوشتهاي دامي ما هم هورمون وجود دارد؟ کسي پاسخگو نيست. به گفته وي توليد مرغ در 48 روز در حالي است که يک مرغ 70 روزه در حالت عادي هنوز کوچک است. به باور اين استاد دانشگاه تهديد نرم و نفوذ ميتواند در حوزه غذا و دارو هم باشد و تراريخته بدون شک اگر همه جنبههاي آن مطالعه و بررسي نشود، يک نفوذ خطرناک است؛ چون در سفره همه ملت وارد ميشود. امنيت ملي، سلامت مردم، سلامت منابع، و ذخاير ژنتيکي کشور؛ محيط زيست و منابع طبيعي خط قرمزهايي است که بايد در رابطه با واردات و کشت تراريختهها در نظرگرفت. بنا به تأکيد کرمي غذا راهکاري براي کنترل ملتهاست. وي در اين رابطه ميافزايد: هنري کيسينجر ديپلمات معروف امريکايي و مشاور اسبق امنيت ملي ايالات متحده امريکا در سال 1974 معتقد بوده اگر نفت را کنترل کنيد، کشورها را کنترل خواهيد کرد و اگر غذا را کنترل کنيد، مردم را کنترل خواهيد کرد. به باور اين استاد دانشگاه وابسته کردن کشاورزي ما به بذرهاي عقيم يا تراريخته يعني وابسته کردن يک ملت به کمپانيهاي ابر قدرت جهاني. وي رواج کشت محصولات تراريخته در ايران را مصداقي از بيوتروريسم و «توطئه روشن صهيونيستها براي بيمار کردن ملت ايران»ميداند و ميافزايد: صهيونيستها در اسرائيل حتي به اندازه يک متر مربع هم اجازه کشت محصولات دستکاري شده ندادهاند.
تحقيقاتي در رد تراريختهها
داود حيات غيب معاون پژوهش سازمان حفاظت محيط زيست هم در اين باره به «جوان» ميگويد: معروفترين اين مقالات مربوط به «پروفسور سراليني» در فرانسه است. پروفسور سراليني در اين تحقيق، اثرات تغذيه درازمدت موشها را با ذرت دستکاري شده که با سم علفکش گليفوسيت با نام تجاري رانداپ در انحصار شرکت مونسانتو سمپاشي شدهاند؛ بررسي کرد. در عرض دو سال، تومورهاي سرطاني خطرناکي در موشها رشد کرد. با لابي شرکتهاي توليدکننده «بذر محصولات دستکاري شده ژنتيکي» پس از دو ماه، مقاله با ايراداتي از مجله خارج شد اما پروفسور سراليني با پاسخگويي به تمام ايرادات، يکبار ديگر مقاله را در سال 2014 منتشر کرد که هنوز مقاله اين محقق به عنوان يکي از مهمترين مرجعهاي دانشگاهي در اين موضوع محسوب ميشود.
خوراکيهاي مشکوک در سفره ايراني
ايرلند، اسکاتلند و روسيه جزو کشورهايي هستند که ممنوعيت کشت و واردات محصولات تراريخته را دارند و حتي پاپ هم درباره اين محصولات گفته است توسعه اينگونه محصولات تراريخته شبکه گسترده اکوسيستم را مختل ميکند، تنوع توليد را کاهش داده و در زمان حال و آينده به اقتصاد مناطق مورد کشت آسيب ميرساند. با تمام اينها اما در حالي ما وارد کننده و مصرفکننده محصولات تراريخته هستيم که اين همه ترديد درباره آنها وجود دارد و هيچ تحقيقي براي اثبات سلامتي يا مضرات اين محصولات در کشور ما انجام نشده است.
منبع : روزنامه جوان
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 1 تير 1395 ساعت: 9:53
پژوهشگر ارشد تاریخ معاصر با اشاره به خیانت های منافقین در حق ملت ایران و خدمت آنها به اربابان غربی شان گفت: اینها از هر فرصتی برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده می کنند.

صدای شیعه: در 30 خرداد 1360 و همزمان با بررسی طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس شورای اسلامی سازمان منافقین (مجاهدین خلق) شورش مسلحانه ای را تدارک می بیند که در واقعا آغاز رسمی مقابله آن سازمان با انقلاب اسلامی و مردم ایران است. تقابل و خیانتی در حق وطن که تا امروز هم ادامه دارد و منافقین از فرق سر تا نوک پا در خدمت گذاری اربابان غربی و منطقه ای خود انجام وظیفه می کنند.
به همین مناسبت و برای بازخوانی برهه ای از خیانت های گروهک رجوی که سیاهه جرایم شان به ایران اسلامی محدود نشده و مردم برخی کشورها از جمله عراق هم طعم ستم و جنایت آنها را چشیده اند، با دکتر صفاءالدین تبرائیان استاد دانشگاه و پژوهشگر ارشد تاریخ معاصر به گفتگو نشستیم.
تبرائیان، نویسنده دهها کتاب تاریخی است که در دو کتاب ارزشمند «خوابگردها» و «انتفاضه شعبانیه» به موضوع منافقین هم پرداخته است. کتاب انتفاضه شعبانیه ضمن دریافت جایزه جلال آل احمد برگزیده بخش تاریخ جایزه کتاب سال هم شده است.
وی در این گفتگو به تاریخچه خدمتگزاری سازمان منافقین در دستگاه صدام و از جمله نقش ایشان در سرکوب گسترده انتفاضه کنندگان، گورهای دسته جمعی و قتل عام کردها اشاره کرده است.
تبرائیان در این گفتگو همچنین به ابعاد مختلف از بودجه های سازمان منافقین و دستمزدهای اعضای سازمان، چگونگی نفوذ آنها در ایران و جاسوسی از بخش های مختلف کشور پرداخته و ضمن تاکید بر مفتوح بودن پرونده خیانت اعضای منافقین، از سرمایه گذاری پول ها و درآمدهای هنگفت این سازمان در زمینه های مختلف تبلیغاتی و ضد فرهنگی سخن گفته است.
در ادامه مشروح این گفتگوی خواندنی از نظرتان می گذرد.

ارتباط سازمان با صدام و رژیم بعث چگونه برقرار شد و از چه دورانی با هم همکاریهای مشترک انجام میدادند آیا شروع آن از زمان ورود رجوی به عراق بود یا قبل از آن هم وجود داشت؟
سازمان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با عراق ارتباط برقرار کرد. احمدرضا کریمی از اعضای سازمان در اظهاراتی عنوان کرده بود روزی رابط سازمان اعلام کرد که دو فلسطینی به ایران آمدند و می خواهند نسبت به جریانات مبارزه آگاهی کسب کنند. اینها اطلاعات دقیقی می خواهند. این دو نفر که آمده بودند فواد و سعید بودند و هویت خود را اردنی اعلام کرده بودند. اطلاعاتی که از ما میخواستند شامل تمام مراکز رژیم شاه اعم از اقتصادی، سیاسی، فرودگاه ها، امکانات هلیبوردی و غیره بود. فارغ از اینکه این اطلاعات به چه درد دو فلسطینی می خورد اطلاعاتی را که خواستند در اختیارشان قرار دادیم. آنها هم اسلحه کمری و چند چاشنی انفجاری به ما دادند. این سلاح ها را به رضا رضائی از اعضاء سازمان رسانده و گزارشی از این مسئله ضمیمه آنها بود.
احمدرضا کریمی در اظهاراتش عنوان کرده بود یک نفر در جریان این اقدامات به من کمک می کرد. این شخص فردی به نام فاضل البسام یک دانشجوی عراقی بود که در ساختمان دانشجویان خارجی کوی دانشگاه تهران زندگی میکرد.
احمدرضا کریمی گفته بود علاوه بر اطلاعات فوق از ما اخبار دقیقی درباره گروهک های داخل ایران می خواستند که مجموعه اطلاعات ما درباره چریک های فدایی را هم در اختیار آنها گذاشتیم. بعد از تمام شدن این اطلاعات، سعید و فواد با بدرقه فاضل البسام از ما جدا شده و خداحافظی کردند. با پیگیری های صورت گرفته، فاضل البسام توانست شناسنامه ایرانی گرفته و نامش به فاضل مصلحتی تغییر پیدا کرد.
احمدرضا کریمی ادامه می دهد ما دستگیر و به زندان افتادیم. یک روز در زندان اوین احضار شدم به اتاقی که شخصی در آن بود. به من گفت کارمند وزارت خارجه هستم. آلبوم عکس هایی را همراه داشت که به من نشان داد. من تصویر سعید و فواد را در آلبومی که روبرویم گذاشته بودند، دیدم. آن زمان فهمیدم که هر دوی آنها از اعضای منافقین بودند و البته فاضل مصلحتی هم از طریق اعضای سازمان به آنها متصل شده بود و از این مسئله خبر داشت.
فاضل بعدها در اعترافاتش گفته بود که عضو جبهه التحریر هستم. جبهه التحریر بدنام ترین تشکیلات فلسطینی بود که با بعث عراق در ارتباط بود. جعفر سودانی کاردار عراق در ایران و رایزن فرهنگی سفارت عراق همان سعید و فواد بودند که از کشور اخراج شدند.
این بخشی از تاریخچه عملکرد منافقین در ایران بود. بنابراین ارتباط سازمان با عراق چیزی نیست که به دهه 60 مربوط باشد بلکه حتی قبل از انقلاب هم اینها با هم ارتباط داشتند.
اولین سندی که در کتاب خوابگردها وجود دارد، نشان می دهد که سازمان از سال 58 با صدام و عراق در ارتباط بوده است. این سند درباره نشست سری نمایندگان سازمان ملل با نمایندگان سرویس کل اطلاعات عراق است.
درخواست بعث عراق از عباس داوری نماینده سازمان و بزرگجاسوس منافقین درباره تاثیر بمب شیمیایی عراق در فلان منطقه روی گروه خونی ایرانی ها و ارائه این گزارش به عراقی ها، خود گوشه ای از پیوند ناگسستنی بعث عراق با منافقین بود که اسناد آن موجود است.
شاید برخی تصور می کنند که نقش منافقین در کشتار حجاج ایرانی در سال 66 ساخته و پرداخته ذهن برخی عوامل داخلی ایران است اما اسناد این همکاری موجود است.
انفجار محله گیشای تهران تلفات بسیاری داد که نماینده سازمان از آن به مقامات بعثی گزارش داده و عنوان می کند که این انفجار تا حد زیادی کارساز بوده است. اسناد و تصاویر این ملاقات ها موجود است. سیستم استراق سمع سازمان منافقین در خط مقدم جنگ بود و سیستم های فوق العاده پیشرفته ای در اختیار آنان قرار گرفته بود که می توانستند با استفاده از آن، اطلاعات را شنود کرده و منتقل کنند. همین باعث می شد عملیات ها لو رفته و تلفات بسیاری داشته باشیم. حتی بعد از عملیات به جاسوسی می پرداختند. به طور مثال در تماس های تلفنی با مراکز پزشکی و بیمارستان ها ادعا می کردند ما خانواده مجروح هستیم. چند نفر مجروح هستند و به کدام بیمارستان ها منتقل شده اند، اینگونه اطلاعات را جمع آوری کرده و به اعضای رده بالای سازمان و بعد از آن به صدامیان منتقل می کردند.
تامین مالی سازمان چگونه صورت می گرفت؟ به هر حال اداره چنین سازمانی نیازمند تامین منابع مالی و بودجه مشخص دارد این منابع چطور تامین می شد؟
سازمان برای برخی عملیات ها، پاداش های هنگفتی دریافت می کرد. از صدور مجوز فروش 40 کیلوگرم طلا در بازارهای عراق از سوی وزارت کشور عراق به منافقین تا حقوق های میلیونی و پاداش های آنچنانی به اعضای منافقین از جمله جلوه های زرق و برق دلارها و دینارهای منافقین است که اسناد آن وجود دارد.
در سال 64 بودجه سازمان 27 میلیون دلار بود. بسیاری تصور می کنند که سازمان تمام شده اما ردپای آنها را می توان با خرج همین پولهایی که روزی از صدام گرفتند، امروز در شبکه های مستهجن دنیا، باشگاه ها، کلوپ های شبانه، سینما، رستوران ها و هتل ها دید. پول هایی که از صدام گرفتند را سرمایه گذاری کردند و امروز در حال اداره آن هستند. اعضای سازمان موجودات بدبختی بودند که به اندکی غذا و خوراک و لباسهای نظامی بسنده می کردند و هر آنچه بابت دستمزد و پاداش دریافت می شد، اینگونه سرمایه گذاری شده است.
در شرایطی که ملت بیچاره عراق در بدترین شرایط امرار معاش می کردند، رژیم منحط بعث با بودجه های کلان 4 مرجع شهید را به شهادت رساند و اینگونه خون خواری کرد و منافقین که روزی برادر و هموطن ما بودند، با چنین دشمنی علیه وطن و خاک خود متحد شدند.
سازمان مجاهدین در سال 44 تاسیس شد. در سال 54 اعلام تغییر مواضع ایدئولوژیک کرد و در سال 64 در پاریس ازدواج مریم و مسعود را اعلام کردند. با وجود فرهنگ ایرانی، اینکه یک مردی همسر خود را طلاق داده و به عقد مردی دیگری درآورد، امری غیر قابل باور است. نزدکترین فرد به مسعود رجوی که می توانست روزی برای او خطرآفرین شده و ریاست سازمان را بر عهده بگیرد ابریشمچی بود. برای اینکه وی را تحقیر کند با همسر او ازدواج کرد.
در سال 64 ازدواج ایدئولوژیک مطرح شد تا واکنش اعضای سازمان تست شود که در مقابل این اقدام چه واکنشی از خود نشان می دهند. اگر این مسئله را پذیرفتند، می توان آنها را در هر لجنی فرو برد. به نظر می رسد منافقین در هر یک دهه، با اقدامی رذل و کثیف مردم را غافلگیر می کنند. اینها اجاره آمریکا هستند.
منافقین پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران را لو دادند در حالی که شاید این پیشنهاد به افراد زیادی داده شده بود اما هیچکس حاضر به این کار نشد. منافقین در این اقدام هم علیه ملت ایران پیش قدم شدند.
اینها مصداق «أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» هستند. مانند چهارپایان هستند، بلکه هم پست تر. طبق گفته امام جعفر صادق (ع) اگر قید «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» نبود، روز قیامت حیوانات به خدا اعتراض می کردند. اگر منافقین را بشناسیم به چهارپایان احترام بیشتری میگذاشتیم چون نجیب تر و شریف تر هستند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حدود دویست نفر اعضای سازمان از زندان ها آزاد شدند. اینها به جای اینکه به امواج انقلاب بپیوندند میتینگ امجدیه راه انداختند که مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ می دهیم.
قبل از واقعه 30 خرداد 1360، تیراژ هفته نامه «مجاهد» 450 هزار بود. البته ما هم مقصریم که به این سازمان تا این اندازه میدان دادیم.
چرا باید بعد از گذشت حدود 5 تا 6 ماه از انقلاب اسلامی تیراژ روزنامه مجاهدین به این رقم برسد؟ آن هم برای کسی که ارزش هیچ چیزی را ندارد. به گفته اعضای نجات یافته سازمان رجوی ساعت ها در پادگان اشرف در جمع اعضای سازمان سخنرانی می کرد تا جایی که بسیاری از فرط خستگی غش می کردند، تمام حرف هایش مزخرفاتی بود که هیچ ارزشی نداشت.
انتفاضه شعبانیه، حادثه ای مهم و البته پیچده در تاریخ معاصر عراق است که اتفاقا رد پایی از منافقین را در سرکوب آنهم می بینیم. عامل محرک شکلگیری انتفاضه شعبانیه چه بود و چه شرایطی باعث شد که مردم عراق در حالی که کشورشان در جنگ با کویت به سر میبردند، علیه حکومت صدام قیام کنند؟
بعد از پایان جنگ تحمیلی شمار قابل توجهی از بنیه دفاعی عراق که بیشتر در تهاجم مورد استفاده قرار میگرفت، عاطل و باطل روی دست صدام مانده بود. گفته میشود حدود یک میلیون و 800 هزار نفر نظامی در حکومت صدام بود که نمیدانست با آن چه کند.
از سوی دیگر از کشورهای عربی ناراحت بود چون آنها به صدام به چشم درهمکوبنده مینگریستند و معتقد بودند صدام علم شده تا جلوی صدور انقلاب اسلامی گرفته شود. صدام حدود پنج ماه و نیم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر سر کار آمد و قبل از آن مرد در سایه بود ولی بعد از آن پردهها کنار زده شد و اقتدارش عریان شد، البکر را کنار زد و قدرت را به دست گرفت؛ هم رئیسجمهور شد و هم فرمانده کل قوا و دبیرکل حزب بعث.
کاملاً مشخص بود که صدام برای یک چیز مشخصی در حال آماده شدن است، آن چیز همانا تحمیل جنگ هشت ساله بود که بدون هیچ ثمره و دستاوردی برای او خاتمه پذیرفت.
در این مقطع زمانی عراق با چیزی حدود 50 میلیارد دلار کسری بودجه مواجه شده بود. عراق تا قبل از شروع جنگ تقریباً معادل چنین رقمی تنها ذخیره ارزی داشت.
تردیدی نیست که استعمارگران در پی این هستند در منطقه خاورمیانه کسی قدرتمند نشود. کشورهای مختلف را به جان یکدیگر میاندازند تا به هدف خود برسند. صدام هم آلت دست شد. در آخرین دیداری که قبل از حمله به کویت با سفیر آمریکا خانم گلکسی داشت، به او درباره تصمیم خودش برای حمله به کویت اطلاع داد. خانم سفیر به او پاسخ داده بود که ما درباره درگیریهای مرزی بین کشورهای منطقه دخالتی نمیکنیم. از این پاسخ چنین تعبیری شد که در واقع به صدام چراغ سبز برای حمله به کویت نشان داده شده است یا حداقل چراغ زرد داده شد که به ما ربطی ندارد.
بین عراق و کویت چاههای نفتی بود در جنوب بصره با نام «الرمیله» که صدام دعوای ساختگی راه انداخت و مدعی شد این چاهها متعلق به عراق است و کویت نفت را از آنها سرقت میکند. باید بابت این برداشت از چاههای نفت غرامت بدهد. کویتیها زیر بار رفته و تا دو میلیارد دلار خسارت دادند چون میدانستند این ادعای صدام بهانه است ولی صدام دست بردار نبود. احساس میکرد هشت سالی که در مقابل ایران ایستادگی کرده است، به نمایندگی از شیوخ نفت و دلار منطقه بوده است. تصور آنها این بود که انقلاب اسلامی در حال صادر شدن است و نزدیک است که در کشورهای منطقه بخصوص کشورهای عربی شیخنشین نیز مردم علیه حکومت شورانده شوند؛ به همین خاطر باید به صدام کمک کنیم تا این جنگ علیه ایران را قدرتمندانه ادامه داده و ایران را حتی اگر شکست نداد، درگیر کرده و خسارتهایی به آن وارد کند.
صدام در نشستهایی که با حضور شیوخ عرب برگزار میشد، با لحن توهینآمیزی با کشورهای عربی صحبت میکرد چون احساس قدرت میکرد، بزرگترین نیروی نظامی را در اختیار داشت و جنگ تحمیلی را با ایران به طور قسطی اداره کرد. به دلیل روابط خوبی که با ژاک شیراک داشت، هواپیماها و جنگندههای بسیاری را از فرانسویان خریداری میکرد، ما نقد خرید میکردیم اما صدام قسطی خرید میکرد به همین خاطر کشورهای عربی هم مدیون او بودند.
شیوخ عرب از اینکه تا کی باید گردنکشی صدام را تحمل کنند، خسته شدند و حاضر نبودند سر کیسههای خود را شل کنند، به همین خاطر صدام برای حمله به کویت تصمیم جدی خود را گرفت. شاید تعداد کسانی که از این اقدام خبر داشتند، سه یا چهار نفر بیشتر نبودند که از نزدیکترین و محرمترین افراد به صدام محسوب میشدند.
مرداد سال 1369 به طور جدی تصمیم به حمله گرفت و به کویت حمله کرد. قطعنامههای مختلفی صادر شد اما صدام در عرض سه ساعت توانست کویت را تصرف کرده و اعلام کند که کویت استان نوزدهم عراق است.
یکی از چهرههای نزدیک به خود که اصالتاً کویتی بود اما ارادت به صدام داشت را به عنوان حاکم استان نوزدهم تعیین کرد.
آمریکاییها در آخرین لحظات به مسئولین کویتی اطلاع دادند که نیروهای صدام قصد حمله دارند، باید محل را ترک کنید، آنها هم با خودرو به راه افتاده و خود را به ریاض رساندند. من چند ماه بعد از بازپسگیری کویت در آنجا بودم، دیدم که شهر دستنخورده باقی مانده، فقط به سراغ بانکها رفته و غارت کرده بودند. جلوی کمیته ملی المپیک کویت، برادر شیخ سابق کویت را جلوی چرخ تانک انداخته و او را کشته بودند و البته در آن محل هم نمادی یادبود برای او درست کردند.
قطعنامههای مختلفی صادر شد که صدام کویت را ترک کند اما هیچ اعتنایی نمیکرد. طوری بود که حتی روسها هم که از صدام حمایت میکردند، پای قطعنامهها را امضا میکردند. ملک حسین پادشاه اردن با صدام رابطه خوبی داشت، او هم واسطه شد، دبیرکل سازمان ملل نیز وساطت کرد، رئیسجمهور فرانسه هم واسطه شد، اما فایدهای نداشت. یاسر عرفات، حسنی مبارک و علی عبدالله صالح رئیسجمهور یمن کسانی بودند که به دفعات با صدام دیدار کردند تا از کویت خارج شوند اما به خرج صدام نمیرفت.
در اتحادیه عرب بلبشویی به پا شد. در جلسهای که در مصر برگزار شد، حسنی مبارک با عصبانیت ماجرای حمله به کویت را محکوم کرد، شیوخ منطقه هم احساس خطر کردند چون حمله به یک کشور با رژیم سلطنتی برایشان غیرقابل تحمل بود و برایشان گران تمام میشد. از اقتدار صدام احساس خطر کردند. کویت تا ریاض مسیری کاملاً صاف است و بیم این میرفت که در کمتر از سه هفته ریاض هم توسط صدام تصرف شود.
همه این حمله را محکوم کردند، بالاخره بعد از حدود هفت ماه و نیم در اسفند 1369 برای بازپسگیری کویت، حمله به عراق آغاز شد.
33 کشور در ائتلاف بینالمللی علیه عراق متحد شدند. اتفاق زشتی که رخ داد این بود که مَلِک فهد پادشاه عربستان از آمریکاییها دعوت کرد و برای آنها فرش قرمز پهن کرد تا مسئولیت و ریاست این ائتلاف را برعهده بگیرد.
اینکه یک کشور مسلمان از آمریکا خواهش و تمنا کند که نیروهای خود را به منطقه آورده و رهبری ائتلاف کشورهای عربی را برعهده بگیرد، مقدمهای بود تا پای اجانب به منطقه باز شود.
حمله به عراق با بمباران این کشور در نقاط مختلف آغاز شد. به نظر میرسید که فرصت مناسبی در اختیار آمریکاییها قرار گرفته که بتوانند زیرساختهای عراق را نابود کنند. 38 روز عراق مورد بمباران قرار گرفت. گفته میشود مقدار بمبی که در این مدت بر سر مردم عراق ریخته شد، بیش از هفت برابر قدرت بمب اتمی هیروشیما بوده است. العامریه پناهگاهی در بغداد بود که عده زیادی در آنجا پناه گرفته بودند اما در جریان بمباران آنجا حدود 450 تا 500 نفر از بین رفتند. زیرساختهای عراق نابود شد چون بنا بود که نابود شود، چون معیار غرب و آمریکا در موقعیتهای مختلف متفاوت است. تا زمانی که صدام با ایران میجنگید، از او حمایت میکردند اما معتقد بودند با حمله به کویت پررو شده و باید او را سر جای خودش نشاند.
بعد از بمباران هوایی، عملیات زمینی در عراق شروع شد؛ عملیاتی به نام «طوفان صحرا» آغاز شد. عملیات زمینی با سلاحهای غیرمتعارف انجام شد، جسدها پودر شده بود و هنوز هم بعد از گذشت چندین سال از این جنگ، کودکان ناقصالخلقه به دلیل استفاده از سلاحهای نامتعارف در آن زمان در عراق به دنیا میآیند.
در صدمین ساعت عملیات صدام دستها را به نشانه تسلیم بالا برد؛ این تسلیم، تسلیم ذلتبارانهای بود. عراق زیر بند 7 سازمان ملل رفت و تا همین چند سال پیش خسارتهای حمله به کویت را پرداخت میکرد.
در جریان حملهای که ائتلاف به عراق انجام داد، صدام تعدادی موشک به سمت اسرائیل پرتاب کرد، موشک جای مهمی نخورد اما خسارت این انفجارها را حتی به اندازه چندین برابر از صدام گرفتند. رژیم صهیونیستی خوشحال بود از اینکه قدرت یک کشور عربی از بین رفته البته این خصوصیت رژیم صهیونیستی است. امروز هم خوشحال است از اوضاعی که در سوریه وجود دارد. پرتاب این چند موشک، احساسات کشورهای عربی را برانگیخته کرد و تظاهراتی در این باره برگزار شد. روشنفکران عرب، جانب صدام را گرفتند اما جای تأسف داشت که درگیری بین دو ظالم بود و برخی از یک طرف حمایت کردند. مثل این است که بین بنیعباس و بنیامیه درگیری صورت گیرد و ما جانب یک طرف را بگیریم. در کشور خودمان هم برخی جانب صدام را گرفتند. یک فقیه عالیرتبه که از دنیا رفته و اسم او را نمیآورم در قم گفت الان بهترین موقع است تا کفن بپوشیم و در خلیجفارس با نیروهای آمریکایی مبارزه کنیم. کسی نگفت به ما چه ارتباطی دارد. مگر فراموش کردهاید که هشت سال همین صدام چه دماری از روزگار این مملکت و ملت درآورد.
در مجلس ایران، صدام را به عنوان خالد ابن ولید تعبیر کردند و گفتند بهترین موقع است که علیه آمریکا و اسرائیل متحد شویم، اما مقام معظم رهبری در این باره موضع هوشمندانهای اتخاذ کردند و فرمودند در این موضوع ما هیچ دخالتی نمیکنیم؛ دو ظالم به جان هم افتادند.
عراق تسلیم شد، در جریان اخراج نظامیان عراقی از کویت و بازگشت آنها با سرافکندگی و خاری به کشور، نظامیان از هم سؤال میکردند که دستاورد ما از این حمله چه بود. وارد یک کشور عرب مسلمان شدیم، چرا باید به این کشور حمله میکردیم تا امروز با این خفت از آن خارج شده و زیر بند 7 سازمان ملل قرار بگیریم. نظامیان به مرکز شهر بصره رسیدند و از شدت عصبانیت و غضب، تمثال صدام را که در یکی از خیابانهای مرکز شهر نصب بود، به رگبار بستند تا خشم خود را ابراز کنند.
بنابراین شروع انتفاضه و جرقههای ابتدایی آن مردمی نبود و در حقیقت نظامیان حکومت صدام در ابتدا به نشانه خشم شورش کردند؟
عراق دارای چهار نهاد امنیتی بود، الامنالعام، الامنالخاص، استخبارات و اداره امنیت عمومی که هر کدام از این چهار نهاد یکدیگر را مراقبت میکردند.
بر اساس تحقیقی که صورت گرفته در 37 سال حاکمیت بعث عراق حدود 7.5 میلیون نفر از جمعیت عراق فقط ناپدید شدند و خبری از آنها نیست. از مردم زهر چشم گرفته بودند و مردم اجازه حرکت انقلابی نداشتند.
بعثیها وقتی روی کار آمدند سنتی به اسم «استخوان شکستن» داشتند که اصطلاح فارسی آن «زهر چشم گرفتن» است. در بغداد دختران، خانوادههای سرشناس و متمول یا سیاسیونی که با بعثیها رابطه خوبی نداشتند، ناپدید میشدند. بعد از مدتی برمیگشتند اما هیچکس از اینکه کجا بودند، خبردار نمیشد و در سکوت سپری میشد. بعدها مشخص شد که ربایش دختران از سوی بعثیها صورت میگرفته و هیچکس از ترس آبرو و جانش جرأت اعتراض نداشت. این اتفاقات در استانهای مختلف هم رخ میداد. هدفشان زهر چشم گرفتن بود تا کسی جرأت صحبت کردن یا اعمال عقیده نداشته باشد.
این جرقه اینگونه زده شد و آتش آن خیلی سریع سرایت کرد چون زمینه و بستر مناسب آن وجود داشت. اولین کسی که به مجسمه صدام شلیک کرد، یک نظامی بود. این شلیک مثل بغضی بود که ترکید و قیام از جنوب عراق و بصره، العماره و ناصریه شروع شد؛ به جز سه استان سنینشین که در این قیام همراهی نکردند، کنترل 14 استان عراق به دست مردم افتاد. شهرکهای اطراف بغداد هم با قیام همراه شدند و قیام گسترده که همان انتفاضه است، صورت گرفت.
کنترل کربلا و نجف هم در اختیار انقلابیون قرار گرفت. این قیام دو هفته بیشتر طول نکشید.
چرا این قیام ظرف دو هفته سرکوب شد و دوام نیاورد؟
بارها و بارها مقامات غربی و آمریکایی از جمله بوش پدر از مردم عراق میخواستند که علیه صدام و دیکتاتوریهایش قیام کنند اما در جریان این انتفاضه هیچ کمکی به انقلابیون نکردند، بلکه ورق برگشت. کسانی که به دفعات خواسته بودند که علیه صدام قیام شود، پشت مردم را خالی کردند.
سفیر آمریکا در عراق بعدها در اظهارنظر خود عنوان کرده بود که یکی از بزرگترین خطاهای آمریکا این بود که مردم عراق را در این انتفاضه تنها گذاشتیم؛ همین تنها گذاشتن باعث شد قتل عام عظیمی صورت گیرد.
کشورهای منطقه خلیجفارس هم دیدند قیام ماهیت اسلامی پیدا کرده و عکسهایی مانند شهید صدر، آقای حکیم و تصاویر آیتالله خامنهای توسط انقلابیون بالا برده میشود.
البته عراقیها از جمهوری اسلامی ایران دلخورد بودند و میگفتند چرا مرزها برای گسترش پیدا کردن قیام باز نمیشود اما در همان زمان آیتالله محسن اراکی دبیرکل فعلی مجمع تقریب مذاهب اسلامی که در آن دوره نماینده ولیفقیه در قوات المسلح العراقیه بود با عنوان «شیخ محسن العراقی» بیانیهای داد که هرکس میخواهد عملیاتی انجام دهد، باید تحت نظر فرماندهی سیدمحمدباقر حکیم باشد.
عراقیها انتظار داشتند ما به آنها کمکهای تسلیحاتی برسانیم، اما بر اساس تحقیقات انجام شده مشخص شده است که به جز کمکهای غذایی، امدادی و بهداشتی، کمکهای تسلیحاتی سبک هم برای نظامیان عراقی مخالف صدام ارسال کردیم.
در جریان انتفاضه شعبانیه وقتی دیدند به این سرعت کنترل 14 استان عراق به دست مردم افتاد، ارتجاع منطقه به تکاپو افتاد چون احساس خطر میکردند و همینها به آمریکا فشار آوردند تا در این باره ورود پیدا کند. از سوی دیگر آمریکا اگرچه موافق قیام علیه دیکتاتوری صدام بود اما دلش نمیخواست انقلاب اسلامی دیگری در منطقه شکل بگیرد.
به همین خاطر علیرغم اینکه به بالگردهای صدام پرواز ممنوع داده بودند، اجازه پریدن جنگندههای بعثی را دادند.
سوخترسانی به بالگردهای بعثی صورت گرفت و در نهایت حمله علیه انتفاضه شعبانیه آغاز شد. در برخی شهرها مثل حله و کربلا، فجایع شدیدی صورت گرفت. صدام دو نفر از نزدیکان و مورد اعتمادین خود را مسئول سرکوب مردم در کربلا و نجف کرد، «طه یاسین رمضان» مسئول سرکوب محور نجف و «حسین کامل» مسئول سرکوب انتفاضه کربلا بود.
حسین کامل مقابل حرم حضرت اباعبدالله(ع) ایستاد و گفت تو حسینی و من هم حسینم، میبینیم چه کسی پیروز خواهد شد، به یکی از افسران تحت فرمان خود دستور داد که به سمت حرم شلیک کرد اما این افسر گفت من این کار را نمیکنم، من شیعه نیستم ولی به هر حال این مکان، مکانی مقدس است. صرفنظر از اینکه چه کسی در این آرامگاه به خاک سپرده شده است، باید احترام این مکان را نگه داشت اما در واکنش به این سخنان افسر نظامی، حسین کامل به سمت وی تیراندازی و خودش اولین توپ تانک را به طرف حرم پرتاب کرد و بعدها خود، پدر، مادر و برادرش به بدترین سرنوشت به دست صدام گرفتار شدند.
در جریان سرکوب انتفاضه عده زیادی از بین رفتند. نظامیان صدام حتی وارد حرمین شده و اهانتها کردند. کسانی که به مضجع شریف پناه بردند، حتی به شبکههای ضریح چسبیدند، جان سالم به در نبرده و به شهادت رسیدند. گفته میشود فقط در بینالحرمین حدود 3800 نفر به شهادت رسیدند.
در جریان این سرکوب، اسناد و مدارکی موجود است که در عرض کمتر از دو هفته، نیم میلیون نفر شهید شدند و مجامع بینالمللی و رسانهها در برابر این فاجعه سکوت کردند.
هنوز در عراق گورهای دستهجمعی کشف میشود، در برخی گورها 4000 تا 5000 نفر دفن شدند و از باقیمانده استخوانهای آنها میتوان تشخیص داد که زنان و کودکان بودند.
عده زیادی هم اینگونه زنده به گور شدند به همین خاطر است که گفته میشود حدود هفت میلیون نفر در عراق ناپدید شدهاند.
برخی میگویند چرا مردم عراق از خود اقتدار و غیرت نشان نداده و صدام را سرنگون نمیکنند در حالی که باید گفت کسانی که اینگونه صحبت میکنند نمیدانند صدام چه موجود وحشی بود.
در جریان سرکوب انتفاضه شعبانیه، منافقین و گروهک مسعود رجوی چه نقشی داشتند؟
در سرکوب قیام شعبانیه صدام به تنهایی عمل نکرد، گروهک فرقه رجویه چرخ پنجم گاری صدام شدند. بر اساس اولین جلسه گفتگویی که مسعود رجوی رهبر فرقه منافقین با سپهبد صابر الدوری داشته، مشخص شده که صابر الدوری رئیس کل سرویس اطلاعات عراق از نقشی که مجاهدین خلق در جریان سرکوب انتفاضه شعبانیه ایفا کردهاند، از رجوی تشکر میکند.
پس نقشآفرینی منافقین در سرکوب انتفاضه و درخواست کمک صدام از آنها مسئله در خفا و پنهانی نبوده بلکه علنی بوده است؟
بله همینطور است، چون نیروهای منافقین از خرداد 65 و حتی قبل از آن در عراق بودند. از خرداد 65 هواپیمای اختصاصی که باید رجوی را از پاریس به بغداد منتقل میکرد، رئیس فرقه رجویه و همراهانش را وارد عراق کرد. بعد از آن نیروهای سازمان از همه جا فراخوان داده شدند که خود را به عراق رسانده و از آنجا برای مبارزه نظامی با جمهوری اسلامی ایران آماده شدند.
تئوری سازمان این است که جمهوری اسلامی ایران یک قدرت است، برای سرنگونی یک قدرت باید به یک ابرقدرت متصل شد. الان هم با همین توجیه کار میکنند. این یک تئوری استالینی است. کمونیستها در جریان جنگ جهانی دوم با امپریالیسم علیه فاشیسم متحد شدند.
در کشوری مانند انگلیس مجازات اعدام وجود ندارد. تنها در صورتی حکم اعدام صادر میشود که کشوری به انگلیس حمله کرده و یک شهروند انگلیسی به کمک مهاجم برود. درواقع این فرد ستون پنجم، جاسوس، مزدور و وطنفروش است.
تأسفآور است که منافقین در سال 65 نیروهای خود را به عراق برده و علیه هموطنان خود با دشمن کشورشان متحد شدند.
درست است که حدود 17 هزار شهید ترور داریم که بیشترین آنها توسط منافقین به شهادت رسیدند اما در جریان پیکنیکهای نظامی منافقین که یکی از آنها عملیات فروغ جاویدان در مرصاد بود، تعداد زیادی از نیروهای منافقین لت و پار شدند؛ اینها برادر و خواهر ما بودند، هموطنان ما بودند، شهروند این مملکت بودند، چرا و به خاطر چه چیزی باید اینگونه کشته میشدند؟
برخی به خاطر اینکه به قدرت برسند همه کاری میکنند، جنون دستیابی به قدرت، مجال فکر کردن به آنها نمیدهد. اینها به هر وسیلهای متوسل شدند تا قدرت را به دست آورده و به قول خودشان بر کشور حکومت کنند.
در ملاقاتهای صدام و رجوی، دوربینهای مخفی تمام اتفاقات را ضبط کرده، پولهایی که بین صدام و رجوی رد و بدل شده، ثبت و ضبط شده است. صدام در قبال این خدمات، از منافقین انتظاراتی داشت و این انتظارات همگی علیه ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران بود.
صدام دو کار مهم در دادگاه محاکمه خود انجام داد. اول اینکه ریش بلندی گذاشت و دوم یک قرآن روی میز مقابلش گذاشته بود و دائم آن را باز می کرد. موقعی که دیگران صحبت می کردند، صدام قرآن را باز کرده و وانمود می کرد که در حال تلاوت قرآن است. این رفتار صدام برای بیرون دادگاه پیام داشت. یعنی ریش بگذارید و قرآن در دست بگیرید. آنها که باید پیام صدام را می فهمیدند، فهمیدند. فقط کمی دشداشه ها را کوتاه کردند و نامشان داعشی شد.
نیروهای سازمان، تازه نفس بودند و خیلی خوب توانستند نیروهای خود را از سراسر دنیا جمع کنند. در ماجرای سرکوب انتفاضه شعبانیه هم خیلی خوب توانستند نقش آفرینی کنند.
در یکی از دیدارهای مسعود رجوی با طاها جلیل، یکی دیگر از روسای سرویس اطلاعاتی رژیم بعث عراق که البته این شخص نیز امروز مانند خود رجوی ناپدید است، رجوی گلایه هایی به طاها جلیل کرده و می گوید سفیر شما در تهران با یکی از روزنامه های ایران با نام رسالت مصاحبه کرده و ماجرای ترور سپهبد صیاد شیرازی را محکوم کرده است. این چه حرفی است که زده، او را توبیخ کنید.
در پاسخ طاها جلیل قول می دهد حتماً سفیر عراق در ایران را احضار کند. رجوی در آن دیدار می گوید آیا کاخ سفید و کاخ الیزه نمی دانستند چه کسی حزب جمهوری اسلامی را منفجر کرد!؟ چه کسی دفتر نخست وزیری را منفجر کرد!؟ همه می دانستند ما هستیم اما کسی اینگونه نسبت به اقدام ما موضع گیری نکرده است.
مجاهدین هنوز به طور رسمی نپذیرفتند مسئولیت انفجار حزب جمهوری و دفتر نخست وزیری را اما وقتی این فیلم و مستندات وجود دارد ما می توانیم علیه منافقین اقامه دعوا کنیم.
دولت های غربی برای صدام در جریان سرکوب انتفاضه استثناء قائل شدند و به او اجازه پرواز در منطقه پرواز ممنوع دادند. اجازه دادند که از بالگردهایش برای سرکوب انقلابیون استفاده کند. در اختیار او سوخت قرار دادند. در حالی که در آن شرایط سوخت عراق به گفته «حامد بیاتی» سفیر سابق عراق در سازمان ملل یک کشتی به گل نشسته بود.
آمریکائی ها و غرب این امدادرسانی هایی را به صدام انجام دادند تا بتوانند انقلابیون را سرکوب کنند. بعد از اینکه ماجرای جنگ دوم خلیج فارس با بازپس گیری کویت از عراق پایان یافت، تمام هزینه های این جنگ از سوی سعودی ها پرداخت شد. پس از آن ماجرا بوش پدر در سخنرانی در نیویورک می گوید به خدا قسم امروز عقده جنگ ویتنام از دل ما خارج شد.
به اعتقاد من که در کتاب خوابگردها هم به آن اشاره کردم، آمریکائی ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تحقیری را احساس کردند، اشغال سفارت آمریکا در ایران و تلاش آمریکائی ها برای آزادی حدود 440 گروگان آمریکائی، موجب سرخوردگی فزونی برای آمریکائی ها شد. به طوری که آمریکائی هایی که منتظر رهایی از عقده جنگ ویتنام بودند، چند سال بعد زخم عمیق دیگری را بر تن خود حس کردند. چرا که سحرگاه یکشنبه اول آبان ماه 1362 وقوع دو انفجار مهیب شهر بیروت را به لرزه درآورد. مقر فرماندهی تفنگداران آمریکائی در کنار فرودگاه بین المللی و مرکز فرماندهی کوماندوها و چتربازان فرانسوی طی دو عملیات شهادت طلبانه توسط کامیون های مملو از مواد منفجره دچار انفجار مهیبی شد. حزب الله مسئولیت آن را به عهده گرفت.
241 تفنگدار آمریکائی و 74 چترباز فرانسوی به هلاکت رسیدند. وقوع این رخداد باعث خفت و خواری بیشتر آمریکا شد و اقتدار آنها را به چالش بین المللی کشید. حزب الله لبنان هم مسئولیت آن را به عهده گرفت.
آنچه در سال جاری با عنوان مصادره 2 میلیارد دلار از دارایی های ایران توسط آمریکا اتفاق افتاد به خاطر این انفجارها بود. آمریکائی ها تمام این موضوعات را نگهداری کرده بودند تا در فرصتی مناسب از ایران انتقام بگیرند، از این رو هم صدام و هم منافقین ابزار مناسبی به حساب می رفتند.
فکر می کنید اگر انتفاضه شعبانیه سرکوب نشده و به سرانجام می رسید امروز اوضاع منطقه چگونه بود؟
همان موقع انقلاب عراق به ثمر رسیده بود و احتیاجی به حمله دوباره نبود یعنی ملت عراق کار صدام را یکسره کرده بودند.
آمریکایی ها ناخواسته دو دشمن جمهوری اسلامی ایران را از بین بردند بدون اینکه بفهمند عواقب آن چیست، یکی طالبان و دیگری صدام.
شهید سیدمحمدباقر حکیم می فرمود مگر حضرت حجت ظهور کنند که صدام سرنگون شود. اما آمریکایی ها بعد از این حمله بنای ایجاد ناامنی در عراق را گذاشتند، بعد از ترور شهید حکیم که چهاردهمین خطبه نماز جمعه را خواند و وقوع آن انفجار مهیب دیگر آرامش در عراق حاکم نشد و هر روز انفجاری تازه در آن اتفاق می افتد.
در جریان حمله آمریکا به عراق وضعیت منافقین چگونه بود؟ چطور نقش آفرینی کردند؟
از طریق شورای روابط خارجی سازمان با آمریکایی ها لابی کردند که ما در این قضیه بی طرف هستیم. پرچم بی طرفی را در سازمان هم برافراشتند.
البته بعد از حمله آمریکا به عراق و ورود نظامیان آمریکایی به پادگان اشرف اعضای سازمان تک به تک احضار شده ضمن انگشت نگاری درباره نقش هر یک از آنها در مساله کشتار کردها مورد بازجویی قرار گرفتند.
سازمان در جریان عملیات مروارید و قتل عام کردها اعلام کرده بود که این کردها پاسدارانی هستند که جمهوری اسلامی برای قیچی کردن ما فرستاده اینها فقط لباس کردی به تن دارند باید آنها را قتل عام کنیم در حالی که همه کشته شدگان خلق کُرد بودند.
FBI بعد از ورود به پادگان اشرف از تک تک اعضای سازمان در مورد علمیات مروارید و نقش آنها در کشتار کُردها سوال کردند. البته از آنجا که شیعیان همیشه مظلوم هستند کسی از اعضای سازمان درباره کشتار شیعیان سوال نکرد.
در مقطع کوتاهی آمریکایی ها به اعضای سازمان اجازه دادند که اگر می خواهند از سازمان جدا و از پادگان خارج شوند برخی همانجا از فرصت استفاده کرده و از سازمان جدا شدند اما بعد از مقطع زمانی کوتاه سازمان جلوی آن را گرفت. آن دوران، دوران ذلت سازمان بود چون هم ارباب آنها یعنی صدام سرنگون شده و هم آمریکایی ها وارد مقر آنها شده و سلاح هایشان را دست شان گرفته بودند.
مستنداتی وجود دارد که رجوی چندین بار به «صابر الدوری» عنوان می کند که مدتی است که صاحب خانه را ندیده ایم ما خانه را با صاحبخانه آن می خواهیم. رجوی برای دیدار با صدام التماس می کرده است اما کم کم خود را بازسازی کردند و چون پول زیادی در اختیار داشتند توانستند خود را احیا کنند.
آیا هنوز چشم امید به منافقین از سوی غرب به آمریکا وجود دارد که اینها بتوانند برای جمهوری اسلامی و ملت هزینه ایجاد کنند؟
آمریکایی ها کسی را ندارند. فکر می کنند هنوز منافقین کارت سوخته نیستند و می توان از آنها استفاده کرد. در حقیقت با افرادی مواجه هستیم که در منطقه الفراغ جمهوری اسلامی ایران می توانند عمل کنند. از دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی تا خراب کردن مسجدی در تهران که سنی ها می خواستند بسازند همگی از جمله اقداماتی است که انجام می دهند در حالی که ما در تهران اصلا سنی نداریم که بخواهند مسجدی بسازند. اینها برای ایجاد اختلاف است، خشن ترین، پست فطرت ترین و بدترین اوپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران منافقین هستند که تن به کارهایی دادند که شاید سلطنت طلب ها هم تن به آن نداده باشند این وضعیت همچنان هم وجود دارد. منافقین تمام نشده اند اگر از نهادهای امنیتی پیگیری کنید خواهید دید که هر چند وقت عملیات هایی علیه منافقین انجام شده و دستگیری هایی در این زمینه وجود دارد. منافقین با تابلوها و شناسنامه های جدید هنوز هستند. نگاه می کنند تا ببینند نقطه ضعف جامعه کجاست تا همان جا عمل کنند.
اگر بگوییم نقش منافقین در فتنه 88 چه بود شاید برخی به این مساله بخندند که سازمان تمام شده و متعلق به دهه 60 و 70 بوده است.
اینها از هر فرصتی برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده می کنند.
مسعود رجوی در حال حاضر کجاست و چه می کند؟
سوال از مسعود خط قرمز سازمان است. یک روایت این است که در جریان حمله آمریکایی ها به عراق رجوی کشته شده است. «مریم سنجابی» یکی از اعضای جدا شده از سازمان می گوید تا چند سال بعد از حمله آمریکا به عراق بارها رجوی را با عبای عربی در مقر اشرف دیدیم. برخی می گویند رجوی فلج و زمین گیر شده است. یک روایت این است که در حال حاضر در لیبرتی به سر می برد.
یک تیم همراه رجوی ناپدید شدند که در این تیم دو نفر از فرزندان وزیر عدلیه دولت مهندس بازرگان به عنوان محافظین و حلقه نزدیک به رجوی بودند که آنها هم مفقود شدند. گفته می شود خارج از کشور به سر می برند روایت دیگری وجود دارد که گفته می شود آمریکایی ها او را خارج کردند تا بعدها بتوانند از او استفاده کنند.
در جریان اسنادی که از مذاکرات منافقین و بعث عراق به دست آورده ایم مشخص شده که 5 مذاکره بین آنها صورت گرفته است. یکی از این مذاکرات با «طاهر جلیل حبوش» از روسای سازمان اطلاعات عراق بوده که او هم مانند رجوی مفقود شده است.
روایت دیگری هم وجود دارد که می گوید جراحی پلاستیک صورت کرده تا شناسایی نشود.
به هر حال سازمان یک تشکیلات فوق العاده آهنینی دارد. انضباط استالینیستی در آن مشاهده می شود شاید روا نباشد که نام سازمان را برای این تشکیلات گذاشت بلکه عبارت فرقه با تعابیر آکادمیک بین المللی برای آن رواست.
«ابراهیم خدابنده» یکی از اعضای سازمان مجاهدین در اظهاراتی عنوان کرده است در لندن زندگی می کردم که از من خواسته می شد درباره فرقه های مختلف تحقیق کرده و ویژگی رئیس فرقه را شناسایی و روی آن تحقیق کنم بعدها متوجه شدم که این تحقیقات در اختیار سازمان و شخص رجوی قرار می گرفت تا بداند رئیس یک فرقه چه کارهایی انجام می دهد.
در فرقه فرد اجازه فکر کردن ندارد فقط باید بله قربان گو باشد. ارتباط انسان با تاریخ گذشته و خانواده اش قطع می شود هر چه که مانع دیرتر رسیدن شخص اول به قدرت باشد باید از بین برود.
17 روز مریم رجوی در فرانسه بازداشت شد در این مدت اعضای سازمان به طور هماهنگ وادار شدند که خود را آتش بزنند بعد از آن اروپایی ها فهمیدند که اعضای این سازمان موجودات خطرناکی هستند و ویژگی های یک فرقه را دارند چون با یک سوت زدن جمعیتی خود را به خاطر مریم رجوی به آتش کشیدند.
یکی از دلایلی که اروپایی ها نمی پذیرند اعضای سازمان مجاهدین به کشورشان رفته و پناهندگی بگیرند این است که از آنها می ترسند و معتقدند آنها موجودات خطرناکی هستند ممکن است دردسر ساز شوند.
انتقال مسعود رجوی از فرانسه به عراق هم به خاطر ترس از آنها بود؟
فرانسوی ها در حقیقت بازی برد برد را انجام دادند و از سویی با این کارشان به جمهوری اسلامی ایران این پیام را دادند که منافقین را از کشورشان خارج کردند تا از ما امتیاز بگیرند و هم از سوی دیگر به صدام نیروی آماده به خدمت و آماده رزم تحویل دادند خودشان هم از دست آنها راحت شدند.
پرونده منافقین بسته نشده و همچنان مفتوح است ولی ما دشمن خود را در قد و قواره خودش، نه بیشتر و نه کمتر می بینیم.
منبع: مهر
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 1 تير 1395 ساعت: 9:53